مطهری زمان
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

   استاد مطهری شهید شد که ، اسلام های انحرافی و تحریف شده  و دروغین مثل اسلام آمریکایی و اسلام منافقان و اسلام فتنه گران را ، از اسلام ناب محمدی (ص) تمیز داده بود . به راستی مطهری های امروز چه کسانی هستند ، یا به تعبیری خون مرتضی مطهری در رگ های کیست ؟

   امروز هر کسی بی باکانه و خردمندانه و آزادانه و عاقلانه و خداپسندانه توام با بصیرت در مسیر شهید مطهری گام بر میدارد و در ولایت مداری و قبل از آن ، در ولایت پذیری سرآمد دوران خود است و حرفی برای گفتن دارد ، و حافظ و پاسدار خون شهیدان است و دشمنان ولایت فقیه را دشمنان خدا و رسول خدا می داند و علی وار و مالک گونه در برابر فتنه گران خصوصا مارقین و ناکثین و قاسطین معاصر می ایستد و علی زمان خود را تنها نمی گذارند ، مطهری دوران و زمان هستند .

*****


 
تقدیم به تو ، ای معلم ، ای مظهر دانایی و بصیرت
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

  خدمت به تو خدمت به تمام فضائل است. خدمت به تو خدمت به حس پریدن است، خدمت به خوب دیدن و خوب شنیدن است. اما هزاران امید و نوید خوبان، گرد ملال بر رخسار دانش افروزت نشانده اند. چه نام های تو را چه باک، که تو معلم امید و بشارتی. ای ابر پرسخاوت دانش! باز هم فرو ببار و دل به روز هایی ببند، که نهال هایی را که در زمین و دانایی به دست تدبیر و مراقبت خون دل کاشتی ثمر دهند. این برترین پاداش معلمی است. 

  آنکس که شایسته ترین است منتخب الهی برای تعلیم و تربیت انسان است، و چه کسی شایسته تر از استادی که خود می سوزد تا باور کند ضمیر خام جوانی که قدم در راه آموختن و دانایی نهاده است؟ و من مفتخرم که شاگرد استادی استاد، و دانایی دانا هستم و بر خود می بالم.

                   * - * - * - * - * - * - * - * - * - * - *


 
معلم نقش آفرین است
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

   بشر امروزی باید به ارزش معلم پی ببرد، تا حیات بشر نفس تازه داشته باشد. چون نقش معلم در جامعه نقش انبیا است. و دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ما را ترسیم می کند. اگر می بینید که امیر مومنان، مولای متقیان علی (ع ) می فرماید:

 "من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً"

هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است.

   این بیان برای ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر وجود آنها در سرنوشت یک ملٌت موثٌر است.

                       * ---------------------------------*


 
بیایید در ترسیم چشم اندازه آینده مطهر گونه باشیم
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

معلم ترسیم گر چشم انداز آینده

  آری آنجا یی که خط مقدم است و انسانها امانت.  مقام معلمی را این سَزَد که انسان امانت اوست آنجا که مهر با اشک درآمیزد پلک ها خم شود و   هق هق سینه را شاهد باشد و بی اختیاردست ها به یاری بشتابد تا درخلوت گاهدل اشک ها  با حرکت سینه تداوم یابد و دستها ناگهان به آسمان پر رمز و راز گشوده شود و لبها نجواگر خدایا خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین و الحمدوا... باشند. خدایا گر نبود لطف، رحمت و هدایت تو خود را در این بوستان نمی یافتم ونمی دانستم این چنین.

   می گویند مخلوقات عالم در مواقعی که نیازمند هستند از عمق وجود و از مرکزی ترین نقطه دید خود به طرف مقابل می نگرند و معرف نیاز خود می شوند گویی مقابل او نیاز او را می بیند راستی در مقام تعلیم و تربیت این معلم است می فهمد که نگاه فرزندان معصوم چه پیامی و نیازی را مطرح می سازند. پیام آنها مهر و محبت به مقام دوست داشتنی معلمان خویش است و نیاز آنها در هم آمیختن باورها، دانستنی ها و ذهنیت های خود با معلمان خویش است. آنجا که شاهد بر تأیید علوم خویش باشند. نظاره گر این صحنه های با عظمت با پرواز شادمانه ی روح و روان فرزندان، معلم است آیا همتایی در بین مسئولیت ها جزء این است که به این مقام معنوی و حیات علمی و تربیتی و ... دست یابد؟

  دست توانای معلم به هنگام اوج فکر، علم و دانش فراگیرانش امدادگر دستان آنهاست و چشمان او با مهر و محبت چشم های
همه ی مریدانش را در صحن تعلیم و تربیت می پاید این جا را باید نگریست و بر صاحبان این مقام معنوی و الهی آفرین و تبریک گفت و این یک ذره است و یک قطره و بس.
معرفی و تعریف مقام معلمی را باید در کلام گوهربار حضرت امام رضوان الله تعالی علیه جستجو کرد که می فرمایند :

 نقش معلم در جامعه نقش انبیاست

وآنجا که رهبر فرزانه ی مان می فرمایند:

      چشم اندازآینده ی کشور به دست توانای معلمان ترسیم می شود.

این ها هر چه هست از عظمت خلقت اوست که فرمود :                      

اقرا بااسم ربک الذی خلق،

خلق الانسان من علق،

اقراٌ و ربک الاکرم، الذی علم الانسان مالم یعلم. " علق، ?-?"

بخوان بنام پروردگارت که جهانیان را آفرید، انسان را از خون بسته سرشت، بخوان! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم. آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.
* .......................... * ........................ *


 
شهید مطهری در انیشه ی امام خمینی _( مسابقه ی اندیشه ی مطهر )
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

امام خمینی ( ره ) :
نقش معلم در جامعه نقش انبیاست انبیاء هم معلم بشر هستند تمام ملت باید معلم باشند فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلّم.


 
شهید مطهری معلم انقلاب - حاصل عمر امام
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

امام خمینی ( ره ) :
 نقش معلم در جامعه نقش انبیاست انبیاء هم معلم بشر هستند تمام  ملت باید معلم باشند فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلّم.


 
همایش کوثر ( میلاد حضرت فاطمه (س) )
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

  ‌نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

     حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می‌شوند و در نگاه اول به نظر می‌آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه‌ها به نکته قابل توجهی می‌رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می‌شود.

برخی گفته‌اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه                 «و من بیننا و بینک حجاب»‌( فصلت، آیه ۵ ) را ذکر کرده‌اند. در دیگر کتاب‌های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته‌اند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی.

    با توجه به معانی ذکر شده در می‌یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می‌گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می‌شود. عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب اصفهانی در مفردات القران می‌نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.

   البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است. آنچه در این مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه می‌توان برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمی‌خورد. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف می‌توان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می‌دارد.

   حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این گروه از حجاب، تنها پوسته‌ای و ظاهری بی‌معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق   «لیفجر امامه»‌ بلکه انسان می‌خواهد آزاد باشد و گناه کند- ( قیامت آیه ۵) می‌شوند.

   انسان‌هایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته‌ای اساسی را بنگارند و آن این است که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی به نام بی‌حجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیام‌آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می‌فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»

 ● فلسفه حجاب 

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.

در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

   از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.» پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید» و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.» اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.

حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند. مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»

    با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است. خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند. این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

 آثار اجتماعی حجاب

   هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.

     اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.  حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.» بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.

   از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود. وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست. 

تصویر اصلی را ببینید

*دختر محمّد را با بهترین صورت و هیأت و با عزت تمام وارد بهشت کنید .

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

 

وقتی دخترم، فاطمه، وارد صحرای محشر شود، لباسی از کرامت بر تن دارد که با آب حیات شستشو داده شده است و تمام مردم، حیرت‌زده به او می‌نگرند. سپس هزار حله‌ی* بهشتی برای او حاضر می‌شود که بر هر کدام از آنها به خط سبز نوشته شده:

»دختر محمد را به بهترین صورت و هیأت و با عزت تمام وارد بهشت کنید      . 

 

 حله: جامه ای سرتاسری و ارزشمند.

 

آیات قرآن و حجاب

 

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است  :     

   «    یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک  و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما  »

 )     ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.(  

جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

 

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

    حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورتگیرد.
     حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
    علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.

هدف و فلسفه حجاب

    هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست میآید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرا   ت 13 )     بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

 

 آیاتی همچون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راهرفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ   و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد.

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.

حجاب زنان سالمند

   قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

شرایط حجاب اسلامی

1-  پوشاندن همه ی بدن زن :

لباس می‌بایست تمام بدن زن را بپوشاند از سرتا پا. امروزه متأسفانه می بینیم خیلی از زنان گردنشان و بازوها و ساعدشان نمایان است یا اینکه بدون جوراب با پای لخت از خانه خارج می شوند درحالیکه خارج شدن با این وضعیت حرام و گناه بزرگی است.

 2- لباس و چادر زن باید ضخیم باشد و نازک و  شفاف نباشد :

 چادر نازکی که بدن زن از زیرآن نمایان است حجاب نیست ؛ بلکه خود فتنه‌ای بزرگ است که جامعه را بسوی فساد می‌کشاند و یکی از نشانه‌های قیامت است که پیامبر(ص) بدان اشاره فرموده‌اندکه  :

 «در امت من زنانی پیدا می شوند که لباس پوشیده‌اند ولی عریان هستند و اینها وارد بهشت نمی شوند و حتی بوی بهشت هم به مشامشان نمی خورد.»

 با استناد به این حدیث چادرهای نازک و شفّافی که امروزه زنان استفاده می کنند و دست و گردن و بدنشان مشخّص است ؛ حرام است و این زنان شامل زنانی هستند که پیامبر(ص) آنها را جهنّمی معرفی کرده است.

٣ - لباس زن باید گشاد باشد و چسبیده و تنگ نباشد:

 یکی از فتنه‌های دیگری که دامنگیر جامعه اسلامی شده است ، لباسهای تنگ است که بدن زنان را مشخّص میکند و برآمدگی‌های بدنشان را نمایش می دهد و باعث میشود که مردان را از راه عفّت و پاکدامنی خارج سازد و باعث فساد و شر می گردد،

خواهران گرامی باید توجه داشته باشند که لباسشان باید از بالا تا پایین (از شانه تا انگشتان پا) یکنواخت و یک اندازه گشاد باشد و باید متوجه خطر لباسهایی که امروزه استعمار برای زنان طراحی می کند ، باشند و مدلهایی که امروز در بازار است اکثراً غیرشرعی است.

۴- یکی از شرایط دیگر چادرآن است که خود چادر زینت نباشد:

 بعضی از چادرها بجای اینکه حجاب باشند و زن را بپوشانند و زیبایی زن را پوشش دهند، خود وسیله‌ای شده‌اند برای زیباتر کردن زنان و زنان را بیشترمورد توجه قرار میدهد و نظر مردان را بیشترجلب می کند. چادرهایی که گلدوزی شده یا رنگهایی زیبا و طرحهای متنوع به کار رفته حرام میباشد، چون باعث فتنه و فساد می‌شود.

 ۵-  لباس زن نباید شبیه لباس مرد باشد:

در حدیثی پیامبر(ص) می فرماید:«از ما نیست زنی که خود را شبیه مرد سازد و مردی که خود را شبیه زن سازد.» در حدیثی دیگر می فرماید:

« سه نفر فردای قیامت وارد بهشت نمی‌شوند و خداوند به آنها نگاه نمی کند یعنی لطف و رحمت خدا شامل آنها نمی شود :

فرزندی که نافرمانی پدر و مادر کند، زنی که خود را شبیه مردان نماید، مرد بی غیرت.»

طبق این حدیث پیامبر(ص) پوشیدن لباسهایی که شبیه لباس مردان است، برای زن حرام است که امروزه متأَسفانه در بین زنان و دختران مسلمان زیاد شده است و دختران و زنان مسلمان پیراهن، شلوار و لباسهای مردانه می پوشند و با آن در خانه و مکانهای عمومی ظاهر میشوند و به آن افتخار میکنند ، در حالیکه خشم و لعنت خدا را برای خود می‌خرند .

یکی از چیزهایی که امت را هلاک میکند بی‌حجابی و بی‌عفّتی است.

 امروزه ما شاهد هستیم که گروههایی از امت به همین دلیل بوسیله سیل، زلزله، طوفان، امراض، انفجار در هواپیما و قطار و غیره هلاک می‌شوند.

مادران محترم باید توجه داشته باشند که خارج شدن دخترانشان با مانتوی کوتاه و شلوار حرام است و باید سعی داشته باشند که دخترانشان با مانتوی بلند و چادر خارج شوند، زیرا همانندی با مردان سبب میشود که لعنت خدا شامل آنها شود و باید مراقب باشند که دخترانشان بدون حجاب خارج نشوند.

۶- لباس و حجاب زن نباید خوشبو و معطّر باشد:

در حدیثی پیامبر(ص) می فرماید:«أَیُّمَا امْرَأَةٍ اسْتَعْطَرَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ فمرت على قوم لیجدوا رِیحُهَا فَهِیَ زَانِیَةٌ وَکُلُّ عَیْنٍ زَانیة»،«هر زنی که عطر بزند، سپس [از خانه] خارج شود و از [کنار] گروهی رد شود تا بوی عطر او را احساس کنند، پس او زنا کار است و هر چشمی که او را می‌بیند، زناکار است».

استفاده کردن از عطر و خوشبویی در منزل برای شوهر ثواب دارد اما در صورتی که زن از خانه خارج شود حق ندارد با لباسی که در آن عطر استفاده کرده خارج شود چون باعث تحریک مردان میشود و آنها را به فتنه می‌اندازد و هر زنی که بوی عطر لباسش باعث فتنه شود، عذاب خدا دامنگیرش میشود.

فاطمه مظهر حجاب

سلام بر فاطمه و پدر ارجمندش، سلام بر همسر فاطمه و فرزندانش

سلام بر کوثر، سلام بر خیر کثیر، سلام بر مولود پربرکتی که هستی و آنچه در آسمان و زمین خلق شده، طفیل وجود اوست .

آن شخصیتی که ژرف نگرترین عقول و خردمند ترین اندیشه ها در گذر از دیباچه معرفت و شناخت وجودی موثر چون کودکانی نوپا، ناتوان و زار از پای افتاده و سر تسلیم و تعظیم فرود می آورند که کوثر را تنها صاحب کوثر می شناسد و بس.

او زهراست، فاطمه است، صدیقه است، طاهره است، او جوهره و عصاره تمام زیباییها و خوبیهاست، آری او کوثر بی پایان الهی است.

قرون و اعصار بسیار عاجزتر از آنند که بتوانند ذره ای از تشعشع تابناک نورانیت و فیض بی پایان او بکاهند و قلوب دیدگان پاک در تمام طول تاریخ از آدم(ع) تا خاتم(ص) مست زلال بی بدیل کوثر بوده اند و نقطه اوج این قله عزت و عظمت سخن اشرف مخلوقات عالم محمد مصطفی (ص) است که فاطمه را ام ابیها خوانده است و همه اهل بیت خود را متوسل و مستفیض از آن فیض عظما می خوانند و فرمودند: ( خداوند ما امامان را حجت برای خلق خود و مادرمان زهرا(ع) را حجت برای ما قرار داده است) و ما شیعیان بویژه بانوان محترم از این موهبت بزرگ الهی سر فخر بر عرش می ساییم که بانویی چون فاطمه (س) سیده زنان دو عالم الگو و مقتدای ماست و ما از محبان و ارادتمندان آن آستان نورانی هستیم باشد که در فردای واپسین شفاعت حضرتش نصیب گردد.

حجاب  به معنی منزوی کردن زن نیست.    ( مقام معظم رهبری)

وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می کنم و بینش اسلام را مشاهده می نمایم به روشنی در می یابم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا بکند که دیدگاههای اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط و تفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارایه کند.

این ادعای ما نسبت به مسئله زن در عالم است. ما آن چیزی را که در تمدنهای مادی امروز نسبت به زن عمل می شود و وجود دارد به هیچ وجه قبول نداریم و آن را به صرفه و صلاح زن و کل جامعه نمی شماریم.

اسلام می خواهد رشد فکری و علمی و اجتماعی و سیاسی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری به عنوان یک عضو حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب بر این اساس است. مسئله حجاب به معنای منزوی کردن زن نیست اگر کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد برداشتش کاملا" غلط و انحرافی است.

مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد بخصوص به ضرر زن است.

حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی نیست، دلیل عینی اش هم شما هستید. شاید عده ای تعجب می کردند و هنوز هم تعجب کنند که خانمی در سطح بالای علمی در هر رشته ای وجود داشته باشد که خودش را با تعالیم اسلام و از جمله با مسئله حجاب منطبق کند. این برای بعضی باور نکردنی بود و نمی توانستند تصورش را بکنند.

عفاف

گر چه نگاه به مسئله حجاب نگاه به عاملی مهم و موثر در رشد معنوی و اخلاقی جامعه است اما آنچه در قدم اول ضروری تر بنظر می رسد سالم سازی بنیانهای اخلاقی جامعه است.

عفاف   به عنوان پیش زمینه ای اساسی در اصلاح این بنیانها فراتر از حجاب قابل دقت و بررسی است.

همچنین حیاء در یک ارتباط متقابل با عفاف گاه معلول و گاه علت است.

می توان گفت که از سویی این دو خصیصه نفسانی  از عوامل اساسی در گسترش فرهنگ حجاب می باشند و حجاب واقعی جز در پرتو این دو مسیر نخواهد بود و از سویی دیگر سالم سازی اخلاقی یک جامعه محدود به حجاب نیست بلکه مجموعه ای از چگونگی رفتارها و بایدها و نبایدهای فردی و اجتماعی است که با ارتقای سطح عفاف و حیای جامعه نسبتی مستقیم دارد. لذا بی جهت نیست که قبل از ورود به مباحث حجاب مختصری پیرامون عفاف و حیاء گفتگو کنیم.

معنای عفت

عفت یعنی صیانت نفس از چیزهایی که حرام است یا انجام آن شایسته نیست. شهید مطهری در تعریف عفاف می فرماید، عفت حالتی نفسانی است به معنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت حق و ایمان و تحت تاثیر قوه شهوانی نبودن. (حضرت علی(ع) درباره حقیقت عفت می فرماید: عفت مقاومت در برابر شهوتهاست و در روایت دیگری می فرماید: عفاف بی رغبتی نسبت به خواسته های نفسانی است.

و اما عفیف به کسی گفته می شود که در برابر خواسته های نفسانی از جمله کششهای جنسی مقاومت نموده خود را حفظ کند.

تفاوت عفاف و حجاب

ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیده ایم ولی مسئله اصلی و بنیادین عفت است عفت فراتر از حجاب است حجاب همان پوشش ویژه و عفت یک خصلت، بینش و منش است.

حجاب پوشش بیرونی است ولی عفت هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است.

حجاب می تواند ریایی – ظاهری یا غیر اختیاری باشد ولی عفت یک خصلت و ارزش اختیاری است. عفت نمودهای گوناگونی دارد از جمله عفت درنگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و ... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی عفت در نگاه، سخن گفتن یا امور جنسی نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است.

بنابراین برای سالم سازی جامعه باید بدنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.

قرآن و عفاف

قرآن از این ارزش انسانی و اسلامی با واژه هایی چون عفاف، احصان و حصور یاد کرده است و یکی از ویژگیهای مومنان راستین را پاکدامنی و عفاف می داند:( آنان مومنین کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند) سوره مومنون آیه 5 در اهمیت عفاف همین بس که خداوند در قرآن سوره ای را به نام سوره نور به بیان لزوم عفاف اختصاص داده و شیوه های رسیدن به آن و مبارزه با آلودگی های جنسی را بیان فرموده است. قرآن حتی در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخی همچون داستان حضرت یوسف (ع) جانب عفاف را رعایت کرده است.

عمومیت عفاف

با  دید سطحی به نظر می رسد که عفاف تنها به بانوان اختصاص دارد اما با بررسی آیات و روایات در می یابیم که لزوم عفاف شامل مردان نیز می شود.

خداوند در قرآن خطاب به مردان مومن می فرماید:( به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و دامان خود را حفظ کنند(سوره نور آیه 30)

و به زنان با ایمان هم می فرماید( به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از (نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند. (سوره نور آیه 30)

ویژگیهای زنان عفیف

شاید در مقام ادعا همه انسانها خود را مومن، خوش اخلاق، متعهد و عفیف و ... بدانند اما آنچه که می تواند شاهد صدق گفتار و ادعای انسان باشد رفتار و عملکرد اوست.

عفت را همه زنان دوست دارند اما کسی این ارزش و مقام عالی انسانی را داراست که ویژگیهای زیر را داشته باشد:

1- سنگینی و وقار: زنان عفیف از هر کار سبک و نامناسبی که موجب جلب توجه دیگران شود پرهیز می کنند. طرز راه رفتن، لباس پوشیدن و رفتارشان به گونه ای نیست که نامحرمان را به سوی خود جذب نمایند.

2-عفت در سخن: کم سخن می گویند، ساده و آرام و بی وسوسه حرف می زنند و از سخنان غیر ضروری خصوصا" با نامحرمان دوری می کنند.

3- پرهیز از خودنمایی: از مظاهر خودنمایی همچون نشان دادن زینت های خود بیرون گذاشتن قسمتی از موی سر یا آرایش چهره برای نامحرمان پرهیز می نمایند.

خداوند در قرآن می فرماید( زنان عفیف زینت خود را برابر نامحرمان آشکار نمی سازند) (سوره نور آیه 32)

4-پوشش مناسب: زنان عفیف از انتخاب لباسهای نازک و چسبان و رنگهای تند و زننده که موجب جذب نامحرمان به سوی آنها می شود اجتناب می ورزند.

5- کنترل در رفت و آمدها: زنان عفیف از رفتن به مراکز و مکانهای آلوده و نامناسب چون مجالس گناه، لهو و لعب و... خودداری می کنند.

حیا

از زمینه ها و در عین حال از ثمرات عفاف احساس حیا و شرم از انجام کارهای زشت است.

امام امیر المومنین (ع) حیا را سبب عفت می نامند و در جای دیگر حیاء را میوه و ثمره عفت معرفی می کند و نیز می فرماید هر قدر این احساس شرم از زشتی ها در انسان بیشتر باشد عفت او نیز بیشتر خواهد بود ( با عفت ترین شما با حیاترین شماست)

حیا چیست؟

حیا شرمی است برخاسته از ادراک خوبی ها و بدیهای اختیاری بدین جهت است که انسان دسته ای از کارها را خوب و دسته دیگر را بد می داند علامه مجلسی درباره حقیقت حیا می گوید( ملکه ای است که موجب خودداری از کارهای زشت می گردد.)

حیا عامل بازدارنده ای است که موجب پایبند شدن انسان به قوانین و دستورات دین می شود.

امام صادق(ع) می فرمایند :( کسی که حیا ندارد ایمان ندارد ).

حیا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحرافها و آسیبهای اجتماعی است.

دکتر فلاسن، استاد دانشگاه روچستبر می گوید: خجالت کشیدن و حیا، علامت سلامت است.

حیای مثبت و منفی

گفتنی است که از نظر اسلام مطلق حیا پسندیده نیست. از دید رسول خدا (ص) حیا بر دو گونه است: حیایی که برخاسته از حکم عقل است و حیایی که نشانه حماقت و نادانی است حیایی که انسان را از کارهای زشت باز می دارد حیای خوبی است و نشانه عقل و ایمان است و آنچه در فضیلت حیا در اسلام وارد شده است درباره همین نوع از حیاست.

از مصادیق این حیا می توان حیای از خداوند، حیای از خویشتن و حیای از دیگران را نام برد. حیایی که انسان را از کارهای نیک باز می دارد ناپسند و منفی است و اسلام آن را در انسان نشانه نادانی و ناتوانی می داند.

رابطه حجاب و عفاف

انگیزه حقیقی گرایش زن به حجاب احساس فطری یا غریزی شرم و حیا می باشد.

شرم و حیا در زن نسبت به بیگانگان مانند غیرت در مرد است.. به عبارت دیگر درک و شعور فطری و الهام غریزی زن به حفظ خود از دستبرد نااهلان برای بالا بردن ارزش وجود خویش است.

شرم و عشق و اشتیاق به عفت و پاکدامنی تدبیر و مکانیسمی است نهفته در خلقت و فطرت زن که او را وادار می سازد که گاهی بصورت ناخودآگاه خود را از چشم نامحرم بپوشاند . به همین لحاظ وقتی احساس حجب و حیا را از دست می دهد در محیط ناامن اجتماع هم کشف حجاب می کند و به عکس وقتی احساس شرم و حیا در او زنده است. در محیطی که امنیت کامل هم وجود دارد باز هم متمایل به پوشاندن خویش است.

حجاب برتر

چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در سیره زنان اهل بیت به ویژه فاطمه زهرا (س) دارد. پیامبر اکرم(ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش زهرا قرار داد.

چادر مشکی بهترین و سالم ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را می پوشاند و به او وقار و متانتی خاص می بخشد . از این رو چادر حجاب برتر و کامل ترین نوع پوشش زن مسلمان است.

 در اینجا به مواردی از امتیازات این پوشش اشاره می کنیم:

1-  چادر بیش از هر لباسی حجم و شکل بدن را پوشش می دهد.

2-  چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است.

3-  چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن جلب توجه نامحرم را به کمترین حد خود می رساند.

4-  چادر پوشش دینی و ملی زنان ایران است که دیانت- ملیت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایران را در دنیا تجلی می بخشد.

5- چادر دارای بیشترین بارفرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می زند.

6- چادر امنیت و آرامش زن را افزایش می دهد زیرا تعرض و مزاحمت برای کسی که در چادر قرار گرفته است به مراتب کمتر از کسی است که از این حفاظ مطمئن بیرون است.

7-  چادر سمبل مبارزه با استعمار است.

8-   چادر آنچنان زیبایی، وقار و متانتی معنوی به زن می بخشد که در دیگر پوشش ها دیده نمی شود.

9-  از آنجا که لباسها نمادهایی بارزی از ارزشها و تعلقات فرهنگی هستند چادر را می توان اصیل ترین و بارزترین نماد تعلق و التزام به ارزشهای فرهنگ اسلامی دانست.

10- چادر با اهداء کامل ترین پوشش به زن مسلمان وسیله کمال و تقرب بیشتر را در او مهیا می سازد و بالاترین منحنی بندگی و تواضع در برابر فرامین حق را تجلی می بخشد.

ویژگیهای حجاب برتر

بی تردید این پوشش را در صورتی می توان برترین حجاب نامید که از سادگی ضخامت و متانت رنگ برخوردار باشد.

لازم است استفاده از چادر با اصول دیگر همانند پوشانیدن مناسب چهره و اندام، تزیین نکردن چهره، استفاده نکردن از لباسهای جلف و مهیج، پرهیز از جلوه گری و رفتارهای سبک و ... همراه گردد تا نمایانگر واقعی عفاف ، حیا و شخصیت والای زن مسلمان و هماهنگ با روح اساسی پوشش باشد چرا که اساسا" روح پوشش کنترل رفتار و رعایت وقار و متانت است و چنانچه به پوشش ظاهری بسنده شود و بلکه تقوای رفتاری در زن بوجود نیاید حجاب همچون کالبد بی روح خواهد بود و تاثیر مطلوب را نخواهد گذاشت.

حضرت فاطمه (ع) می فرماید: همانا حیاء از ایمان است و شخص با ایمان در بهشت جای دارد.

روایت  1   :

روزی حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) به خدمت پیامبر (ص) رسیدند تا از آن حضرت برای تقسیم کارهای زندگی کسب تکلیف نمایند، پیامبر (ص) فرمودند: فاطمه(س) کارهای داخل خانه و علی(ع) کارهای خارج خانه را انجام دهند. دختر پیامبر(ص) از این تقسیم کار فوق العاده خوشحال شد و اظهار داشت (جز خدا کسی نمی داند که من چقدر از این تقسیم کار خوشحال شدم.

از این روایت برمی آید حضرت زهرا(س) حتی الامکان علاقه داشت در پس پرده حجاب و عفاف زندگی کند و تا ضرورتی نمی دید از اختلاط با مردان خودداری می کرد.

روایت 2  :

هنگامی که فدک را از حضرت زهرا(س) گرفتند آن بانوی بزرگوار با رعایت حجاب کامل به مسجد رفتند . در بین راه گروهی از زنان بنی هاشم و مهاجر و انصار دور حضرتش حلقه زده بودند پس از ورود به مسجد حضرت دستور دادند پرده ای در مسجد آویختند تا حائلی میان مردان و زنان باشد سپس از پشت پرده به ایراد خطبه پرداختند.

زن می تواند در کسب کمالات معنوی به جایی برسد که اولیاء الهی رسیدند.   ( مقام معظم رهبری)

بترسیداز روزی که هیچ پناهگاهی به جز الله ندارید .

    صدف حجاب برای مروارید های امت محمد «ص» 

خداوند متعال حجاب را برای زنان مسلمان واجب کرده است ، و آن را یکی از راههای نجات و سعادت آنها قرار داده است ؛ حجاب نشانه ایمان و اطاعت از خدا و عفّت و پاکدامنی است و زنان را کرامت می دهد و آنها را حفظ می‌کند و بهترین و مهمترین وسیله برای تقوا و حیاء است و جامعه‌ای که زنان آن با ‌حجاب هستند ، جامعه‌ای با عزّت و باکرامت است و همیشه از بلا ها و فتنه ها محفوظ و مصون می‌ماند.

 

 

 

 

 

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی )قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است .                                                    

تصویر اصلی را ببینید

تصویر اصلی را ببینیدتصویر اصلی را ببینید

 

 

  (   التماس دعا  )