خواندنی ها ی حجاب
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

چادر حصار مزرعه ی نجابت و حفاظ بوته های نورس عفت است.

*     *     *     *     *

چادر ! بزرگترین دارائی، زیباترین و رساترین فریاد آزادگی است.

*     *     *     *     *

چادر!هاله ای نورانی به دور گلهای زمینی است وپرچم مبارزه با تهاجم فرهنگی است.

*     *     *     *     *

چادر ! مقیم شدن در حرم امن الهی است.

*     *     *     *     *

زن بد حجاب ، نمایشگاه سیار دیگران است.

*     *     *     *     *


 
حجاب و عفاف ( 2 )
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

نقش حجاب در تکامل زن از منظر آیت الله العظمی خامنه ای

مقاله حاضر، با تأسی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب و عفاف تهیه گردیده است. تمامی نقل قول ها با ذکر شماره صفحه در پرانتز از کتاب «زن از دیدگاه مقام معظم رهبری» نشر نوادر، 1380 - استخراج گردیده است.
رعایت حجاب و حفظ عفاف به عنوان یک امر ارزشی در مکتب مقدس اسلام، مورد توجه قرار گرفته است. زن می تواند جایگاه و شأن واقعی خود را در پناه عفاف بیابد و درجات متعالی را بپیماید. اهمیت عفاف و حجاب به مثابه ارزش و شأن حقیقی زن می باشد. رهبر معظم انقلاب در اهمیت عفاف چنین می فرمایند: هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام می گیرد، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد. نباید بگذارند عفت زن - که مهمترین عنصر برای شخصیت است - مورد بی اعتنایی قرار بگیرد. (95) حجاب، مقدمه ی حفظ عفاف می باشد. ایشان در مفهوم و اهمیت حجاب چنین می فرمایند:
باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ی ما احیاء بشود. مسأله ی حجاب مسأله یی است که اگر چه مقدمه یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله ی ارزشی است. (29) در اسلام حجابی بین زن و مرد وجود دارد؛ این را نمی شود منکر شد. این حجاب هست؛ این هم طبق حکمتی است که واقعاً صحیح این حجاب باشد. این که بگویند چنانچه زن و مرد در اتاقی هستند که پرده کشیده و در بسته است، این حرام است؛ یک معنای عمیق و حکیمانه دارد این درست است. همه به عنوان یک مرد و یک زن، به خودشان که مراجعه کنند، تصدیق می کنند که این حکم، حکم درستی است. کسی نمی تواند انکار بکند و بگوید این حکم، حکم درستی نیست. اینکه می گویند زن آرایش کرده و با زینت جلوی مردها و در مجامع مردها ظاهر نشود، حکم درستی است. ( 115)اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا - در خیابان ، در اداره، در تجارتخانه - داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی تعیین شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست . این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند وهم زن باید رعایت کند. (63 )مسأله ی حجاب، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است این اختلاط، به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است .(9)

 

عفاف عامل تکامل زن

شناخت عفاف و حجاب با توجه به کارکردها و آثار آن امکان پذیر می باشد. با توجه به این که زن در سه حوزه می تواند حضور یابد و راه تکاملی خویش را بپیماید، حجاب در تکامل بخشی زن مؤثر است. بنابراین حجاب در سه قلمرو دارای کارکرد مثبت می باشد. اینها عبارتند از : 1- تکامل انسانی 2- تکامل اجتماعی 3- تکامل خانوادگی.

 1-قلمرو تکامل انسانی

ایشان در مورد تکامل انسانی انسان، با توجه به هدف آفرینش و فضائل انسانی چنین می گویند:
هدف از آفرینش هر فرد انسان، عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است؛ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی که یک انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود. فرقی هم بین زن و مرد نیست. (6) باید گوهر انسانی در زن و مرد رشد پیدا کند؛ این مسأله ی ارزشی است. (29)
(
در خصوص) قلمرو تکامل انسانی؛ نظر اسلام این است که «ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافطین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات - ده صفت اساسی مرد و زن، بدون هیچ گونه تمایزی - اعدالله لهم مغفره و اجرا عظیما». فرض کنید در این زمینه، نظر اسلام را بجوییم و تبیین کنیم . (47)هویت اسلامی این است که زن در عین این که هویت و خصوصیت زنانه ی خود را حفظ می کند - که طبیعت و فطرت است و برای هر جنسی خصوصیات آن جنس ارزشی است - یعنی آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن مهر و محبت را، آن رقت را، آن صفا و درخشندگی زنانه را، برای خود حفظ می کند، در عین حال، هم باید در میدان ارزش های معنوی - مثل علم، مثل عبادت، مثل تقرب به خدا، مثل معرفت الهی و سیر وادی های عرفانی - پیشروی کند. (175)حال که روشن شد رشد فضائل انسانی و ارزش های معنوی، یکی از محورهای مهم تکامل زن می باشد و شأن حقیقی زن را نشان می دهد، لازم است به نقش حجاب در تقویت تکامل انسانی زن گوشزد نمائیم.
زن ، به واسطه حجاب می تواند عفت و پاکدامنی خود را حفظ نماید و با تقویت عفت و پاکدامنی، با نفسانیت خود مبارزه نماید و اراده خود را در راه کسب علم و تقوی و معرفت الهی به کار گیرد و در پی انجام عبادت و تقرب به خداوند باشد. در واقع با حفظ حجاب و حریم ها - که صورت ظاهری است - نفس خود را - که صورت باطنی دارد - تمرین می دهد تا در پی ارزش های معنوی و الهی باشد و نهاد فطری خود را پرورش دهد و غریزه جنسی خود را - که بعد حیوانی دارد - تا حدی و در جایی میدان می دهد که ابعاد انسانی او رونق یابد. بی توجهی به عفاف و حجاب، باعث عنان گسیختگی نفس و آلودگی های آن می گردد، چرا که نفس سرکشی و طاغی، فقط به دنبال اشباع امیال خود می باشد و امکان و اراده برای سیر الی الله و کسب فضائل اخلاقی و تکامل روحی و فکری از بین می رود.
رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
ما که روی حجاب این قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاه های بسیار لغزنده یی که سر راهش قرار داده اند، نشود. (29)

 2- قلمرو و تکامل اجتماعی

رهبر معظم انقلاب، قلمرو دوم حضور زن را حضور اجتماعی بیان می کنند که در واقع باعث تکامل زن در بعد اجتماعی می شود. ایشان در این زمینه چنین می فرمایند:
قلمرو دوم حضور اجتماعی زن - فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظیر آن - یعنی حضور زن در جامعه است، در این زمینه ، هم نظر اسلام را تبیین کنیم. ((47
ایشان در خصوص اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن چنین می فرمایند: این که می فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست، زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه ی مسایلی که در دنیا می گذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه ی اسلامی است. ((65
ایشان در تأیید حضور اجتماعی زن، به تکه های تاریخی صدر اسلام اشاره می کنند:
خود الگوی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها(که چه در دوران کودکی، چه بعد از هجرت پیغمبر به مدینه، در داخل مدینه، در همه ی قضایای عمومی آن روز پدرش که مرکز همه ی حوادث سیاسی اجتماعی بود، حضور داشت، نشان دهنده ی نقش زن در نظام اسلامی است. البته فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قله ی این فضائل است. زنان برجسته ی دیگری هم در صدر اسلام بودند؛ با معرفت، با خرد، با علم، حاضر در میدان ها حتی حاضر در میدان های جنگ؛ حتی تعدادی که نیروی بدنی داشتند، حاضر در میدان دلاوری در جنگ؛ شمشیر زنی و سربازی، (172) در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده زنان بود - حتی گاهی با نقال ، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر هم می زد.((72
همچنین ایشان در مورد اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن در عرصه انقلاب اسلامی چنین می فرمایند
:
امام خمینی (ره) فرمودند، درست هم فرمودند: اگر زنان در این نهضت همکاری نمی کردند، انقلاب هم پیروز نمی شد. (173) ما در جریان انقلاب شاهد بودیم که زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زن ها با انقلاب سازگار نبودند و این انقلاب را نمی پذیرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئناً این انقلاب واقع نمی شد ((10
در جای دیگر می فرمایند:
عرصه ی دوم، عرصه ی فعالیت های اجتماعی است؛ اعم از فعالیت های اقتصادی، فعالیت سیاسی، فعالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه ی میدان های زندگی در صحن جامعه. (62) در عرصه ی مسائل اجتماعی و سیاسی و ایستادگی و صبر و مقاومت حضور سیاسی و خواست سیاسی و درک و هوش سیاسی، شناخت کشور خود، شناخت آینده ی خود، شناخت هدف های ملی و بزرگ و اهداف اسلامی دشمن ، شناخت روش های دشمن باید روز به روز پیشرفت کند. (175) در میدان های سیاسی نیز، ما خانم هایی را دیده ایم و می بینیم که دارای قدرت تحلیل و سخنوری هستند و برای پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی آماده اند. (11)
رهبر معظم انقلاب ، با تأسی از دیدگاه اسلام و تکیه بر مصادیق صدر اسلام، حضور اجتماعی زن را منوط و مشروط به حفظ حجاب و عفاف می دانند:
در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده ی زنان بود - حتی گاهی با نقاب، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر می زد. در عین حال در داخل خانه، فرزندان خود را هم در آغوش می گرفت، تربیت اسلامی هم می کرد، حجاب خود را هم حفظ می کرد؛ چون این ها منافاتی با هم ندارند. (72) خواهر و همسر بعضی از ائمه ، یا همسران پیغمبر، در میدان های گوناگونی عملی ، فرهنگی ، سیاسی ، مبارزاتی ، انقلابی و نظامی وارد شدند. توجه کردید! هیچ مانع از حضور در هیچ یک از این میدان ها نیست ؛ اما حجاب وجود دارد . آن را رعایت کنید و وارد این میدان مبارزات بشوید. (117) فعالیت زنان در عرصه ی اجتماع، فعالیتی کاملاً مباح و روا و مطلوب و مجاز است که با حفظ حدود اسلامی ، این ها را انجام بدهند و نیمی از نیروی فعال جامعه را به جامعه تقدیم کند. (65) به شرط رعایت عفت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. (64) (باید توجه داشت) حجاب، به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت های سیاسی و اجتماعی و علمی نیست ((9
ایشان به چند مورد از دلایل و حکمت های اهمیت و ضرورت حجاب و عفاف اشاره می کنند:

الف- حفظ تعالی و تکریم شخصیت زن از چشم دیگران:

عفت در زن، وسیله یی برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتی در چشم خود مردان شهوتران و بی بند و بار است . عفت زن، مایه احترام و شخصیت اوست. ((95

ب- حفظ عفاف زن:

این مسأله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه ی این ها به خاطر آن است که این قضیه ی عفاف در این بین سالم نگه داشته بشود.
اسلام به مسأله ی عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند؛ منتها چون در جامعه مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی، می تواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، لذا روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است.
شما الآن هم که در دنیا نگاه کنید، می بینید که یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، به خصوص در کشور ایالات متحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان به عفت زن تعدی و تجاوز می کنند، آمار منتشر شده ی از سوی مقامات رسمی خود امریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری آمریکا، و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت می گیرد! ببینید چه قدر مسأله ی عفت مهم است. وقتی بی اعتنایی کردند، قضیه به کجا می رسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! بر خلاف تمایل زن، مرد زورگو، ظالم، بی بند و بار، بی عفت بتواند به حریم عفت زن تعدی و تجاوز بکند. اسلام اینها را ملاحظه می کند. این مسأله ی حجاب که این همه مورد توجه اسلام است، به خاطر اینهاست.

ج- حفظ امنیت اجتماعی برای زنان و مردان به منظور انجام مسئولیت های اجتماعی آنها:

با حجاب زن مسلمان، هم خود زن مسلمان امنیت پیدا می کند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا می کنند. آن جایی که حجاب را از زنان دور می کنند، آن جایی که زن را به عریانی و برهنگی نزدیک می کنند، در درجه ی اول، امنیت از خود زن و درجه ی بعد ، از مردان و جوان گرفته خواهد شد. برای این که محیط سالم و دارای امنیت باشد، زن بتواند کار خود را در جامعه انجام بدهد، مرد هم بتواند مسئولیت های خود را انجام بدهد، اسلام حجاب را معین کرده است. ((64


 1-
تکامل خانواده
زن علاوه بر حضور در عرصه های اجتماعی، در خانواده ی خود نیز نقش تربیتی و سازنده ای را ایفا می کند که این حضور اهمیت ویژه ای دارد. زن در این جایگاه می تواند الفبای عفاف را به فرزندان خود برای حضور سالم در فعالیت های اجتماعی آموزش دهد و با رفتار اجتماعی خود، الگوی صحیحی از عفاف را به اعضای خانواده ارائه نماید. زن با حفظ حجاب و عفاف در محیط جامعه می تواند راه رشد و پیشرفت را در ابعاد انسانی و اجتماعی طی کند و به عنوان یک عنصر مفید و مثبت در تربیت خانواده نقش آفرینی کند. زن عفیف و نجیب می تواند فرزندان شایسته و سالم تربیت کند. زن با حفظ حدود شرعی ، جلوگیری از بی بند و باری و عنان گسیختگی نفس و تکریم شخصیت اجتماعی خود می تواند فضای سالم را در خانواده به وجود آورد و عزت نفس و کرامت انسانی را به فرزندانشان القاء نماید.
رهبر معظم انقلاب در زمینه نقش مؤثر و مفید زن در خانواده بسیار تأکید دارند و آن را مقدمه ی پویایی جامعه می دانند:
قلمرو سوم، نقش زن در عایله - در خانواده - است. نظر اسلام را در این مورد نیز تبیین بکنیم . ((47
از همه ی کارهای زن مهم تر ، تربیت فرزندان و تقویت روحی شوهران برای ورود در میدان های بزرگ است. ((73 زن در زمینه ی ایجاد عدل و انصاف و محیط آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت کند. ((175
از جمله نقش سازنده زن را در تربیت و تشجیع همسر و فرزندان خود برای میدان جنگ و جهاد در دفاع مقدس هشت ساله می دانند:
مادران در دوران انقلاب و در جنگ تحمیلی، فرزندان خود را به سربازان جانباز و شجاع در راه اسلام و مسلمین تبدیل کردند و همسران در دوران انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ، شوهران خود را به انسان های مقاوم و مستحکم مبدل ساختند. (73) اگر مادران شهدا و همسران شهدا بی صبری نشان می دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها می خشکید؛ این جور نمی جوشید؛ این جور به جامعه طراوت نمی داد. ((173
با توجه به نقش زن در تربیت و تکامل خانواده لازم است زن (و حتی مرد) به منظور استحکام خانواده، به حدود شرعی پایبند باشد. رهبر معظم انقلاب چنین می فرمایند:
مردی که می تواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت بکند، زنی که می تواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، این ها در خانواده ، نه یک شوهر خوب و نه یک همسر خوب و زن خوب خواهند بود؛ لذا بساط خانواده متلاشی شد. ( 86 )
فرهنگ غربی در مورد زن و بی بند و باری و به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق موجب شده است که خانواده سست بشود؛ بنیان خانواده متزلزل بشود؛ زن و مرد در داخل خانواده خیانت به یکدیگر برایشان خیلی مهم شمرده نشود. ((174

 

حسن ختام

یکی از نشانه های مرد سالاری غربی ها همین است که زن را برای مرد می خواهند؛ لذا می گویند زن آرایش کند، تا مرد التذاذ ببرد! این مردسالاری است، این آزادی زن نیست؛ این در حقیقت آزادی مرد است می خواهند مرد آزاد باشد، حتی برای التذاذ بصری؛ لذا زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرج در مقابل مرد تشویق می کنند. (93)

آنچه که در ایران اسلامی در مقایسه با فرهنگ غرب مورد توجه قرار گرفته است، مقابله با ابتذال و بی بند و باری است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
زن های ایرانی، بخصوص کسانی که در رشته های گوناگون دانش و در چارچوب اسلام و احکام اسلامی و مهم تر از همه، مسأله حجاب، توانسته اند حرکت بکنند، بایستی به زنان و دختران و دانشجویان زن دنیا عملاً تفهیم کنند که علم به معنای بی بند و باری نیست و لازمه ی تحصیل علم، بی قیدی نسبت به موازین اخلاقی در مورد معاشرت زن و مرد نیست؛ بلکه می توان با رعایت کامل این موازین، علم را هم تحصیل کرد و به جاهای بالایی رسید و وجود شما می تواند به عنوان یک نمونه از پیام جهانی اسلام نشان داده بشود. (13 و 12)بدیهی است درد زنان جامعه ی ما، کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست. با توجه به این که بی بند و باری خود مانع ظهور شخصیت حقیقی، کرامت انسانی و شکوفایی استعدادهای زنان می باشد. - بلکه باید موانع و محدودیت های دیگری را که بعد فرهنگی و اجتماعی دارد، جستجو نمود. ایشان در این باره چنین می فرمایند:
زن در همه جوامع - از جمله در جامعه ما - دچار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می شود؛ اما این کمبود؛ کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست؛ این کمبود، کمبود میدان ها و فرصت ها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست؛ این را باید تأمین و جستجو کرد. (87)

بالاخره ایشان از یک سو در خصوص احتراز از ابتذال و بی بند و باری هشدار می دهند:
مبادا چنان که در افراد سطحی و غافل دیده شده است، نسل انقلابی و زنان مؤمن، دوباره روی به مصرف و تجملهای پوچ و گرایشهای غیر انقلابی بیاورند یا رسم جاهلی اختلاط بی پروا را دوباره زنده کنند .... (3)

از سوی دیگر بر احقاق حقوق انسانی، شکوفایی استعدادها و تکامل انسانی زنان در جامعه تأکید دارند:
زن در جامعه، اولاً به حق انسانی و حقیقی خود برسد، ثانیاً استعدادهای او شکوفا بشود و رشد حقیقی و انسانی پیدا کند و در نهایت به تکامل انسانی نایل بشود؛ زن در جامعه به صورت انسان کامل در بیاید؛ انسانی که می تواند به پیشرفت بشریت و جامعه ی خود کمک کند و در محدوده ی توانایی های خود، دنیا را به بهشت برین و زیبایی مبدل کند. (78)


 
حجاب و عفاف ( 1 )
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

حجاب در آموزه های قرآنی

 

حجاب که به معنای پرده و پوشش و حایل میان دو چیز است ، نوعی پوشش برای مردان و زنان مومن است . هر چند که این اصطلاح در عرف مردم تنها در زنان به کار می رود ولی تفاوتی در وجوب و لزوم اخلاقی ، شرعی و حقوقی آن نیست. آن چه پوشش مردان از زنان را متمایز   می سازد در مقدار و کیفیت پوشش     می باشد و اگر اندازه و چگونگی را در اصل صدق واژه وارد ندانیم بی گمان نمی بایست در مساله پوشش و حجاب برای هر دو گروه جنسیتی تفاوتی محسوسی را قایل شویم.
به نظر می رسد که حجاب و پوشش پیش از آن که امری شرعی و دستوری قانونی باشد ، مساله انسان است. در گزارش قرآن از برخورد و واکنش ابتدایی آدم و حوا در بهشت موقت به این مهم توجه می دهد که مساله پوشش گرایشی فطری است؛ زیرا آن دو پس از نزدیکی و یا خوردن از میوه درخت ممنوع به شکل و شمایلی در آمدند که برای آنان شگفت انگیز بود. قرآن از واژه سواة برای این شمایل جدید استفاده می کند.
         ( اعراف آیات 26 و 20 و 22 و 27 و طه آیه 121) سواة در اصطلاح قرآنی دست کم در دو معنای بدن و یا نقاط حساس و ناپسند بدن به کار رفته است. به این معنا که در آن مولفه های جسمانیت و نوعی کراهت و ناپسندگی را می توان ردگیری و شناسایی کرد. سوء هر کار ناپسند و زشتی است که به طور طبیعی انسان را ناخوش می آید. در داستان کشته شدن هابیل ، قرآن از جسد بی جان هابیل تعبیر به سوآه می کند.           (مائده آیه 5) بنابراین تن و جسم بی جان که از آن به جسد تعبیر می کنیم ، در کاربرد قرآنی سوآه خوانده شده است.
از این رو می توان با توجه به گزارش قرآن و واکنش شتاب آلود و تند آدم و حوا از پوشیدن برخی از اعضای بدن یا تمام آن با برگ های درختان این احتمال تقویت می شود که انسان به طور طبیعی از عریان و لخت بودن کراهت دارد. نکته ای که قابل تامل است آن که برخی این پوشش را تنها به بخش های حساس تن نسبت می دهند به این معنا که گفته اند آن دو برگ های برخی از درختان بهشتی را کنده و با دست آن برگ ها را نگه داشته اند و خود را بدین صورت از یک دیگر پوشانده اند؛ ولی سخن این است که در آیات قرآنی سخن از نگه داشتن برگ ها با دست نیامده است . به نظر این احتمال درست تر می اید که آنان با برخی از برگ های برخی از درختان که از پهنای کافی برخوردار بودند تن و بدن خود را پوشانده اند و آن را به شکل پوشش و لباس به تن کرده تا بدن آنان نمایان نباشد. بنابراین می توان گفت که این پوشش می توانست کامل و تمام باشد و تنها به نقاط حساس اختصاص نداشته باشد؛ زیرا اگر حوا می خواست حتی با دو دست برگ ها را نگه دارد می بایست دو دست دیگر نیز پیدا می کرد تا دو جای دیگر را نیز می پوشاند که آن دو نیز از حساسیت برخوردار بوده و نوعی شرمگاه به شمار می آمده است. از کاربرد سوآه در معنای بدن در آیه دیگر می توان این برداشت را تقویت کرد که آن دو تمام تن خویش را برگ های درختان پهن برگی پوشانیده اند که شباهت به برگ های درخت موزه داشت که نوعی برگ های بلند و سرتاسری هستند.
به هر حال انسان به طور فطری و طبیعی از لخت و عریان بودن گریزان است و هر انسان سالم شخصیتی و روانی خود را از دیگری می پوشاند.لباس در قرآن به عنوان پوشش تن و بدن ( سواه ) یاد شده است.( اعراف آیه 26) زشت و ناپسند دانستن نشان دادن شرمگاه و بی پوشش بودن آن بخش به نوع تربیت و یا اخلاق اجتماعی انسان بستگی ندارد. به این معنا که هر کس به طور فطری عدم پوشش بخش های خاص و شرمگاه را ناخوش و ناپسند می دارد و اگر تربیت اجتماعی و خانوادگی اثر و نقشی را در این حوزه بازی کند، در آموزش و تربیت ضد اخلاقی آن است؛ در حقیقت نوعی اجبار و تحمیل آموزشی و تربیتی موجب می شود تا انسان ها از حالت طبیعی و فطری خارج شوند؛ چنان که در باره دین این اتفاق افتاده است و مردمانی که به طور طبیعی گرایش به خدا و اسلام دارند به آیین و شرایع و ادیان دیگری مجبور می شوند و به تعبیر پیامبر (ص) با تربیت خانوادگی و آموزش های اجتماعی و تحمیل از فطرت اسلام دور شده و یهودی و مجوسی و مسیحی می شوند.
اسلام به عنوان دین فطرت مساله حجاب و پوشش مردان و زنان را لازم و واجب شمرده و مطابق فطرت دستورهای شرعی خود را صادر کرده است. اصول اخلاقی بشر نیز این اقتضا را دارد و تنها انسان ها بی تمدن از پوشش کامل برخوردار نمی باشند. هر انسان با شخصیت و سالم اجتماعی به طور طبیعی در هر پست و مقامی که باشد به پوشش گرایش داشته و آن را اخلاقی و هنجاری بر می شمارند و بر همین پایه و اساس است که قوانین بشری نیز چنین چیزی را پسندیده و تقویت می کند. در این نوشتار کوتاه و گذرا به اهمیت ، آثار ، فلسفه ، زمینه ، حجاب اشاره می شود.

 

اهمیت حجاب

 

در اهمیت حجاب در بینش و نگرش قرآنی می توان به آیاتی اشاره کرد که در آن حجاب و پوشش را نشانه ای از عفت و پاکدامنی دانسته است. خداوند در آیه 60 سوره نور می فرماید که حتی زنانی که امید ازدواج ندارند و به سنی رسیده اند که میل و رغبتی به جنس مخالف در آنان نیست و از شور و زندگی افتاده اند ، بهتر است که ایشان نیز پوشش را رعایت کنند و خود را چنان بپوشانند که مورد توجه قرار نگیرند و زینت های ذاتی و عرضی خود را نشان ندهند و ننمایانند. آن گاه در بیان فلسفی این دستور و ذکر حکمت آن می فرماید: اگر عفت را بجویند آن برایشان بهتر است. استعفاف و عفت جویی امری است که برای همگان مفید و نیک و پسندیده است چه این فرد پیری باشد که رغبتی به جنس مخالف نداشته باشد و یا جوانی که در اوج گرایش به جنس مخالف است. کسی که پوشش را مراعات می کند به نوعی امنیت روحی و روانی دست می یابد که مورد توجه همگان و خیر عمومی است؛ زیرا هنگامی که شخص خود را به گونه ای مناسب بپوشاند از نظر شخصیت خود را چنان می نمایاند که باید باشد. انسان ها به طور طبیعی از کسانی که از اصول اخلاقی دوری می کند ، کراهت می ورزند. در این مساله تفاوتی نیست که فرد پیر و یا جوان باشد؛ بلکه حساسیت نسبت به افراد پیر و سالخورده بیشتر است، زیرا از این دسته افراد این توقع نیست که بر خلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و هنجارهای شناخته شده عمل کنند. از این رو خیر ایشان است که خود نیز همانند دیگران پوشیده باشند و از حالت عمومی پوشش بیرون نروند.
قرآن پوشش را نشانه تقوا نیز بر می شمارد ؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی ها نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان بر پایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد. اگر کسی مسلمان است نشانه های خواهد داشت . برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که درجامعه پای بند قوانین آن باشد. کسی که پوشش را رعایت نمی کند در حقیقت می کوشد تا بنمایاند که بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. در مدارس برای هر گروه سنی و سطوح علمی لباس و پوشش های رنگی خاصی است که بیانگر و نشانگر گروه و سطح است . این نشانه ها کمک می کند تا بفهمد که این فرد کارگر نیست و یا دانشجویی است. پوشیدن لباس سفید در بیمارستان کمک می کند تا کادر بیمارستانی از دیگران شناخته شوند. چنان که نوع پوشش روحانی بیانگر وظیفه و کاری است که بر عهده او نهاده شده است. کسی که پوشش اسلامی را مراعات می کند با این شیوه بیان می کند که اهل تقواست و بر اصول اسلامی تاکید دارد. از این رو ، قرآن رعایت پوشش اسلامی را نشانه ای از تقوا دانسته است.    ( احزاب آیه 55)
قرآن در تبیین فلسفه و حکمت دستور پوشش اسلامی افزون بر گرایش فطری بشر به این نکته اشاره می کند که پوشش مناسب موجب می شود تا فرد در امنیت قرار گیرد و کسانی که بیمار دل هستند و از شخصیت سالم اجتماعی و روانی برخوردار نمی باشند ، متعرض آنان نمی شوند. ( احزاب آیه 59)
در توضیح این حکمت باید به این مساله اشاره کرد که انسان به طور طبیعی از هر چیزی که نسبت به آن جهل دارد می هراسد و از آن گریزان است. افرادی که در سایه زندگی می کنند و در روش و رفتار خود از نوعی عدم شفافیت بهره می جویند و به سخنی در زمینه خاکستری حرکت می کنند ، از نوعی ابهت برخوردار می شوند که دیگری به سادگی متعرض آنان نمی شوند. زنانی که با پوشش مناسب خود را می پوشانند به شکل در زمینه خاکستری قرار می گیرند و به شکلی برای دیگری مجهول و ناشناخته می گردند. همین مساله موجب می شود که دیگران با وی به آسانی نتوانند برخورد کنند و نوعی خطوط قرمز در اطراف وی پدیدار می شود که متعرضان را از تعرض به وی باز می دارد که نکند هر بیشه ای خالی باشد ؛ زیرا که شاید پلنگی خفته باشد و با تعرض به وی از بسیاری از حقوق اجتماعی و فردی خود محروم گردد. این گونه است که حجاب به عنوان عامل بازدارنده از تعرض دیگران عمل می کند و شخص با حجاب به حریم امنیت رانده می شود .

 

آثار حجاب

قرآن برای حجاب و پوشش مناسب اسلامی آثار معنوی و نقش اجتماعی خاصی را بیان می کند که نمونه آن در مساله امنیت و تقوا گفته شده است. در حقیقت با بیان فلسفه و اهمیت حجاب به برخی از آثار معنوی و اجتماعی نیز اشاره شده است. غیر از مصونیت از تعرض هوسرانان و کسب امنیت می توان به برخی از آثار دیگر حجاب نیز اشاره کرد که از آن جمله طهارت قلبی و پاکی درون مردان و زنان است. پوشش مناسب موجب می شود که هم مردان در هنگامه برخورد و مواجه با زنان گرفتار انحراف و پلیدی و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مردانی که تن خود را می پوشانند از امنیت و طهارت قلبی سود برند. هنگامی که مردی پوشش مناسب داشته باشد زنی که با وی سخن می گوید و یا وی را می بنید تحت تاثیر اندام وی قرار نمی گیرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمی رود ؛ چنان که پوشش مناسب زن نیز چنین فرصتی را برای مردان فراهم نمی آورد. در حقیقت این اثر حجاب به خود فرد باز نمی گردد بلکه به دیگری سود می رساند. به این معنا که حجاب و پوشش مناسب این فرصت را برای مردان و زنان فراهم می آورد تا از طهارت قلب برخوردار باشند و گرفتار ناپاکی دل نگردند. هر چند که می توان برای آن اثری در خود فرد نیز یافت که عبارت از امنیت فردی در برابر دیگری است و شخص با حجاب خود نمی گذارد که جنس مقابل تحریک شده و متعرض وی گردد.( احزاب آیه 53)
از آثار دیگر اجتماعی پوشش مناسب، شناخت زنان سالم و مومن جامعه از زنانی است که می توان از آنان به افراد بی شخصیت یاد کرد. در گذشته کنیزان در جامعه به عنوان افراد بی شخصیت قلمداد می شدند و برای کارهای پست و نیز ارضای شهوانی مورد بهره برداری جنسی قرار می گرفتند. این دسته از زنان بر خلاف زنان آزاده بودند که از نظر اجتماعی از شخصیت سالم برخوردار بوده و از جایگاه و ارزش ویژه ای برخوردار بودند. پوشش مناسب اسلامی دو دسته از زنان با شخصیت و بی شخصیت اجتماعی را از هم جدا و متمایز می کرد. زنان بی شخصیت به حجاب و نمادهای پوششی مناسب اعتنایی نمی کردند و در جامعه رها بودند و از آنان امید این نمی رفت تا خود را مناسب با ارزش های اجتماعی جامعه هماهنگ وهمراه سازند. از این رو در قرآن لزوم پوشش از آن رو برای زنان آزاده و با شخصیت خواسته شده بود تا زنان هرزه و بی شخصیت باز شناخته شوند. کسانی که با حجاب مناسب بودند این نشانه را با خود همراه داشتند که ایشان از شخصیت و جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردارند و کسی نمی تواند متعرض آنان شود( احزاب آیه 59)
از دیگر آثاری که قرآن برای پوشش یاد می کند ، اثر معنوی پوشش و دست یابی به رحمت و آمرزش الهی است. ( احزاب آیه 59) نکته جالب در این تعبیر قرآنی آن است که سخن از غفران به عنوان پاداش پوشش یاد شده است؛ زیرا غفران به معنای پوشاندن گناهان است. کسی که خود را از دیگری می پوشاند و حجاب را مراعات می کند به اسم غفران پناه برده و خداوند نیز او را از شر گناه و آسیب های احتمالی آن می پوشاند و گناهانش را بخشیده و بر آن پرده ای می نهد که دیگری از آن با خبر نمی شود ؛ چنان شخص با حجاب با پوشش خود مواضع ناخشنود و زشت خود را پوشیده است.
خلاصه آن که حجاب و پوشش در آموزه های قرآنی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و برای آن آثار اجتماعی و معنوی چندی است. آثاری که نه تنها موجب می شود انسان را به خدا نزدیک کند بلکه شخص را در امنیت و آرامش روحی و روانی و اجتماعی قرار دهد.