امام خمینی ( ره ) قلب تپنده ی انقلاب اسلامی
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

 

امام خمینی و معجزه انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیام های الهی و معنوی امام خمینی در سراسر جهان طنین انداز شد.ایشان با تاسی به آموزه های اسلام ناب محمدی بسیاری از روابط اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی رامتحول ساخت و نظام های رایج دنیا را به چالش فراخواند و الگوی تازه ای ارائه کرد و میلیون ها انسان سرگشته در برهوت الحاد و بی دینی و گرفتار در دام جاهلیت عصر مدرن را با دعوت به ارزش های وجودی خویش ودین ومعنویت ،رهایی بخشید.

در تبیین و تفسیر حقیقت “ انقلاب امام خمینی” باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی در ایران دنیا شاهد رخداد یک معجزه عظیم الهی بود و این واقعیتی است که بارها پیرو مرادمان برآن تاکید نمودند:

یک تحول روحی در جامعه پیدا شد که من غیر از آنکه بگویم یک معجزه بود، یک اراده الهی بود ،نمی توانم اسم دیگری رویش بگذارم .” و باز می فرمایند: “ اینجا حساب الهی است ، اینجا دست خداست. اشخاص نمی توانند یک همچو قدرتی ایجاد کنند... این اراده الهی است که تمام حساب های حسابگران مادی را باطل کرد.”

بسیاری از شخصیت های غیرمسلمان نیز با تائید عدم گنجایش جریان انقلاب اسلامی در چارچوب محاسبات مادی بر اعجاز انقلاب اسلامی صحه می گذارند. رابرت کالستون دانشمند کانادایی در این باره می گوید: از نظر من که یک غربی و فرد غیرمسلمان هستم این معجزه است که یک انقلاب مکتبی و الهی بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا کرده ودر جهت استقرار عدالت پیش برود. این انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمایت می شود...”

امام و انقلاب و قدرت نمایی خیره کننده اسلام

انقلاب اسلامی دریکی از حساس ترین نقاط جهان هم چون زلزله ای غیرمترقبه اردوگاه آرام و بی دغدغه استکبار عالمی را به شدت به لرزه درآورد. با وقوع انقلاب اسلامی برای اولین بار یک کشور مسلمان به طور موفقیت آمیزی قدرت های بزرگ غربی را به مبارزه طلبید. آنان را تحقیر کرد و به منافع مادیشان حسادت وارد کرد. (روزنامه تایمز لندن ژوئیه ۱۹۸۲) و چون صاعقه ای عظیم آسمان جهل وغفلت وعناد را شکافید. (از نظر سمبلیک انقلاب ایران نخستین پیروزی مسلمین بر غرب از قرن ۱۶ به این طرف محسوب می شود .نکته اینجاست که اسلام عامل هدایت کننده این انقلاب بوده و هیچ یک از ایسم های غربی ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند.

امام وانقلاب دو پدیده انفکاک ناپذیر

انقلاب اسلامی ایران از آنجا که بر اساس افکار بلند واندیشه متعالی حضرت امام تکوین یافته است: همواره در عوامل پیدایش و طرح شعارهای محوری وتعیین اهداف و آرمان های بلندو راهکارهای وصول به آن با باورها ، اعتقادها و آرما ن های آن شخصیت ملکوتی پیوندی ناگسستنی داشته است از این رو مقام معظم رهبری با انگشت نهادن بر این مهم همگان را متذکر گردیده اندکه: ( انقلاب وامام خمینی دو پدیده انفکاک ناپذیرند ،تحلیل انقلاب اسلامی ایران بدون شناخت شخصیت رهبر بزرگ آن ... ممکن نیست.

تحلیلگران تحولات سیاسی واجتماعی جهان که مسائل انقلاب اسلامی را دائما تعقیب می نمایند به واقعیت فوق به انحاء مختلف اعتراف نموده اند . مثلا روزنامه انگلیسی گاردین طی تحلیلی درباره انقلاب اسلامی نوشت : “ نقش آیت الله خمینی در انقلاب عظیمی که در ایران رخ داد بی اندازه مرکزی ومهم بود و تردیدی نیست که آ یت الله، سنگ بنای اصل این انقلاب بوده است.”

اندیشه امام (ره) مولد انقلابی استثنایی

اساسا ریشه این واقعیت مهم راکه (انقلاب اسلامی ایران در ذات خود هیچ شباهتی با انقلاب های دیگری که در قرن حاضر به وقوع پیوسته نداشته است) باید در پیوند انفکاک ناپذیر انقلاب اسلامی وحضرت امام خمینی(ره) جستجو نمود .از رهگذر پیوند تنگاتنگ انقلاب اسلامی با اندیشه و شخصیت جامع امام تمایز غیرقابل انکار انقلاب اسلامی از سایرانقلاب های بزرگ جهان در قرن بیستم شکل پذیرفت.

دکترین سیاسی امام بر پایه مبانی ثابت واستوار وخدشه ناپذیری چون اعتقاد عمیق به غیب وامدادهای غیبی به ایمان خللی ناپذیر به تعالیم اسلام و وحی ، اتکا و توکل راسخ بر قدرت لایزال الهی ، تکلیف مداری مطلق و ... قرار داشت . دکترین سیاسی که ( به اعتراف غربیان ،غرب از شناخت آن عاجز مانده است .)

به تعبیردقیق تر اندیشه سیاسی امام (ره) که پایه اصلی و عنصر حیاتی شروع و استمرار جریان انقلاب اسلامی بوده است نتیجه منطقی تفسیر عرفانی ایشان از هستی ومعنی وجودی انسان و...می باشد.

حضرت امام بر مبنای این اندیشه بزرگ ترین انقلاب اجتماعی قرن بیستم را که در نظر تحلیلگران بین المللی درچارچوب معیارهای سنجش سایر انقلاب های بزرگ جهان نمی گنجد به حرکت در آورد.

چنانچه میشل فوکو اندیشمند وجامعه شناس برجسته فرانسوی در نوشته های خود با اشاره به سفری که در کوران حوادث انقلاب سال ۵۷ به ایران داشته و با اشاره به نظریات برخی از تحلیلگران غربی که جریان انقلاب ایران را عبور جامعه ایران از غیرمدرن وسنتی به مدرنیته تفسیر می کردند با معیار قرار دادن وقایع عینی و تحولات جاری که از نزدیک مشاهده نمود می نویسد: “ من قبول دارم که از قرن هجدهم به بعد هر تحول اجتماعی اتفاق افتاده بسط مدرنیته بوده اما انقلاب ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد . “در واقع فوکو می پذیرد که انقلاب اسلامی ایران دو سده اقتدار یک اندیشه سیاسی را با همه سوابق چند صد ساله اش به چالش کشانده ... و این انقلاب حرف تازه ای دارد و ویژگی بارز اندیشه سیاسی حضرت امام هم همین است


 
شهید مطهری و موج بیداری
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بیداری اسلامی متاثر از اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری

امام خمینی (ره:( مطهری آثارش بدون استثناء خوب است

خدمتی که مرحوم مطهری به نسل جوان و دیگران کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بی استثناء، همه ی آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم: «بی استثناء آثارش خوب است». ایشان بی استثناء آثارش خوب است، انسان ساز است، برای کشور خدمت کرده است. در آن حال خفقان خدمت‌ها‌ی بزرگ کرده است این مرد عالیقدر.
خداوند به حق رسول اکرم (ص)، او را با رسول اکرم (ص) محشور بفرماید.

امام خامنه ای :

من خودم را شاگرد آقای مطهری می دانم ،البته بنده پیش استادمطهری درس نخوانده ام ،اما یکی از عناصری که فکر اسلامی من را پایه گذاری کرده است،سخنرانی های بیست سال پیش آقای مطهری است.

 

آیه الله خامنه ای درباره مطالعه آثار ایشان می فرمایند:

توصیه مى‌کنم کار را جدى بگیرید و دنبال کنید. مرحوم شهید مطهرى مرد بسیار عمیق و با فکر و پُر مغزى بود؛ ایشان از دانشهاى لازم براى این تحقیقات برخوردار بود؛ فلسفه مى‌دانست، کلام مى‌دانست، فقه مى‌دانست، تاریخ مى‌دانست. ایشان در هر بحثى وارد مى‌شد، زوایاى آن را کاوش مى‌کرد؛ بنابراین آثار ایشان خیلى با ارزش است. من یک وقت به دوستان طلبه مى‌گفتم: اگر کسى فقط آثار ایشان را از اول تا آخر با دقت بخواند، کافى است که او را به یک سطح راقى از معارف عمیق اسلامى برساند. شما که اینها را تلخیص کرده‌اید و برنامه‌ریزى شده و شکل داده شده ارائه مى‌دهید، خوب و بسیار با ارزش است

 



  هنر شهیدمطهری(ره)
هنر  شاخص شهید مطهری (ره)
... ما همیشه به شهید مطهری نیاز داریم. در شخص شهید مطهری نمی شود متوقف شد. بر پایه پیشرفتهای فکری و نوآوری های او باید جامعه و مجموعه فکری اسلامی ما به نوآوری های دیگری دست پیدا کند. ما احتیاج داریم مطهری هایی برای دهه ی 80و 90داشته باشیم؛ چون نیازهای فکری روزبه روز و نوبه نو وجود دارد. درباره هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری و نقشی که این مرد بزرگ در زمان خود ایفا کرد، به نظر من تاکنون تعریف جامعی ارائه نشده است. البته روی کتابهای ایشان کار شده- کارهای شایسته ای هم انجام گرفته- لیکن باید کاری را که مرحوم شهید مطهری در سالهای دهه40و 50 در محیط فکری این کشور انجام داد، شناخت.
 

اجتهاد و اعتماد به نفس

ایشان به قوت فکری و اندیشه قوی و صائب خود وارد میدان هایی شد که تا آن وقت هیچ کس در زمینه مسائل اسلامی وارد این میدان ها نشده بود؛ و با تفکراتی که آن روز در کشور رایج شده بود- افکار وارداتی ترجمه ای غربی و شرقی- یا می رفت رایج شود، خود را وارد یک چالش علمی عمیق و وسیع و تمام نشدنی کرد. ایشان، هم در جبهه مقابله با مارکسیست ها به یک جهاد بسیار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه مقابله با تفکرات غربی و لیبرالیست ها وارد میدان شد. این نقش، بسیار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفس لازم می خواهد، هم قدرت فکری و اجتهاد در زمینه های گوناگون را لازم دارد، هم یقین و ایمان قاطع می خواهد؛ این مرد بزرگ همه اینها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسیار مؤمن بود، هم به ایمان خود یقین داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ اینها لازم است. در سابقه تاریخی ما افکار وارداتی وجود دارد؛ منتها نه با این وسعت، با این شیوع و با این امکان تأثیرگذاری. تاریخ ما از این گونه رگه های فکری ناسالمی که وارد تفکرات علمی ما شده- چه در فقه ما، چه در فلسفه ما، چه در کلام ما- پر است؛ لیکن در دوره جدید که ارتباطات گسترش پیدا کرد، حرفهای نوبه نو- با جاذبه هایی که به طور طبیعی دارد- مرتباً وارد فضای فکری جامعه شد و به یک مواجهه صحیح و علمی ایجاد نیاز کرد.
ما در میدان بودیم و می دیدیم؛ بعضی از مواجهه هایی که آن وقت صورت می گرفت، علمی نبود؛ مقابله متعصبانه و از روی اعتقاد بود؛ اما نخوانده و نفهمیده، حرفی را رد می کردند؛ نمی دانستند چیست؛ گوشه ای از یک حرف وسیع را می گرفتند و آن را مشمول جنگ خودشان قرار می دادند و با آن درمی افتادند و مقابله می کردند. این، تحجر و توقف و مقابله غیرعلمی را تداعی می کرد. یک عده تحت تأثیر جاذبه های افکار نو و وارداتی، مجذوب اینها می شدند و سعی می کردند اسلام و فکر اسلامی و دین را با اینها تطبیق کنند؛ منتی هم سر دین می گذاشتند که ما اسلام را جوان پسند و مردمی و قابل قبول کرده ایم! گاهی اوقات کاسه از آش داغ تر هم می شدند و چند قدم هم جلوتر از صاحبان این فکرها پیش می رفتند، برای این که نبادا متهم به مرتجع بودن و این حرفها شوند که این را هم ما در مواردی دیدیم. نبوت و توحید و معاد و مباحث امامت و مباحث فقهی و مباحث اجتماعی و سیاسی اسلام را به سمت مشابهات خودش در مکاتب بیگانه از اسلام و احیاناً الحادی و بکلی بیگانه از دین کشاندند و منت هم سر اسلام می گذاشتند که ما آمدیم اسلام را همه کس فهم و همه کس پسند و در چشمها شیرین کردیم! این هم یک انحراف دیگر بود؛ هر دوی اینها انحراف بود. هنر شهید مطهری در آن دوران این بود که با قدرت اجتهاد و با انصاف و ادب علمی- چه در زمینه علوم نقلی، چه در زمینه علوم عقلی- وسط میدان ایستاد و با این افکار گلاویز شد و آنچه را که تفکر اسلامی بود، روشن، ناب و بی شائبه وسط گذاشت.

 جریان فکری اسلامی انقلاب

علیه او خیلی هم حرف زدند و خیلی هم کار کردند؛ اما ایشان این کار را انجام داد. در جریان روشنفکری، این نقش بسیار مهمی است؛ و این شد پایه تفکرات بعدی جامعه ما. بنده اعتقاد راسخ دارم و بارها هم گفته ام که جریان فکری اسلامی انقلاب و نظام اسلامی ما در بخش عمده ای متکی به تفکرات شهید مطهری است؛ یعنی آنها پایه ها و مایه های اسلامی ای است که ما در تفکرات اسلامی از آنها بهره بردیم و به نظام اسلامی منتهی شد؛ لذا در همان روزگار هم افکار شهید مطهری جایگاه امنی بود برای جوانهای طالب و عاشق فکر اسلامی که در زیر بمباران شدید تفکرات بیگانه قرار می گرفتند؛ مارکسیست ها یک طور، غربگراها یک طور؛ هم در دانشگاه ها وجود داشت، هم در محیط بیرون از دانشگاه ها، و هم حتی در حوزه های علمیه، شهید مطهری یک سنگر و یک مأمن برای این افراد شد تا بتوانند خود را زیر سایه این تفکر عمیق و مستحکم حفظ کنند؛ هم دین خود را حفظ کنند، هم بتوانند دفاع کنند و حرف نو داشته باشند.

 نیازمند مطهری های جدید هستیم

نکته دوم که خوب است روی آن فکر شود، تداوم این جریان است. ما که نمی توانیم در شهید مطهری متوقف شویم. درست است که الان هم بعد از بیست وچند سال از شهادت این مرد، کتابهای او جزو پرفروش ترین و جذاب ترین و مطلوب ترین کتابها برای نسلهای جویای فکر متین و منطقی اسلام است و الان هم ما واقعاً بدیل و عدیلی برای مجموعه کتابهای شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) نداریم و با این که کارهای خوبی هم شده، بلاشک از لحاظ اهمیت و تأثیرگذاری و جذابیت و اتقان، هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارد؛ لیکن جریان ورود در عرصه چالش با افکاری که وارد می شود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آنها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آنها و تبیین فکر اسلامی در زمینه آنها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد. همان طور که عرض کردم، ما به مطهری هایی در دهه های آینده احتیاج داریم. بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، فکر اسلامی مورد چالش جدی قرارگرفته است؛ بعد از این هم بلاشک چالشهای جدیدی را روزبه روز برای آن به وجود می آورند؛ رها که نمی کنند. ما باید در این جا خود را آماده کنیم و می توانیم. سرمایه غنی و تمام نشدنی که امروز از فرهنگ اسلامی در اختیار ماست، در این مصاف امکانات خیلی فراوانی در اختیار ما می گذارد؛ اگر ما اهل استفاده از اینها باشیم حقیقتاً یک زرادخانه عظیم فکری و فرهنگی در اختیار ماست؛ اگر بتوانیم از آن درست استفاده کنیم.
امروز از دوره فعالیت مرحوم شهید مطهری- یعنی سالهای دهه 40و 50- نیاز ما بمراتب بیشتر است. آن روز نیاز ما یک طور بود، امروز نیاز ما بسیار وسیع تر و عمیق تر است و لازم است این جریان ادامه پیدا کند. گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمت ها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدانها شوند و برای مواجهه با امواج تبلیغاتی جدید وارداتی در همه زمینه ها آماده شوند؛ در زمینه فلسفه، در زمینه کلام، در زمینه مسائل گوناگون کشور که با مباحث اسلامی سروکار دارد.

کتاب های استاد در حوزه

امیدواریم خدای متعال همه ما را موفق بدارد تا حق عظیم این شهید بزرگوار را بجا بیاوریم. من یک وقت دیگر هم شاید به عزیزان خانواده مکرم ایشان گفتم ترتیبی داده شود که کتابهای ایشان مثل کتابهای سطح در حوزه ها علمیه، حتماً خوانده شود. بنده از چیزهایی که برای صاحبان فکر و کسانی که می خواهند افکار اسلامی را برای مردم بیان کنند- مبلغان دینی، اهل منبر، سخنگویان دینی- واقعاً لازم می دانم، این است که یک دوره کتابهای مرحوم مطهری را بخوانند. شیوه ای پیدا کنید که این کتابها خوانده شود؛ هم در کتابهای درسی بیاید، هم در دانشگاه ها بیاید. خوشبختانه کتابهای ایشان سهل التناول است؛ یعنی نگارش خیلی شیرین و خوبی دارد. قلم ایشان از بیانشان خیلی بهتر بود. ایشان می گفتند من از شنیدن سخنرانیهای خودم اصلا خوشم نمی آید؛ اما نوشته های خودم را که می خوانم، خوشم می آید. بنده هم البته در این زمینه، حق را به ایشان می دادم؛ نوشته های ایشان حقیقتاً خیلی شیرین، روان و شیواست؛ لذا هر چه بیشتر اینها باید گسترش پیدا کند. علما و فضلا و جوانها- بخصوص طلاب جوان ما- باید یک دوره کتابهای شهید مطهری(ره) را خوانده باشند؛ که اگر می خواهند کاری بکنند، «من بنی فوق بناء السلفی» باشد؛ یعنی بر اساس آن فکر و روی شانه های شهید مطهری بروند ان شاءالله قله های بالاتری را فتح کنند و پرچم فکر اسلامی را به آن جاها بزنند.

.