اسلام ناب؛ استخوانی در گلوی استکبار جهانی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بازخوانی دلایل توهین به پیامبر اکرم(ص)

اسلام، زورگویان و مستکبران را به‌شدت ترسانده است و آنها به توهین به پیامبر اسلام(ص) روی آورده‌اند اما در این توطئه نیز شکست خواهند خورد. امروز نیز همانند دوران جاهلیت علت دشمنی و توهین به پیامبر اعظم(ص)، دشمنی با پیام توحید عدل و آزادگی پیامبر اسلام(ص) است. اهانت‌کنندگان به پیامبر(ص) از موضع ضعف و ترس و شکست به این رفتار ناشایست دست می‌زنند، امروز نیز دنیای اسلام بیش از گذشته نیازمند وحدت و اتحاد است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی استکبار و ایادی آنها از اسلام کینه‌ای در دل گرفتند؛ زیرا قرن‌ها اسلام را کوبیده بودند و مسلمانان را زیر سیطره خود گرفته بودند، ولی انقلاب اسلام ناب را به عرصه زندگی آورد اسلام ناب طوری جلوه‌گر شد که استکبار و سرسپردگان در برابر آن کوتاه آمدند و اسلام ناب مانند خاری در چشمان و استخوانی در گلوی آن‌هاست متأسفانه اسلام‌ستیزی و اسلام‌هراسی در جهان به‌ویژه اروپا به بهانه اقدامات تروریستی تکفیری‌ها همانند داعش و القاعده و دیگر گروه‌ها وارد مرحله جدید و سختی شده است. غرب از مفهوم آزادی بیان برداشت غلطی دارد؛ آزادی بیان به معنی توهین به مقدسات یک آیین الهی و شخصیت‌ها و رهبران آن نیست و این موضوع سهم نادرست از آزادی بیان است که امروز در غرب شاهد هستیم.

آزادی موهبتی است الهی که خدای متعال به انسان عطا فرمود اما از آنجا که انسان موجودی ضعیف است، برای او هم حجت درونی (عقل) و هم حجت بیرونی (پیامبران) قرار داد تا انسان را به سوی کمال و اهداف عالیه الهی رهنمون سازند ولی در عین حال بشر در انتخاب راه صواب و خطا آزاد است. آزادی بیان جزء آزادی‌های فردی است که فرد با استفاده از آن قدرت‌ها، بتواند هر چه در قوه دارد به فعل آورد و نیروهایی که در وی نهاده شده است، ظاهر کنند؛ به عبارت دیگر آزادی بیان آن است که افراد به موجب آن، حق نشر افکار و عقاید خود را از طرق گوناگون دارا باشند.

بدون اینکه نشر آنها موقوف بر تحصیل اذن یا محکوم به سانسور باشد. آزادی مطبوعات، رسانه‌ها، سخنرانی، اجتماعات از مصادیق آزادی فردی محسوب می‌شوند که در آنها افکار و عقاید نشر داده می‌شود. معمولاً این نوع آزادی‌ها را قانون، دستگاه قضایی و دولت تضمین می‌کنند، آزادی بیان در تمام دنیا به صورت مطلق نیست و هر کشور و هر قومی برای آزادی بیان محدودیت‌هایی لحاظ می‌کنند. به تعبیر بهتر می‌توان گفت اصولی که بتوان به صورت مطلق آن را تأیید کرد، به‌ندرت یافت می‌شود. درباره آزادی بیان نیز چنین اعتقادی وجود دارد.

آزادی عقیده به معنای آن است که هر شخصی،‌ هر تفکری اعم از سیاسی،‌ اجتماعی،‌ مذهبی را که حق می‌داند آزادانه برگزیند بی‌آنکه در گزینش آن تحت فشار باشد. آزادی بیان نیز تبلور آزادی عقیده است و به معنای ابراز آزادانه اندیشه و اعتقادات است. این حق یکی از حقوقی است که در تمام اعلامیه‌های حقوق بشری به صراحت به آن تأکید شده و در قوانین بسیاری از کشورها از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد حمایت قرار گرفته است. ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب دهم دسامبر 1948)‌ مقرر می‌دارد: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات فردی آزاد باشد.»

اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که آزادی بیان در اسلام و حقوق بین الملل بدون حد و مرز نیست. بند 3 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر می‌دارد: « اعمال مذکور در بند 2 این ماده مستلزم حقوق و مسئولیت‌های خاصی است و لذا ممکن است تابع محدودیت های معینی شود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد: الف. احترام به حیثیت و حقوق دیگران؛ ب. حفظ امنیت، نظم یا سلامت و اخلاق عمومی.»

اهانت و توهین به آموزه های دینی یکی از محدودیت های آزادی بیان، در آموزه های شیعه محسوب می شود. اهانت و توهین به معنای عام می باشد و به کلیه موارد توهین و اهانت اطلاق دارد و کیفیت شمول مصداقی توهین و اهانت را حاکم اسلامی تشخیص می دهد. در آیات قرآن مکرر درباره اهانت به آیات الهی از سوی مشرکان و کافران بحث شده و هر بار به آنان وعده عذاب الهی داده شده است و حتی در برخی از آیات خطاب به مسلمین می فرماید که حفظ مقدسات دینی و عدم توهین به حدی است که اگر شما در مجلسی بودید و مشاهده کردید که توهین و افترا صورت می گیرد، لازم است سریعا آن مجلس را ترک کنید و الا شما نیز مثل آنان خواهید بود«اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره انکم اذا مثلهم».

عدم توهین و اهانت به مقدسات تا حدی است که قرآن خطاب به مؤمنان می گوید: شما نباید به خدایان مشرکان، دشنام و ناسزا بگویید، چرا که آنان به خدای شما از روی جهالت و نادانی دشنام خواهند کرد: «ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبواالله عدوا بغیر علم». در آموزه های شیعی کسی که به پیامبر(ص) و ائمه اهل بیت علیهم السلام و حضرت فاطمه (س) که اصطلاحا چهارده معصوم نامیده می شوند، اهانت و توهین بنمایند، نیز مثل اهانت خداوند و مقدسات دینی خواهد بود و جزای آن را خواهد داشت.اسلام دینی است که یک و نیم میلیارد پیرو دارد و توهین به پیامبری که خاتم انبیای الهی است گناه بزرگی محسوب می شود و هیچ مسلمانی حاضر به شنیدن و دیدن این گونه رفتارها و قبول آنها نیست.

پیشینههای تاریخی اهانت نسبت به اسلام

وقتی حضرت نوح کشتی می ساخت، او را مسخره میکردند. این، نوعی سب و توهین است. در زمان حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام هم اهانت بوده است. در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هم افرادی مثل ابولهب، کارشان همیشه سب و توهین به پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله بود؛ اما بعد از اینکه اسلام فراگیر شد و آن فرهنگی که پیامبر آورد، در جامعه گسترش یافت، دیگر سب و توهین کنار رفت و اصلی ترین زمان در این بی ادبی ها و بی خردی ها، مال زمان معاویه بوده است. معاویه این را ترویج کرد و در آن عصر به امیرالمومنین علیه السلام توهین کردند؛ البته آن وقت گاهی شیعه ها نیز چیزی به او میگفتند و وقتی در مسجد میدیدند که خطیب درباری بنی امیه به امیرالمومنین علیه السلام توهین میکند، آنها هم جواب می‌دادند.

در جنگ صفین، وقتی امیرالمومنین علیه السلام می‌دید که لشکرش به لشکر معاویه فحش می‌دهند، فرمود: چرا این کار را میکنید؟ گفتند: چون آنها فحش میدهند، ما هم جوابشان را میدهیم. امام فرمود: آنها که بی ادبی میکنند، شما جواب ندهید. پس اینها سابقه داشته، اما اصل و گناه اینها، مال بنی امیه است و بنی امیه بودند که توهین کردن به یکدیگر را در میان مردم رواج دادند بعضی ها هم به خاطر همین کار بنی امیه، می گویند که بنی امیه از نژاد اصیل عرب نیستند؛ اما به هرحال، گناه این توهین ها در عین حال که بر گردن توهین کننده است، ریشه در کار بنی امیه دارد و بنی امیه این فرهنگ را ایجاد کردند؛ تا به همدیگر کینه بورزند. فحش دادن و توهین کردن که ابتدا نسبت به امام علی علیه السلام رواج پیدا کرد، کم کم به توهین کردن به دیگر امامان علیهم السلام منجر شد؛ یعنی همان کاری را که خوارج شروع کردند، بعد از زمان بنی امیه، در زمان بنی عباس هم تقریبا به صورت رقیق تر وجود دارد؛ ولی در ابتدای قرن 5 و بعد زمانی که سلطان طغرل سلجوقی وارد بغداد شد، این کار، شدت پیدا کرد. یکی از کارهایی که طغرل انجام داد، ترویج سب و توهین فرقه های اسلامی نسبت به یکدیگر و مسلمان و غیرمسلمان نسبت به یکدیگر بود.

توهین مجدد نشریه هتاک شارلی ابدو به اعتقادات صدها میلیون مسلمان و انتشار کاریکاتورهای موهن ازنبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) ، آن هم در سایه حمایت مقامات غربی نشانه ای از معنای واقعی دموکراسی و آزادی در غرب محسوب می شود. در حالی که انتقاد از رژیم اشغالگر قدس، انتقاد از تحریف تاریخ در خصوص ماجرای هولوکاست و انتقاد از زد و بندهای پشت پرده سیاستمداران غربی خط قرمز مقامات سیاسی و امنیتی این کشور ها می باشد، هتاکی نشریه ای منحط به مانند شارلی ابدو به اعتقاد جمعیت کثیر مسلمانان روی کره زمین، از سوی غرب نماد آزادی بیان محسوب می شود! یک هفته بعد از حمله تروریستی گروه داعش به هفته نامه شارلی ابدو، شماره جدید این هفته نامه با کاریکاتور موهنی از پیامبر اسلام منتشر شد، این اقدام شارلی ابدو، تکمیل کننده اقدام داعش در توهین و تخریب اسلام است. این شماره در سه میلیون نسخه منتشر و به زبان های انگلیسی، ترکی و عربی ترجمه شده است.همزمان با اقدام موهن شارلی ابدو ، آمریکا توهین به پیامبر اسلام را، آزادی بیان خواند و اعلام کرد، هفته نامه فرانسوی شارلی ابدو حق دارد در کشوری که به آزادی بیان ! متعهد است ، از پیامبر اسلام کاریکاتور منتشر کند.

اقدام جدید شارلی ابدو و حمایت دولتمردان غربی ، تقویت چرخه خشونت و اسلام هراسی است.جریانی که از یک سو کاریکاتورهای توهین آمیز منتشر می کند و از سویی دیگر از تروریست ها در خاورمیانه حمایت می کند.این افراد باید بدانند اگر بخواهند به این بهانه هتک حرمتی به حضرت محمد(ص)، اسلام و مسلمانان بکنند، قطعا مسلمانان سکوت نکرده و غیرتشان هنوز زنده است و این اهانت را نمی‌توانند تحمل کنند. فتوای امام(ره) درباره سلمان رشدی و تمام اسلام ستیزیان زنده است و اکنون فصل آن است که برای محکوم کردن گروه‌های تروریستی و تکفیری، دفاع از هویت اسلامی و محوریت حضرت رسول‌الله(ص) برای امت اسلامی، راهپیمایی بزرگی در سطح امت اسلامی از سوی مسلمانان به ویژه در اروپا و آمریکا صورت گیرد.

این توهین هایی که متاسفانه در این چند سال اخیر شروع شده، اینها معلول جهل نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیست. شخصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله یک آفتاب درخشانی است که هر کسی که مختصر اطلاعی از تاریخ و فرهنگ و تمدن غربی ها داشته باشد، می داند که آنها نسبت به آن حضرت شناخت دارند و میدانند که پیامبر ما بود که لباس پوشیدن و آراستگی و عفت را ترویج داد و کسی در این مسئله شک ندارد. اگر میبینید در این سالهای اخیر شروع کردند به توهین کردن به مقدسات ما، این عوامل دیگری دارد. اینها از طرفی میبینند که مسیحیت روز به روز رو به افول میرود و اسلام روز به روز رشد میکند و میبینند که در اروپا معمولا کلیساها به فروش میرسند؛ چون دیگر کسی به کلیسا نمی رود و مسجدها روز به روز توسعه پیدا میکنند و گاهی میبینند که جوانان مسیحی به اسلام علاقه دارند. اینها به خاطر اینکه این مسائل را میبینند و از نظر برهان و دلیل و منطق، نمیتوانند جلوی پیشرفت اسلام را بگیرند، به این مسائل، روی میآورند. اینها خودشان عظمت پیامبر صلی الله علیه وآله را میدانند؛ مثلا چند سال قبل که به قرآن کریم توهین کردند، گفتند که در قرآن آیات جهاد هست. اگر در قرآن آیات جهاد است، در قرآن دربارة سلاح و شمشیر هیچ بحثی نکرده، در حالی که در همین انجیل، بحث شمشیر وجود دارد. قرآن نمیگوید که قدرت باید در دست شمشیر باشد؛ در حالی که انجیل میگوید که قدرت باید در شمشیر دو سر باشد. خودشان هم اینها را میفهمند. اینها میخواهند بهانه هایی درست کنند؛ تا جلوی پیشرفت اسلام را بگیرند.این افراد، مقرضند و به این وسیله، میخواهند جلوی قرآن و اسلام را بگیرند.

اگرچه تلخ است؛ ولی واقعیت دارد. آری! جریان سقوط و انحطاط موجودی که قابلیت پیشی گرفتن از فرشتگان به او عطا شده است واقعیت ناخوشایندی است که از آغازین روزهای آفرینش انسان خودنمایی کرده است. جریانی که در نقطه مقابل آن، اوج گرفتن و رشد یافتن و تخلق به اخلاق الهی روی دیگر سکة آفرینشی است که خالق یکتایش پس از آن فرمود:فَتَبارَک اللهُ أحْسَنُ الْخالِقین.آری! صف آرایی لشکریان عقل و جهل در میدان پر افت و خیز تاریخ بشر، پدیدة نوظهوری نیست.از یک سو خالق حکیم لطیف خبیر همة اسباب رشد و تعالی و فلاح را در درون و برون آدمی فراهم آورده است و از سوی دیگر انسانی که همة آفرینش به فرمودة خداوند سبحان مسخّر اوست، با تعطیل عقل و اسارت پیامبر درون، به ستیز با پیامبر بیرون و به واقع به جنگ با خویشتن رحمانی خویش برمی خیزد و پنجه در خورشید می افکند.چه سقوط وحشت انگیز و دردآوری است که شماری از نسل آدم در برابر پیامبر رحمت و مظهر تام و تمام لطف حضرت حق قد علم کنند، هم او که خداوند والا وی را به خاطر شدت نگرانی و غم و غصه از جهالت نامردمان، تسلّی داد ولَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک ألاَّ یکونُوا مُؤْمِنین؛امروز لشکرکشی همه جانبة سپاه شیطان در مقابل صف شکست ناپذیر انبیای الهی به فرماندهی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم جلوة ویژه ای یافته و سیر دیرینة مبارزة حق و باطل به نقطة عطف خود نزدیک می شود.

چرا غرب که مدعی پیروی از آیین حضرت مسیح است به خود اجازه جسارت و توهین به بزرگترین پیامبر خدا می دهد و چرا باید خشم مسلمانان توسط عده ای جاهل در نشریه ای برانگیخته شود؟ شکی نیست این حرکات مذبوحانة دشمنان اسلام نشان از هراس رشد فزاینده اسلام و وحدت و اتحاد و بیداری ملت های مسلمان است و نشانة عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است لذا: در دستگاه های استکبار برای اهانت به اسلام و مقدّسات اسلام انگیزه وجود دارد. آنچه آن ها را وادار می کند دست به این عمل جنون آمیز و این گونه اعمال بزنند، حرکت عظیم بیداری اسلامی است آن ها از وحدت و اتحاد مسلمانان هراس دارند که به مهم ترین نقطه ایجاد وحدت حمله می کنند.وجود مقدس نبی مکرم و رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم، مهم ترین نقطه ایجاد وحدت است.دنیای اسلامی می تواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایی است که عواطف همة مسلمان ها در آنجا متمرکز می شود؛ این، کانون عشق و محبت دنیای اسلام است.دشمنان اسلام به خیال باطل خود می خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند.

قلمرو توهین به مقدسات در نظام حقوقی اسلام

از دیدگاه فقهای شیعه جرم توهین به مقدسات آنگاه محقق می شود که پیامبر گرامی اسلام (ص) و یا ائمه معصومین (ع) مورد اهانت و یا استهزا قرار گیرند. برخی از فقها، دشنام به پیامبر و یا یکی از امامان را نوعی ارتداد دانسته اند. اگر چه از نظر مجازات و دیگر آثار حقوقی، دقیقا از احکام و قواعد مربوط به ارتداد تبعیت نمی کند. دیگر مذاهب اسلامی، در خصوص گستره مفهوم توهین به مقدسات و سایر شرایط مربوط به آن با مذهب شیعه اختلاف زیادی ندارند.مالکیه بر این عقیده اند که توهین و دشنام به خداوند یا پیامبر گرامی اسلام (ص) و یا دیگر پیامبران الهی، مستوجب قتل است.  بنابراین فقهای مالکی صراحتا توهین به سایر پیامبران الهی را نیز داخل در مفهوم توهین به مقدسات اسلام دانسته اندفقهای مذهب حنبلی بر این عقیده اند که اهانت به خداوند و یا پیامبر اسلام (ص) و یا دیگر پیامبران الهی و یا کتب آسمانی، مستوجب کفر است. برخی از فقهای مذهب شافعیه نیز هر گونه اهانت به قرآن، خداوند، پیامبر گرامی اسلام و یا دیگر انبیای الهی را که توسط کافر ذمی صورت گرفته باشد موجب نقض قرار داد ذمه دانسته اند (البته در صورتی که در پیمان ذمه چنین شرطی قید شده باشد.) اما حنفیه بر این باوراند که اهانت به پیامبر اسلام (ص) توسط کافر ذمی موجب مجازات نیست بلکه فقط از این عمل نهی خواهد شد. زیرا توهین کافر ذمی به پیامبر اسلام صرفا زیادت بر کفر است و بدین جهت مستحق مجازات نیست. در مذهب زیدیه توهین به پیامبر گرامی اسلام (ص)، مستوجب مجازات قتل است.

راهکارهای مقابله

آنچه شاید از اصل وقوع این حوادث برای ما مهم تر باشد، یافتن پاسخ این پرسش است که رسالت و وظیفة ما در برخورد با آن و در تبلیغ و دفاع از حقایق درخشندة مکتب اهل بیت علیهم السلام چیست.

بازشناسی درس های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 

دشمنان قسم خورده اسلام، یعنی «صهیونیست ها و دولت هایی که زیر نفوذ صهیونیسم هستند، دستگاه استکبار و در رأس آن ها آمریکای جنایتکار، وقتی می خواهند با امت اسلامی دربیفتند و با اسلام معارضه کنند، آماج حملة خودشان را نبی معظم و مکرم اسلام قرار می دهند. این به چه معناست؟ این به خاطر این است که یاد آن بزرگوار، نام آن بزرگوار، ولادت آن بزرگوار، هجرت آن بزرگوار، حکومت ده سالة آن بزرگوار در مدینه و یکایک اقدام و تعلیم و آموزش آن بزرگوار، امروز برای مسلمان ها، اگر تدبر بکنند و تأمل بکنند، یک درس است؛ گشایشِ یک درِ بازی به سوی زندگی است... این باید ما مسلمان ها را بیدار کند؛ بفهمیم که در وجود پیامبر، در شخصیت پیامبر، در خاطرات زندگی پیامبر، در هجرت پیغمبر، در جهاد پیغمبر، در سیرة پیغمبر، در درس های قولی و عملی پیغمبر، چه گنجینة عظیمی برای مسلمان ها نهفته است. ما از این گنجینه اگر استفاده کنیم، امت اسلامی به آنچنان موقعیتی خواهد رسید که نتوانند دیگر به او زور بگویند؛ نتوانند او را زیر فشار قرار بدهند؛ نتوانند او را تهدید کنند؛ این درس است برای ما»

وحدت حول رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم

آنجایی که همة مسلمانان، فرقه های مختلف، نحله های مختلف، مذاهب و عقاید مختلف به هم می رسند و همه بر یک حقیقت اذعان و اعتراف می کنند، وجود مقدس خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم است. در اینجا دیگر سنی و شیعه و فِرق مختلف و معتدل و متوسط و تندرو و این ها دیگر معنا ندارد. نسبت به این مرکز، نسبت به این محور، نسبت به این قطب عقاید الهی و اسلامی، همه با دل و جان متفق و متحدند. امروز این در دنیای اسلام دارد نشان داده می شود؛ این را باید مغتنم شمردسیاستمداران، نخبگان علمی و فرهنگی، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روی این نقطه تکیه کنند و همة مسلمان ها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزة دین خارج نکنند.نخبگان و علما و روشنفکران وظیفة سنگینی در این مقطع بر دوش دارند. هرگونه ضعف و سست عنصری و غرض ورزی و کوتاهی آنان می تواند به فاجعه منتهی شود. علمای دین در برابر اختلاف افکنی مذهبی ساکت ننشینند؛. ..دولت های اسلامی همبستگی میان خود را تقویت کنند و از این قدرت حقیقی در برابر تهدید سلطه گران بهره مند شوند».

معرفی چهره بی پیرایه اسلام

بی شک یکی از اغراض توهین کنندگان به اسلام و پیامبر اعظم مشوَّه و تیره نشان دادن چهره اسلام است. در مقابل باید مسلمانان کاری کنند که «چهره بی پیرایه اسلام، دیده و شناخته شود. دشمنان در طول چند قرن و دوستان نادان و غافل در زمانی درازتر، چهره نورانی اسلام را زشت کرده و به غرض یا به سلایق جاهلانه، به آن افزوده یا از آن کاسته اند. امروز هم اگر چه کژ فهمی ها و سود طلبی ها از سوی خودی ها در کار تیره کردن تصویر اسلام است، ولی حقّاً تبلیغات دشمنان در این باره بسی بیش از آن است و آنان از راه های ظریف و موذیانه به این کار مشغولند... برادرانِ مسلمان! بر این اساس، کار بزرگ ما شناسایی اسلام و شناساندن آن و نیز آشنایی بیشتر با یکدیگر است».

پرهیز از درگیری اسلام با مسیحیت

هدف دشمنان اسلام و صهیونیست ها از چنین اهانت هایی «آن است که از سویی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعة مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ای از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت های مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار می شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد».اما، این اهانت ها را «نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت». باید دشمنان ما بدانند ما مسلمانان در برابر این توطئه ها که هدفشان به راه انداختن جنگ های صلیبی است آگاه هستیم و هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواستة دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطة مقابل آن قرار دارد.

توهین‎های سال‎های اخیر باعث افزایش تمایل به اسلام‎گرایی شده و در داخل جهان اسلام باعث انسجام بیشتر مسلمانان شده است، توهین به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله که نماد تمدن اسلامی است، بزرگ ترین توهین غرب نسبت به جوامع دیگر است. توهین به اعتقادات دیگر ملت ها و تمدن ها، مانند کاریکاتورهای موهن و فیلم های ضد اسلامی و برخورد غیر استدلالی با دین اسلام، به ویژه تشیع، یکی از حرکت های زشت غرب امروز است. توهین به پیامبر صلی الله علیه وآله در حقیقت، توهین جهان غرب به دین اسلام و توهین به فرهنگ و نماد اسلام است  توهین به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، در راستای قداست زدایی از نقطه اشتراک همه فرق و مذاهب اسلامی ودر حقیقت نوعی برای امتحان مسلمانان است؛ تا بفهمند که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و دین اسلام در بین مسلمانان چه اندازه قداست و طرفدار دارد.

این اقدام غیر انسانی، با هدف تخریب چهرۀ نورانی رسول خدا و آئین مقدّس اسلام و وارد ساختن تهمت‌های ناروا به مسلمانان، صورت گرفته و از این جهت نه تنها برای اسلام و مسلمانان، بلکه برای انسان و انسانیّت، یک مصیبت است. اگر دولت‌ها و حکومت‌های اسلامی برای مقابله با این جنایت‌ها، فروش ذخائر مسلمانان از جمله نفت را به دنیای استکبار به ویژه آمریکا و صهیونیست‌ها تحریم کنند، مطمئناً آنان در رفتارهای مستکبرانه و بی ادبانۀ خود با دنیای اسلام و مسلمانان، تجدید نظر جدّی خواهند کرد. ولی متأسّفانه در شرایط کنونی، نه تنها ذخائر ملّی و استفادۀ از آب و خاک مسلمانان به طور وفور در اختیار دولت‌‌‌های آمریکایی و صهیونیستی و اروپایی است، بلکه حکومت‌های اسلامی به جای این، خود و مسلمانان را در زیر یوق آنان هم قرار داده‌اند. اگرچه این اقدام بی‌شرمانه و ضدّ اسلامی و ضدّ بشری باید با جوابی قاطع و کوبنده مواجه گردد، اما همۀ مسلمانان باید به ابعاد گوناگون موضوع و مصالح دنیای اسلام و بلکه مصالح همۀ دین داران عالم توجّه داشته باشند تا در حلقۀ اهداف استکباری جهان کفر برای ایجاد و گسترش درگیری‌های دینی و دامن زدن به جنگ‌ها و نزاع‌های مذهبی در عالم واقع نشوند.


 
شعرای ایران زمین هم تاب این توهین را ندارند (( ماه فروماند از جمال محمد))
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

ماه فروماند از جمال محمد

ماه فروماند از جمال محمد

 

 

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست   در نظر قدر با کمال محمد
وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت   لیله‌ی اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی   آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست   روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس   بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد   تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابند   نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند   پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش   خواب نمی‌گیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی   عشق محمد بس است و آل محمد

 
اسلام ستیزی از پشت ابرهای سیاه توهین به پیامبر (ص) خودنمایی می کند
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

* تاملی پیرامون دو مفهوم اسلام ناب و اسلام آمریکایی *

amarikan-islam2

رتقای بصیرت و کسب معرفت روزافزون نسبت به اندیشه های معمار کبیر انقلاب اسلامی بی شک یکی از مهمترین وظایف نسل سوم متعهد و انقلابی کشور محسوب می گردد. چرا که تنها با شناخت و درک صحیح این اندیشه هاست که می توان در مسیر آرمانهای متعالی تحول عظیم بهمن ۵۷ قدم برداشت. شاید بتوان گفت که بازخوانی انیشه های امام ، آرمانها و اهداف انقلاب از دو جهت حائز اهمیت باشد: اولاً، بازخوانی اندیشه ها و آرمان ها، می تواند در تجزیه و تحلیل رویدادهای جاری و گذشته انقلاب به عنوان شاخص مورد استفاده قرار گرفته تا جهت گیری ها اصلاح شده و با خروج از مسیر اصلی انقلاب مقابله گردد. در ثانی، در این برهه بسیار حساس که دشمنان اسلام و انقلاب برای مبارزه و جلوگیری از نفوذ اندیشه های آن بزرگ در میان اقوام و ملل مختلف دنیا ، استحاله ی فکری و تهاجم همه جانبه به افکار و اعمال نیروهای انقلابی را در دستور کار دارند، ضرورت شناخت دقیق و بینش کافی در این زمینه بیشتر احساس می گردد. استقامت و جانبازی در راه اشاعه ی اسلام ناب محمدی (ص) ، بدون شک تنها نصیب کسانی خواهد شد که با دست یابی به معرفتی عمیق نسبت به اندیشه های حضرت امام از بینش و بصیرت لازم در این زمینه برخوردار باشند.
یکی از اساسی ترین مفاهیمی که حضرت امام در طول زندگی گهربارشان سعی در تبیین و تفسیر هرچه بیشتر آن داشتند، دو مفهوم اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی و همچنین لزوم مبارزه با اسلام آمریکایی می باشد. ایشان به خوبی می دانستند که چه در زمان حیاتشان و چه بعد از ایشان مهمترین موضوع، چالش میان طرفداران اسلام ناب از یک سو و طرفداران اسلام آمریکایی از سوی دیگر است. لذا تلاش زیادی در جهت تبیین شاخص ها و تفاوت های آن انجام دادند. اسلامی که امام شارح و نماینده آن بود، در هنگامی پیروز شد که ملت های محروم تجربه خوش آیندی از نهضتهای «چپ» و «ملی گرا» نداشتند، حرکت هایی که یا در آغاز ابزار دست بیگانگان بوده اند ویا به سبب نداشتن ریشه در فرهنگ و وجدان و باور تاریخی مردم دیر یا زود منحرف شده یا بی ثمر مانده اند.
اسلام امام در عصر انقطاع کامل انسان از حقیقت وجودی خود و تسلط بی چون و چرای ماده و اصالت تمایلات نفسانی بر زندگی بشر، باری دیگر روح حیات را بر کالبد بی جان آدمی دمید و توسعه و تعالی تؤام با هم را برای بشر به ارمغان آورد. اسلامی که در آن «توحید» زیر بناست و رسالتی جز «انسان سازی» ندارد، آن هم تربیت انسان در همه ابعاد وجودی وی. 
امام خمینی در عصر عسرت ایدئولوژی بشری و ناتوانی آنها از تأمین عدالت و استقرار آزادی برای تمامی اقوام و ملتها و در دوره رواج دد منشی های قدرت های سلطه گر و در عصر بردگی جمعی بیشتر ملت های محروم انگیزه مردمی ترین قیام آزادی بخش و عدالت خواه شد و عنان سرنوشت ملتی بزرگ را به دست خود او سپرد و با آزاد کردن نیروهای معجزه گر درونی جامعه شگفتی ساز دوران شد.
فاصله میان اسلام بی تفاوت، خمودی آفرین و واپس گرا، اسلام راحت طلبانی که تمام همشان این است که طعمه ای پیدا کنند و بخورند و بخوابند  ، اسلام زراندوزان حیله گر و قدرتمندان بازیگر و مقدس نمایان بی هنر، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه اسلام آمریکایی با اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بوده اند.، اسلام فقرای دردمند، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها  ، اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف ، اسلام ائمه هدی(ع) و در یک کلمه اسلام ناب محمدی (ص) ، فاصله ای به اندازه تمامی تاریخ اسلام است.
«از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط،‌بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت طلب که تمام همتشان به این است که یک طعمه ای پیدا کنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند می کردند، اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود… . این در طول تاریخ تا حالا بوده است… . اسلام را خلاصه کرده بودند در عبادات، مثلاً نماز و روزه و امثال اینها، برای اسلام هم غیر از این، خیلی؛ نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشی قائل بودند، همان باید در منزل ها بنشینند و نگاه کنند و به دیگران اشکال کنند… . یک دسته دیگر هم انبیاء بوده اند و اولیای بزرگ، آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود، تمام عمرشان را صرف می کردند در اینکه با ظلم ها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می شود همشان را اینها صرف می کردند در مقابله با اینها… . این دورشته، از اول خلقت تا حالا بوده است.» 
اسلامی که حضرت امام نقش احیاگری آن را در قرن بیستم بازی می کرد اسلامی است آمیخته با سیاست. در این نگرش، «اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست، اسلام سیاست است و از سیاست دور نیست» 
در این اسلام قرآن کریم آمده است همه ابعاد انسان را بسازد و علاوه بر روابط بین شخص و خالق تبارک وتعالی و مسائل توحید و قیامت و … پر است از آیاتی که مردم را وادار کرده است و پیغمبر را مأمور ساخته که جنگ کنند با ظالم ها و با کسانی که متعدی هستند. 
در این نگرش حتی یکی از فلسفه های بزرگ حج بعد سیاسی آن است و اوج این حرکت عظیم سیاسی را می توان در مراسم اعلان برائت از مشرکان دانست. اعلان برائتی که در آن «فریاد برائت ما، فریاد برائت همه مردمانی است که دیگر تحمل تفرعن آمریکا و حضور سلطه طلبانه ی آن را از دست داده اند و نمی خواهند صدای خشم و نفرتشان برای ابد در گلوهایشان خاموش و افسرده بماند و اراده کرده اند که آزاد زندگی کنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسل ها باشند. فریاد برائت ما، فریاد فقر و تهیدستی گرسنگان و محرومان و پابرهنه هایی است که حاصل عرق جبین و زحمات شبانه روزی آنان را زراندوزان و دزدان بین المللی به یغما برده اند و حریصانه از خون دل ملت های فقیر و کشاورزان و کارگران و زحمتکشان به اسم سرمایه داری و سوسیالیزم و کمونیزم مکیده و شریان حیات اقتصاد جهان را به خود پیوند داده اند.» 
اسلام ناب حامی مستضعفان و محرومان بوده و « آن که به حال مستمندان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حال دیگران، آن که طرفدار مستضعفین است ، آن رژیمی که می خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاری ها بیرون بیاورد آن اسلام است» 
این رابطه یک رابطه دو سویه است چرا که حامیان اصلی اسلام ناب نیز در طول تاریخ، مستضعفین و محرومین بوده و هستند.« جنوب شهری های محروم و طبقه مظلوم در طول تاریخ با تعهد به ارزش های انسانی و اسلامی بیشتر و مصمم تر در مقابل قدرت ها و وابستگان و دلباخته گان به آنها به پا خاسته و می خیزند»  و « تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند» 
حقیقت این اسلام است که «انسان ها را به گونه ای می سازد که به جز حق و مبدأ خلق به هیچ مکتبی تسلیم نشوند و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نگردند  و با افتخار هر چه تمام تر اعلام کند که «ما می گوییم تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.»
در طرف مقابل این جریان اصیل اسلامی، اسلام آمریکایی قرار دارد که می توان طرفداران آن را در سه دسته تقسیم بندی نمود. دسته اول را حکومت های سلطه طلب و استعمارگر تشکیل می دهند که رواج هرچه بیشتر اسلام ناب را سدی عظیم در برابر خواسته های شیطانی و سیطره همه جانبه سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و نظامی خود دانسته و از هرگونه تلاش برای جلوگیری از نفوذ آن در میان ملتها کوتاهی نمی کنند. « در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی (ص) موج می زند» «آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه ، از هیچ جنایتی خود داری نمی نماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل که سازماندهی می گردد استثمار می نماید. او با ایادی مرموز و جنایت کارش چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.» 
دسته دوم که تحت حمایت و طرفداری گسترده دسته اول قرار دارند جریان نفاق و دورویی را تشکیل می دهند. جریانی که مبارزه با آنها به مراتب از مبارزه با دسته قبل سخت تر و طاقت فرسا تر است. « امروز هم مسلمانها مبتلا به دسته ای از منافقین هستند که کار این ، کار مسلمانها با این منافقین مشکل تر است با کارشان با محمد رضا. محمد رضا ایستاده بود و می زد و می کشت و تکلیف ملت با او معلوم بود . ملت می رفت به جنگش ، اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند ، در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند ، در ظاهر حرف اسلام می زنند ، قلم هایشان و قدم هایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالفند، مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده، با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است و حل مساله منافقین ، پیغمبر اکرم (ص) هم نمی توانست حل بکند، حضرت امیر(ع) هم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد بکنی، حلش مشکل است» 
جلوه منعکس شده از ایران به خارج و طرح نویی که عجز و ناتوانی بیگانگان در نبرد سخت را به همراه داشت باعث شد تا مبارزه با انقلاب ایران در قالب نرم و تحت نفوذ همین جریان نفاق ادامه یابد. پرتو این جلوه تا آنجا ادامه یافت که برای ضربه زدن به مبانی اساسی اسلام ناب ، همگان اسلام شناس شدند و « اسلام شناسی تقریبا رو به تورم است»  « آنها هم که به اسلام اعتقاد ندارند حالا می گویند اسلام باید باشد ، حدود اسلامی باید باشد»  و « کارتر ادعا می کند که ایران اسلام را نمی داند» 
در این میان می توان گفت که اصلی ترین راه برای شناخت این جریان و درک حقیقت پوشالی آن نگاه دقیق و موشکافانه به عملکرد و نحوه عمل این دسته می باشد چرا که « هرچه اینها می کنند بر خلاف آن مسایلی است که می گویند. حرفش را می زنند، عملشان ، کارشان برخلاف اوست. آن که می گوید اسلام ، می گوید اسلام ، اسلام ، اسلام ، اسلام راستین باید باشد ، این اسلامی که اینها می گویند اسلام راستین نیست ، آنوقت یک همچو جنایتی را می کنند به اسم اسلام راستین» 
دسته سوم هم در جریان اسلام آمریکایی ، دسته ای است که دچار یکی از چند نوع فهم اشتباه و خطرناک از اسلام شده است.دارندگان فهم ارتجاعی ، فهم التقاطی ، فهم انحرافی ، فهم اجزائی و از همه خطرناک تر فهم اشرافی از دین و اسلام در این دسته قرار می گیرند که شرح و بسط آن در این مختصر نمی گنجد.
دامنه تقابل میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی در همه شئون زندگی تجلی می یابد و امام خمینی نیز مخصوصا بعد از پایان یافتن نبرد مسلحانه و دفاع مقدس ، آنجا که دیگر جنگ و خون برای جدا کردن مرد از نامرد و مسلم از منافق پایان یافته بود ، به تبیین آن در همه سرفصل ها مانند حوزه ، دانشگاه، فرهنگ عمومی ، هنر, سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد ، فقه و … پرداختند و شروع تمام عیار این مبارزه را گوشزد نمودند.
« امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا ، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم و سلام و درود های خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و کمال نثار می کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است و قلبها و چشمان پر فروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابیتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است»


 
زندگی نامه ی پیامبر محبوبمان را بخوانند شاید ذهن منجمدشان متحول گردد
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

 

نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى کتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.

کنیه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهیم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و…

منصب حضرت محمد (ص): آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حکومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال ۵۷۰ میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏اند.

عام الفیل، همان سالى است که ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مکه یورش آورد تا خانه خدا (کعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مکه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاکت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

 

محل تولد حضرت محمد (ص): مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن کلاب بن مرّة بن کعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر (قریش) بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

حضرت محمد (ص) روایت شده است که هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در کتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است که فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

 

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، کم‏ نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى کرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى که به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مکانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.

 

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، کفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى کند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى کرد.

 

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): از ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل (۶۱۰ میلادى)، که در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا ۲۸ صفر سال یازدهم هجرى، که رحلت فرمود، به مدت ۲۳ سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص)  علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.

نخستین زنى که افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن ۲۵ سالگى با این بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

 

خدیجه کبرى (س) با موقعیت و اموال خویش، خدمات شایانى به پیامبر اکرم(ص) در اظهار رسالتش کرد. این بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در ردیف بانوان قدسى، همانند مریم و آسیه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خدیجه کبرى (س) تا هنگامى که وى زنده بود، با هیچ زن دیگرى ازدواج نکرد. همو بود که دردها و رنج‏هاى پیامبر(ص) را، که سران شرک و کفر متوجه آن حضرت مى‏کردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش یارى می‏داد.

 

خدیجه کبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى که در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنایت مخصوص پروردگار جهانیان قرار گرفت. به همین جهت روزى جبرئیل امین به محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خدیجه برسان. پیامبر اکرم(ص) به همسرش فرمود: اى خدیجه! جبرئیل امین از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خدیجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئیل السّلام».

 

حضرت خدیجه (س) در ایام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ویژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پیامبر(ص) نیز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خدیجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نیکى یاد می‏کرد.

از عایشه،  روایت شده است:

 

«کانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لایَکادُ یَخْرُجُ مِنَ الْبَیْتِ حَتّى یَذْکُرَ خَدیجَةَ فَیَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَیْها، فَذَکَرها یَوْماً مِنَ الْاَیّامِ فَادْرَکَتْنی الْغَیْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ کانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَکَ اللّهُ خَیْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (۱)

 

حضرت محمد (ص) هیچ‏گاه از خانه بیرون نمی‏رفت مگر این که یادى از خدیجه مى‏کرد و از او به نیکى نام مى‏برد. یک روز که حضرت محمد (ص) از خدیجه (س) یاد کرده و خوبى‏هاى او را بیان میکرد، غیرت زنانگى بر من غالب شد و به پیامبر(ص) گفتم: آیا او یک پیرزن بیشتر بود و حال آن که خداوند بهتر از آن (یعنى عایشه) را به تو داده است؟ پیامبر اکرم(ص) از این گفتار من، خشمگین شد، به طورى که موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حرکت درآمد.

 

فرزندان حضرت محمد (ص):

 

الف) پسران ان حضرت محمد (ص):

 

۱٫ قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اکرم(ص) تولد یافت. از این رو پیامبر(ص) را ابوالقاسم نامیدند.

 

۲٫ عبدالله. این کودک چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

 

۳٫ ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.

 

عبدالله و قاسم از خدیجه کبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین کودکى از دنیا رفتند.

 

ب) دختران حضرت محمد (ص):

 

۱٫ زینب (س). ۲٫ رقیه (س). ۳٫ ام کلثوم (س). ۴٫ فاطمه زهرا (س).
دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندى که از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مکرّمه، افتخار بانوان عالم، بلکه همه انسان‏ها و مورد تقدیس و تکریم فرشتگان عرشى است. همو است که مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.

 

گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه کبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود.

 

آغاز بعثت حضرت محمد (ص):

محمد امین ( ص ) قبل از شب ۲۷ رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده جهان می پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذیرش وحی – کم کم – آماده می شد .

 

درآن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در این هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهایی و توجه خاص به خالق یگانه جهان جبرئیل از محمد ( ص ) خواست این آیات را بخواند : ” اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم یعلم ” . یعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفرید . او انسان را از خون بسته آفرید . بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است . خدایی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .

 

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

حضرت محمد (ص) – از آنجا که امی و درس ناخوانده بود – گفت : من توانایی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که ” لوح ” را بخواند . اما همان جواب را شنید – در دفعه سوم – محمد ( ص ) احساس کرد می تواند ” لوحی ” را که در دست جبرئیل است بخواند . این آیات سرآغاز مأموریت بسیار توانفرسا و مشکلش بود .

 

جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نیز از کوه حرا پایین آمد و به سوی خانه خدیجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خدیجه دانست که مأموریت بزرگ ” محمد ” آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : ” بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمی دارد زیرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بینوایان کمک می کنی و ستمدیدگان را یاری می نمایی ” . سپس محمد ( ص ) گفت : ” مرابپوشان ” خدیجه او را پوشاند .

 

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خدیجه نزد ” ورقة بن نوفل ” عمو زاده اش که از دانایان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنین گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پیش آمده است آغاز پیغمبری  است و ” ناموس بزرگ ” رسالت بر او فرود می آید . خدیجه با دلگرمی به خانه برگشت .

 

معراج حضرت محمد (ص):

 

پیش از هجرت به مدینه که در ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پیش آمد که به ذکر مختصری از آن می پردازیم : در سال دهم بعثت “معراج ” پیغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امین وحی (جبرئیل ) و بر مرکب فضا پیمایی به نام “براق ” انجام شد.

 

حضرت محمد (ص) این سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امیر المومنین علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بیت المقدس یا مسجد اقصی روانه شد، و از بیت اللحم که زادگاه حضرت مسیح است و منازل انبیا (ع ) دیدن فرمود.

 

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازدید به عمل آورد، و در نتیجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان حق تعالی آگاه شد و به “سدرة المنتهی ” رفت و آنرا سراپا پوشیده از شکوه و جلال و عظمت دید. سپس از همان راهی  که آمده بود به زادگاه خود “مکه ” بازگشت و از مرکب فضا پیمای خود پیش از طلوع فجر در خانه “ام هانی ” پائین آمد.

 

به عقیده شیعه این سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی  گفته اند. در قرآن کریم در سوره “اسرا” از این سفر با شکوه بدین صورت یاد شده است : “منزه است خدایی که شبانگاه بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سیر داد، تا آیتهای  خویش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بیناست “. در همین سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پیامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمایند، که نماز معراج روحانی مومن است .
اصحاب و یاران حضرت محمد (ص):

 

پیامبر اسلام(ص) چه در مکّه معظمه و چه در مدینه، داراى اصحاب و یاران باوفایى بود که برخى از آنان پیش از آن حضرت و برخى دیگر پس از ایشان از دنیا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر می رسد. در این جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره می‏شود:

 

۱٫ على بن ابى‏طالب(ع).

۲٫ ابوطالب بن عبد المطلب.
۳٫ حمزة بن عبدالمطلب.
۴٫ جعفربن ابى‏طالب.
۵٫ عباس بن عبدالمطلب.
۶٫ عبداللّه بن عباس.
۷٫ فضل بن عباس.
۸٫ معاذبن جبل.
۹٫ سلمان فارسى.
۱۰٫ ابوذر غفارى (جندب بن جناده).
۱۱٫ مقداد بن اسود.
۱۲٫ بلال حبشى.
۱۳٫ مصعب بن عمیر.
۱۴٫ زبیر بن عوام.
۱۵٫ سعد بن ابى وقاص.
۱۶٫ ابو دجانه.
۱۷٫ سهل بن حنیف.
۱۸٫ سعد بن معاذ.
۱۹٫ سعد بن عباده.
۲۰٫ محمد بن مسلمه.
۲۱٫ زید بن ارقم.
۲۲٫ ابو ایوب انصارى.
۲۳٫ جابر بن عبدالله انصارى.
۲۴٫ حذیفة بن یمان عنسى.
۲۵٫ خالد بن سعید اموى.
۲۶٫ خزیمة بن ثابت انصارى.
۲۷٫ زید بن حارثه.
۲۸٫ عبدالله بن مسعود.
۲۹٫ عمار بن یاسر.
۳۰٫ قیس بن عاصم.
۳۱٫ مالک بن نویره.
۳۲٫ ابوبکر بن ابى قحافه.
۳۳٫ عثمان بن عفان.
۳۴٫ عبدالله بن رواحه.
۳۵٫ عمر بن خطّاب.
۳۶٫ طلحة بن عبیدالله.
۳۷٫ عثمان بن مظعون.
۳۸٫ ابو موسى اشعرى.
۳۹٫ عاصم بن ثابت.
۴۰٫ عبدالرحمن بن عوف.
۴۱٫ ابوعبیده جراح.
۴۲٫ ابو سلمه.
۴۳٫ ارقم بن ابى ارقم.
۴۴٫ قدامة بن مظعون.
۴۵٫ عبدالله بن مظعون.
۴۶٫ عبیدة بن حارث.
۴۷٫ سعید بن زید.
۴۸٫ خَبّاب بن اَرَت.
۴۹٫ بریده اسلمى.
۵۰٫ عثمان بن حنیف.
۵۱٫ ابو هیثم تیهان.
۵۲٫ ابىّ بن کعب.

 

تاریخ و سبب رحلت حضرت محمد (ص):

 

دوشنبه ۲۸ صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اکثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن ۶۳ سالگى، در مدینه بر اثر زهرى که زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است که پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است که آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود.

 

محل دفن حضرت محمد (ص):

 

مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى) در همان خانه‏اى که وفات یافته بود. هم اکنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.


 
توهین به مقدسات مسلمانان نشانه از تحقیر دشمن دون دارد
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

واکاوی توهین به مقدسات اسلام

samll_0توهین به پیامبربه گزارش سایت خبری تحلیلی عشاق محمد (ص)، درست در روزهایی که گماشتگان غربی درمنطقه غرب آسیا بنام اسلام و با شعار الله اکبر انسان های بی گناه را سر بریده و طرح  غربی صهیونیستی برای بدنام کردن اسلام و مسلمانان را دنبال میکنند، درنقطه ای دیگر ازجهان نشریه ای هتاک ، کاریکاتورهای موهن  به ساحت پیامبر  گرامی اسلام   را منتشر می کند  و دولتمردان آن کشور  وقیحانه ازاین اقدام  حمایت می کنند .این اقدام موهن علیه پیامبر رحمت و عطوفت متاسفانه با سکوت معنا دار و گاه حمایت آمیز مسوولان غربی همراه شد .

البته ماجرا به اینجا ختم نشد و برای تکمیل شدن  پازل اسلام هراسی گروه دیگری که «دست ساز » خودشان  هستند واکنش افراطی از خود نشان می دهند .و با حمله تروریستی  به دفتر این نشریه  و با کمک امپراطوری رسانه ای که در اختیار داشتند بر موج اسلام هراسی شان می افزایند .اگر به صورت عمیق به این اقدام توجه شود  می بینیم که پیش از این  هم شاهد توهین های متعددی از سوی رسانه ها و چهره های مطرح غربی علیه مقدسات مسلمان و پیامبر اعظم بودیم . توهین هایی در قالب چاپ و انتشار رمان های موهن توسط سلمان رشدی مرتد ،مراسم قران سوزی کشیش آمریکایی  ، ساخت و تولید فیلم های شرم آور درباره ی پیامبر (ص) ، انتشار کاریکاتور های اهانت آمیز  در دانمارک ، هلند ، استرالیا ،  فرانسه  و دیگر کشورهای اروپایی بودیم .

در این اهانت صورت گرفته  به ساحت پیامبر اعظم توسط نشریه ی فرانسوی «شارلی ابدو » شاهد ان اقدام تروریستی  مشکوکی در پاریس بودیم که به اعتقاد بنده طراحی و اجرای ان یقینا توسط رژیم صهیونیستی انجام شده است.

اگر چه موضوع اسلام ستیزی پدیده  تازه ای در غرب نیست و تقریبا ریشه در تاریخ اروپا و بویژه جنگ های صلیبی دارد اما امواج جدید اسلام هراسی ،طرحی کاملا هدفمند و سازماندهی شده است که در سالهای اخیر با مشارکت استکبار جهانی_ و صهیونیسم بین المللی با بهره گیری از ابزارهای متنوع و تاکتیک های پیچیده به صورت پردامنه ای در حال اجرا است.

شاید اغاز این موج و مرحله اول اسلام ه‍راسی همزمان. با شکل گیری انقلاب اسلامی  بود که به عنوان یک راهبرد مهم در دستورکار نظام و رسانه های وابسته قرار گرفت . موج دوم اسلام هراسی به حوادث  بعد از واقعه ۲۰ شهریور(۱۱سپتامبر)در نیویورک باز می گردد که رسانه های تحت کنترل استکبار سعی کردند بنیان تفکر انحرافی برخورد تمدنها و اسلام ستیزی و اسلام هراسی رانهادینه کنند.

موج سوم اسلام هراسی نیز از سال ۸۵  و با گرایش اروپایی ها به اسلام و بیداری اسلامی شکل گرفت که با چاپ مقالات و کاریکاتورعای موهن و ضد اسلامی در رسانه های مدعی آزادی همراه بود .در این موج ، اسلام ستیزی به طرز گسترده ، پیچیده و هتاکانه ای  در سراسر اروپا و به منظور تحقیر و تخریب مقدسات اسلامی و تعالیم دینی مسلمانان شکل گرفت که تا امروز نیز ادامه دارد.

مواضع مقامات فرانسوی تشان میدهد  که آنها به دنبال توجیه تشدید فضای سرکوب  و خفقان در کشور با محوریت مقابله با مسلمانان هستند.

اولاند ، رییس جمهور فرانسه ، در حالی سعی دارد از حوادث پاریس برای پنهان سازی بحران اقتصادی و توجیه نظامی گری در جهان از جمله حضور نظامی در الجزایر و یمن بهره برداری کند که بسیاری معتقدند  حمایت های فرانسه  و جنگ افروزیهای امریکا  و صهیونیست ها ، زمینه ساز این بحران بوده است .

هم اقدام نشریه ی فرانسوی و هم حمله تروریستی به دفتر این نشریه در راستای ترویج همین. اسلام هراسی و اسلام ستیزی است ، بنابراین مسلمان جهان باید علیه این اقدام قیام کنند . و غربی ها  نیز بدانند که آرزوی اسلام ستیزی را به گور خواهند برد  چون نور اسلام و انقلاب اسلامی با این گونه اقدامات خاموش شدنی  نیست و مسلمانان برای حمایت از اسلام ، پیامبر و قرآن کریم تا پای جان  ایستادگی خواهند کرد . ‌

دولتمردان کشور ما از جمله رئیس جمهور و وزیر امور خارجه نیز باید عکس العمل قاطع و کوبنده ای به این توهین نشان می دادند که تا امروز اینگونه نبوده و متاسفانه دکتر ظریف به جای محکوم نمودن و احضار سفیر فرانسه بلافاصله چند روز پس از این توهین گستاخانه جهت انجام مذاکرات راهی پاریس فرانسه می شود.                                   

                                                                                                ( ادامه دارد )


 
قرائت سوره ی قرآن
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

 

الم ﴿١﴾ تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ﴿٢﴾ هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ ﴿٣﴾ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾ أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ ﴿۶﴾ وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا وَلَّى مُسْتَکْبِرًا کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿٧﴾ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ ﴿٨﴾ خَالِدِینَ فِیهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿٩﴾ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الأرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ ﴿١٠﴾ هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِی مَاذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ ﴿١١﴾ وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَمَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ ﴿١٢﴾ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿١٣﴾ وَوَصَّیْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿١۴﴾ وَإِنْ جَاهَدَاکَ عَلى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١۵﴾ یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الأرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ ﴿١۶﴾ یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الأمُورِ ﴿١٧﴾ وَلا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِی الأرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ﴿١٨﴾ وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الأصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ ﴿١٩﴾ أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلا هُدًى وَلا کِتَابٍ مُنِیرٍ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ الشَّیْطَانُ یَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِیرِ ﴿٢١﴾ وَمَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ ﴿٢٢﴾ وَمَنْ کَفَرَ فَلا یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٢٣﴾ نُمَتِّعُهُمْ قَلِیلا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِیظٍ ﴿٢۴﴾ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ ﴿٢۵﴾ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ﴿٢۶﴾ وَلَوْ أَنَّمَا فِی الأرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿٢٧﴾ مَا خَلْقُکُمْ وَلا بَعْثُکُمْ إِلا کَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ﴿٢٨﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿٢٩﴾ ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیَاتِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿٣١﴾ وَإِذَا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلا کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ ﴿٣٢﴾ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْمًا لا یَجْزِی وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَیْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿٣٣﴾ إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الأرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿٣۴﴾

 

 


 
سوره ی لقمان را با معرفت بخوانیم
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

فضیلت و خواص سوره لقمان

لقمان، سی و یکمین سوره قران است که مکی و 34 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده: هر که این سوره را قرائت کند در روز قیامت لقمان رفیق و همراه او خواهد بود و ده برابر تعداد کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کرده اند به او حسنه داده می شود . ( 1 )
امام باقر علیه السلام فرموده اند: هر کس که هر شب سوره لقمان را قرائت نماید خداوند سی فرشته را مأمور حفظ و نگهداری او از ابلیس و سپاهیان او می کند و اگر صبحگاه نیز این سوره را قرائت کند، تا شب در امان و حفظ الهی خواهد بود(2)
آثار و برکات سوره
1) درمان بیماری های داخلی
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: اگر سوره لقمان را بنویسند و پس از شستن نوشته، از اب ان بنوشد هر گونه بیماری درونی داشته باشند، از بین خواهد رفت و هر مرد و زنی که خونریزی در یکی از اندام خود دارد اگر نوشته سوره لقمان را بر آن موضع قرار دهند خونریزی قطع می شود(3)
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: اگر سوره لقمان را بنویسند و سپس شسته و از آب آن به مرد و زنی که در درون درد و ناراحتی دارد بنوشانند. عافیت می یابد و از تب ها و هر گونه آزار دهنده و بیماری از او برطرف می شود(4)
2) عزل کردن حاکم ستمگر
هر کس این سوره را در منزل حاکمی بگذارد در همان سال معزول می شود و هر که آن را بنویسد و با خود دارد از درد شقیقه و تب ایمن شود(5)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
(1) مجمع البیان،ج8، ص74
(2) ثواب الاعمال، ص110
(3) تفسیرالبرهان، ج4، ص359
(4) همان

 

(5)درمان با قرآن، ص72

 
تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم تا عبد صالح شویم ( 4 )
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم  تا عبد صالح شویم ( 4 )

تفسیر  آیات 24 تا 34 سوره ی لقمان

ما اندکى آنها را از متاع دنیا بهره‏ مند مى ‏کنیم، سپس آنها را به تحمل عذاب شدیدى وادار ‏مى ‏سازیم! (24)‏

و هرگاه از آنان سؤال کنى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلما مى ‏گویند: «الله ‏س‏ذللّه، ‏بگو: «الحمد لله (که خود شما معترفید)!» ولى بیشتر آنان نمى‏دانند! (25)‏

آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، چرا که خداوند بى ‏نیاز و شایسته ستایش است! ‏‏(26)‏

و اگر همه درختان روى زمین قلم شود، و دریا براى آن مرکب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده ‏شود، اینها ‏همه تمام مى ‏شود ولى کلمات خدا پایان نمى ‏گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است. (27)‏

آفرینش و برانگیختن (و زندگى دوباره) همه شما (در قیامت) همانند یک فرد بیش نیست؛ خداوند ‏شنوا و ‏بیناست! (28)‏

 آیا ندیدى که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى ‏کند، و خورشید و ماه را مسخر ‏ساخته و هر ‏کدام تا سرآمد یعنى به حرکت خود ادامه مى ‏دهند؟! خداوند به آنچه انجام مى ‏دهید ‏آگاه است. (29)‏

اینها همه دلیل بر آن است که خداوند حق است، و آنچه غیر از او مى‏ خوانند باطل است، و ‏خداوند بلند ‏مقام و بزرگ مرتبه است! (30)‏

آیا ندیدى کشتی ها بر (صفحه) دریاها به فرمان خدا، و به (برکت) نعمت او حرکت مى ‏کنند تا ‏بخشى از آیاتش ‏را به شما نشان دهد؟! در اینها نشانه ‏هایى است براى کسانى که شکیبا و ‏شکرگزارند! (31)‏

و هنگامى که (در سفر دریا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار ‏گیرد)، خدا ‏را با اخلاص مى ‏خوانند؛ اما وقتى آنها را به خشکى رساند و نجات داد، بعضى راه ‏اعتدال را پیش مى ‏گیرند ‏‏(و به ایمان خود وفادار مى ‏مانند، در حالى که بعضى دیگر فراموش کرده ‏راه کفر پیش مى ‏گیرند)؛ ولى آیات ‏ما را هیچ کس جز پیمان‏ شکنان ناسپاس انکار نمى ‏کنند! (32)‏

اى مردم! تقواى الهى پیشه کنید و بترسید از روزى که نه پدر کیفر اعمال فرزندش را تحمل ‏مى ‏کند، و نه ‏فرزند چیزى از کیفر (اعمال) پدرش را؛ به یقین وعده الهى حق است؛ پس مبادا ‏زندگانى دنیا شما را ‏بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کرم) خدا مغرور سازد! (33)‏

 آگاهى از زمان قیام قیامت مخصوص خداست، و اوست که باران را نازل مى‏ کند، وآنچه را که (در‏رحم ‏ها ى ‏مادران)است مى ‏داند، و هیچ کس نمى ‏داند فردا  چه  به  دست مى ‏آورد،  و هیچ کس ‏نمى ‏داند در چه ‏سرزمینى مى‏ میرد؟ خداوند عالم و آگاه است!(34)        

                                                                   ادامه دارد...  


 
تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم تا عبد صالح شویم ( 3 )
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم  تا عبد صالح شویم ( 3 )

تفسیر  آیات 12 تا 23 سوره ی لقمان

ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را بجاى آور هر کس شکرگزارى کند، تنها به ‏سود ‏خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زیانى به خدا نمى ‏رساند)؛ چرا که خداوند ‏بى ‏نیاز و ستوده ‏است.  (12)‏

 ‏(به خاطر بیاور) هنگامى را که لقمان به فرزندش -در حالى که او را موعظه مى ‏کرد- گفت: ‏س‏خ‏للّه پسرم! ‏چیزى را همتاى خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگى است.» (13)‏

و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد ‏‏(به هنگام ‏باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه ‏اى را متحمل مى ‏شد)، و دوران شیرخوارگى او در دو ‏سال پایان مى ‏یابد؛ ‏‏(آرى به او توصیه کردم) که براى من و براى پدر و مادرت شکر بجا آور که ‏بازگشت (همه شما)به سوى من ‏است! (14)‏

و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزى را همتاى من قرار دهى، که از آن آگاهى ندارى (بلکه ‏مى ‏دانى باطل ‏است)، از ایشان اطاعت مکن، ولى با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ‏اى رفتار کن؛ ‏و از راه کسانى پیروى ‏کن که توبه ‏کنان به سوى من آمده ‏اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوى ‏من است و من شما را از آنچه ‏عمل   مى ‏کردید آگاه مى ‏کنم. (15)‏  

 پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى ‏از) آسمانها ‏و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى ‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه ‏است! (16)‏

پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصایبى که به تو مى ‏رسد ‏شکیبا باش ‏که این از کارهاى مهم است! (17)‏ ‏

(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر ‏مغرورى را ‏دوست ندارد. (18)‏

 ‏(پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن)که زشت ‏ترین ‏صداها ‏صداى خران است. (19)‏

آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان ‏خود را به ‏طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هیچ دانش و هدایت ‏و کتاب روشنگرى ‏درباره خدا مجادله مى ‏کنند! (20)‏

و هنگامى که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروى کنید!»، مى‏ گویند: «نه، بلکه ما از ‏چیزى ‏پیروى مى‏ کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!»آیا حتى اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب ‏آتش فروزان کند ‏‏(باز هم تبعیت مى‏کنند)؟! (21)

کسى که روى خود را تسلیم خدا کند در حالى که نیکوکار باشد، به دستگیره محکمى چنگ زده ‏‏(و به ‏تکیه ‏گاه مطمئنى تکیه کرده است)؛ و عاقبت همه کارها به سوى خداست. (22)‏

 

 و کسى که کافر شود، کفر او تو را غمگین نسازد؛ بازگشت همه آنان به سوى ماست و ما آنها را ‏از ‏اعمالى که انجام داده ‏اند (و نتایج شوم آن) آگاه خواهیم ساخت؛ خداوند به آنچه درون ‏سینه ‏هاست آگاه ‏است. (23)‏ 

                                                              ادامه دارد ...


 
تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم تا عبد صالح شویم ( 2 )
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

تفسیر سوره ی لقمان را بدانیم  تا عبد صالح شویم ( 2 )

تفسیر  آیات 1 تا 11 سوره ی لقمان

تفسیر سوره لقمان به نام خداوند بخشنده بخشایشگر الم (1)

این آیات کتاب حکیم است (کتابى پرمحتوا و استوار)! (2)

مایه هدایت و رحمت براى نیکوکاران است. (3)‏

همانان که نماز را برپا مى‏ دارند، و زکات را مى ‏پردازند و آنها به آخرت یقین دارند. (4)‏

آنان بر طریق هدایت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران! (5)‏

و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و ‏آیات الهى را ‏به استهزا گیرند؛ براى آنان عذابى خوارکننده است! (6)‏

و هنگامى که آیات ما بر او خوانده مى ‏شود، مستکبرانه روى بر  مى ‏گرداند، گویى آن را نشنیده ‏است؛ گویى ‏اصلا گوشهایش سنگین است! او را به عذابى دردناک بشارت ده! (7)‏

‏(ولى) کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند، باغهاى پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛ ‏‏(8)‏

 جاودانه در آن خواهند ماند؛ این وعده حتمى الهى است؛ و اوست عزیز و حکیم (شکست ‏ناپذیر و ‏دانا). (9)‏ ‏

(او) آسمانها را بدون ستونى که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه‏هایى افکند تا شما را نلرزاند (و ‏جایگاه ‏شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده ‏اى روى آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبى نازل ‏کردیم و بوسیله آن در ‏روى زمین انواع گوناگونى از جفتهاى گیاهان پر ارزش رویاندیم. (10)‏

این آفرینش خداست؛ اما به من نشان دهید معبودانى غیر او چه چیز را آفریده‏اند؟! ولى ظالمان ‏در گمراهى ‏آشکارند. (11)‏

                                                                                               ادامه دارد ...

 

 


 
← صفحه بعد