قرارگاه فرهنگی از منظر مقام معظم رهبری ( 1 )
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

فرهنگ و مهندسی فرهنگی

اهمیت فرهنگ و تأثیر آن بر جامعه بر آگاهان به مسائل اجتماعی و انسانی هرگز پوشیده نیست بلکه حتی امروزه با توجه به اینکه بسیاری از مصائب و معضلات به بار آمده در جهان معاصر بنا بر تحقیقات و پژوهشهای انجام شده از سوی محققان و پژوهشگران علوم مختلف انسانی منبعث از در حاشیه قرار گرفتن حقیقتی به نام فرهنگ بوده است ما شاهد تولد و رشد گسترده و سریع یک رویکرد کاملاً نوین به مسائل فرهنگی در جوامع گوناگون هستیم و این حکایت از این حقیقت دارد که انسان به عنوان یک موجود اجتماعی متعالی در جهت رشد و شکوفائی و نیل به آرامش روحی و روانی و بسامان شدن امور مختلف اجتماعی خود همواره به حقیقتی نیازمند است که به فرموده مقام معظم رهبری نامش فرهنگ است. مقام معظم رهبری در بخشی از بیانات مهم خود در دیدار با اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال 1383 پرداختن به مهندسی فرهنگی کشور را یکی از تکالیف مهم مسؤولان نظام جمهوری اسلامی برشمردند و تأکید کردند :

 

«با توجه به اهمیت حقیقتی که نامش فرهنگ جامعه است و با توجه به این که اگر ما این مجموعه بنای فرهنگی را مهندسی و از آن حراست وحفاظت نکنیم، عوامل گوناگون تأثیرگذار در فرهنگ، قسم نخورده‌اند که چون ما کاری نمی‌کنیم، آنها هم کاری نکنند - نه، آنها اثر خودشان را می‌گذارند و کار خودشان را می‌کنند - تکلیف ما به عنوان مسؤولان نظام جمهوری اسلامی چیست؟ … یکی از مهمترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است؛ یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی و حرکت عظیم درونزا و صیرورت بخش و کیفیت‌بخشی که اسمش فرهنگ است و در درون انسانها و جامعه بوجود می‌آید، چگونه باید باشد؛ اشکالات و نواقص‌اش چیست و چگونه باید رفع شود؛ کندی‌ها و معارضاتش کجاست؟ مجموعه‌یی لازم است اینها را تصویر کند... یک متولی و یک مرکز می‌خواهد تا از یک طرف مهندسی کند؛ یعنی با یک فکر کلان، با یک نگاه برتر و بالاتر از همه‌ی جریانهای فرهنگی در داخل کشور، ببیند حقیقت فرهنگی و عنصر فرهنگی چگونه و با چه کیفیتی باید باشد؛ به کدام سمت باید برود و کجاهایش ایراد دارد؛ و از سوی دیگر مراقبت کند که این کارها انجام بگیرد. این مرکز را ما تعریف کردیم: شورایعالی انقلاب فرهنگی».     (( ادامه دارد . . . ))


 
نشر آگاهی ها در انتخابات یک مسوولیت بزرگ است
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

با سلام و عرض پوزش از تاخیر درج مطالب در وبلاگم

نشر دانسته ها بسیار مهم است و چون اطمینان دارم می نویسم

یکی از آرای من در انتخابات شورای شهر به دکتر اقبال شاکری است که در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس جوانمردانه حضور یافت و اکنون توان مردانه در صحنه ی حماسه ی سیاسی و اقتصادی با قدم هایی استوار و مصمم برای ایجاد بهترین ها بیش از پیش در انتخابات شورای شهرگام نهاده است .

 

                          رای فرهنگیان آگاه ؛ دکتر اقبال شاکری

 


 
مروری بر علل انحراف خواص صدر اسلام به روایت رهبر انقلاب
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

با انتخاب این کد و اختصاص آن در وبلاگ خود می توانید به صورت صوتی از فرمایشات بسیار مدبرانه ی رهبر انقلاب استفاده نمایید. 

<object type="application/x-shockwave-flash" data="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss-v2?id=4961" width="340" height="25"><param name="movie" value="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss-v2?id=4961"><EMBED href="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=21790" WIDTH="340" HEIGHT="25" NAME="audioPlayer21790" TYPE="application/x-shockwave-flash" PLUGINSPAGE="http://get.adobe.com/flashplayer/"></EMBED></object>

 

* التماس دعا  *


 
باهم شرح اسم را بخوانیم تا آن چه باید بدانیم ( شرح زندگی نامه ی حضرت آقا سید علی
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

نگاهی به کتاب ارزشمند «  شرح اسم  »

زندگی‌نامه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (1318- 1357)

کتاب شرح اسم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله، اللهم لک الحمد، حمدالشاکرین.

آخرین جملات کتاب را همراه با صاحب کتاب زمزمه کرد و کتاب را بست. یک‌ساعت از اذان صبح گذشته و او با وجود صدای بلند مؤذن مسجد که هر روز صبح در خانه طنین‌انداز می‌شود، متوجه اذان نشده بود. حالتی غریب بر تمام روح و جانش حاکم شده بود؛ تلفیقی از بُهت، سرمستی، شور و شعف، هیجان و غم، یا به‌عبارت بهتر، طوفانی از اینها. در مُخیله‌اش هم نمی‌گنجید که بتواند، از سر شب، کتابی ضخیم، با سبک و سیاق پژوهشی را بی‌وقفه تا صبح بخواند و صبح‌هنگام، به‌جای خستگی و کوفتگی از کار دیروز و بیداری ممتد دیشب، احساس تولد دوباره را داشته باشد.

و مگر چه بود «شرح اسم»...

در اولین ساعات چهارشنبه 13 اردیبهشت، خبرِ آمدن این کتاب در خبرگزاری‌ها پیچید. چند ساعت بعد، وقتی خود را به غرفه‌ی «مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» رساند، توانست با اصرار، تنها نسخه‌ی موجود کتاب را که دکور روی میز بود، بخرد. نسخه‌ای که روی آن چاپ شده بود: چاپ ششم.

اسم نویسنده توجهش را به خود جلب کرد. «هدایت‌الله بهبودی» را می‌شناخت. یک ادیب واقعی و نویسنده‌ی مسلط بر تاریخ معاصر. کسی که اهل اضافه‌گویی و کار ضعیف‌کردن نیست. کسی که به‌خاطر کارهایش از دست آقا مدال گرفته. اگر هم او را نمی‌شناخت بعد از مطالعه‌ی یکی، دو فصل اول کتاب، به چیره‌دستی او و زحمات زیادی که برای این کتاب کشیده، پی‌می‌برد.

«مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» و «هدایت‌الله بهبودی» یعنی دو عنصر حیاتی؛ «اطلاعات گسترده و بکر» و «پرداخت و تحلیل و نگارش قوی». دو عنصری که ترکیب آنها می‌تواند منجر به یک تحول شود؛ همان تحولی که بعد از خواندن کتاب در وجود خود احساس کرد و این خبر از تحول در جامعه بود؛ تحولی که نویدبخش پایان سال‌های تشنگی و محرومیت از حقایق مکتوم است. دریچه‌ای باز شده به دنیایی بزرگ. امروز وقت آن شده که ابعاد ناگفته‌ی خلف صالح پیامبران و اولیای الهی، چونان آبی روان به کشتزارهای خشک و قحطی‌زده برسد و بار دیگر روح حیات و زندگی را در آنها بدمد.

او فهمید بیش از آنکه با یک کتاب تاریخیِ صرف که به بیان خشک و زجرآور حادثه‌ها می‌پردازد طرف باشد، با یک داستان عجیب روبرو شده که بیشتر به افسانه می‌ماند. نویسنده‌ی کتاب توانسته بود با هنرمندی تمام او را در یک سفر طولانی همراه خود کند. سفری حاصل از درآمیختگی ظریف عظمت‌ها و ریزبینی‌ها، خنده‌ها و گریه‌ها، تحلیل‌ها و اسناد خام و ده‌ها عنوانِ به‌ظاهر متناقض دیگر، مثل کار عمیق فکری و مبارزه‌ی در میدان و...

کتاب را که بست. سجده‌ای کرد و باز زمزمه کرد: الحمدلله، اللهم لک الحمد، حمدالشاکرین.

سر را که برداشت، چشمش افتاد به قاب عکس روی دیوار. حالا چیزهایی از صاحب عکس می‌دانست که اگر سال‌ها پیش می‌دانست، اطاعتش جز عشق و مودت، رنگ دیگری هم پیدا می‌کرد و آن معرفت بود و آگاهی از گذشته‌ی مولایش. سؤال‌هایی در ذهنش می‌گشت: این منبع حیات‌بخش، چرا سال‌ها پشت سد مانده و به زمین‌های مستعد هدایت نشده؟

او الان می‌داند، ولی چرا مردمِ مشتاق، هنوز چیزی از اجداد و انساب نورانی ایشان، از کودکی و نقش تربیتی پدر و مادر ایشان نمی‌دانند؟

چرا از زندگی زاهدانه‌ی همراه با فقر، و درجات و توفیقات علمی ایشان مطلبی و سخنی نبود؟

چرا در میان همه‌ی کتاب‌ها و نوشته‌ها، در باره‌ی نقش کم‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای در گرم نگاه‌داشتن و پیش بردن نهضت، در سال‌های دوری امام (42 تا 57)، آن هم با آن روش خاص و زیرکانه، چیز زیادی گفته نشده است؟ از زندان‌ها و بازجویی‌ها، تبعیدها و محدودیت‌ها و دادگاه‌ها و دفاعیه‌ها.

و چرا هنوز، خود او، حتی بعد از خواندن کتاب نیز، از محتوا و روح خیلی از جلسات و کلاس‌های تفسیر، منبرها، سخنرانی‌های انقلابی، سیر فکری، زندگی بعد از انقلاب و... چیزی نمی‌داند؟

تشنگی‌اش بالا گرفت و برای این سؤالات، جواب درخوری نتوانست بیابد...

 

نگاهی دقیق‌ترشرح-اسم

آنچه گذشت، بیانی کلی از مواجهه‌ی یک مخاطب عادی با کتاب است، بدون در نظر گرفتن نکات کارشناسی و بررسی دقیق. آنچه در ادامه می‌آید، نگاهی است دقیق‌تر، برای نقد این اثر، بدون در نظر گرفتن ملاحظات جانبی.

البته، همین‌جا و همین ابتدا لازم است کمالِ شرمندگی و معذرت و تواضع خود را نسبت به جناب آقای بهبودی، استاد کامل عرصه‌ی ادبیات، عرضه کنیم و بگوییم: نقد این کارِ عظیم و ارزشمند، از حد بزرگ‌تر از ما هم خارج است، چه برسد به ما جوانان نوپا و کم‌تجربه. اما بالاخره جوانی است و جسارت؛ کتاب را خواندیم و به‌جز حظ وافر و حالِ خوش، در نگاه بَعدی، نکاتی به ذهنمان رسید که قلمی شدند.

این بررسی تحت عناوین زیر ارائه می‌شود:

چاپ و توزیع کتاب:

به‌وضوح پیداست که کار حالت انتحاری دارد. به یکباره اعلام می‌شود و پس از فروش تعداد محدودی، متوقف می‌گردد. کار بدون هماهنگی با متولی و مرجع اصلی آثار معظم‌له تهیه و توزیع شده است. این عدم هماهنگی، در متن کتاب هم نمایان است که در ادامه به آن خواهیم رسید. اما اینکه چرا چنین کتاب ارزشمندی که حاصل تلاش چندین ساله‌ی یک محقق و نویسنده‌ی تواناست، این‌گونه عرضه می‌شود، خود جای تأمل است. شاید ترس آن بوده که در پیچ‌وخم‌های قانونی که سابقه‌ی آن دیده شده است، این کتاب هیچ‌وقت به جان‌های تشنه نرسد... که البته این هم نمی‌تواند توجیهی باشد برای این حرکت.

تصور مخاطب را هم باید به آن افزود. مخاطبی که وقتی چنین کاری را از چنین نویسنده‌ای و چنین مرکز بااعتبار و مهمی می‌بیند، حتماً می‌پندارد که مورد تأیید مرجع مذکور است، خصوصاً آنکه در کتاب، حجم زیادی اسناد محرمانه و خاص را مشاهده می‌کند. ناگفته نماند که بعد از طلوع و غروب سریع و عمر کوتاه کتاب، تا آخر نمایشگاه مراجعات متعددی به این غرفه، برای خرید کتاب صورت می‌گرفت و پیش‌فروش می‌شد.

 

ظاهر و سبک کتاب:

تمام علائم ظاهری، نظیر تعداد صفحات، صفحه‌بندی، صحافی، تایپ، پاورقی، فصل‌بندی‌ها، میان‌تیترها و... نشان از یک کار پژوهشی و حساب‌شده است و البته نوع جلد و توضیحات روی آن هم مؤید همین مطلب است.

وارد که می‌شویم، اولین ضربه‌ی محکم را از کتاب می‌خوریم و آن عبارت «بسمله» است که از دستخط مبارک در سال 43 استخراج شده و مخاطب از همان ابتدا می‌فهمد که کتاب بر پایه‌ی اسناد ناب نهاده شده.

توضیحات نویسنده در فهم درست کتاب بسیار مهم و خواندن آن واجب است. درست است که نویسنده، خود محقق تاریخ است و از منابع متعدد، عالمانه و حکیمانه، برای توصیف فضا و شرایط زمانی، استفاده کرده، اما منابع اصلی روایت زندگی معظم‌له عبارت است از اسناد و مصاحبه‌ها.

سبک کتاب، رواییِ مستند است. داستان اصلی را راوی می‌گوید و هرجا که لازم است، اصل سند آورده می‌شود. روایتِ روای، ادبی، زیبا، گیرا و مبتنی بر اسناد یاد شده است. یعنی تمام آنچه راوی می‌گوید سند دارد، ولی به‌خاطر جلوگیری از زیاد شدن حجم پاورقی‌ها، سند نخورده است. هر کلامی که از ناحیه‌ی معظم‌له صادر شده یا نوشته شده، به‌صورت پُررنگ آمده و اسناد ساواک و صحبت‌های دیگران داخل گیومه. روایت راوی درآمیخته و ممزوج با اصل سندهاست. به‌ وفور یافت می‌شود حالت‌هایی که متن پُررنگ در ادامه‌ی جمله‌ی راوی آمده و کامل‌کننده‌ی آن است و بعد از آن هم یک سند دیگر؛ به‌طوری‌که اگر قسمت‌های پُررنگ، عادی شوند و گیومه‌ها برداشته شوند، با یک متن یک‌دست مواجه خواهیم شد.

فصل‌بندی کتاب متناسب با مقاطع مهم زندگی است. میان‌تیترهای به‌جا و حساب‌شده، علاوه بر این که ذهن خواننده را سازمان‌دهی می‌کند، از طولانی و یک‌دست شدن مطلب نیز جلوگیری می‌کند.

 

بررسی محتوایی:

الف) ملاحظاتی در اسناد استفاده شده:

از آنجایی‌که این اثر، حاصل یک کار پژوهشی کم‌نظیر روی اسناد و نگارش ادبی آنهاست، لذا برای بررسی محتوایی آن، باید اسناد استفاده شده در کتاب را بررسی کنیم:

1) اسناد عام: اکثریت محتوای کتاب از این نوع اسناد است. اسنادی که منعی در بیان آنها نیست. البته درست است که تمام اسناد این کتاب، تا قبل از این محرمانه و غیرقابل دسترس بوده، اما حالا که این کتاب بیرون آمده و آن محذورات شکسته شده، باید با یک نگاه باز و منطقی به بررسی آنها پرداخت.

2) اسناد به شرط اذن: در مقدمه‌ی کتاب آمده است: «اخلاق حرفه‌ای ایجاب می‌کرد که موقعیت کنونی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این کار سایه نیفکند و این پژوهش با دیگر تحقیق‌های علمی، در روش، جملات، عبارات و تعبیرات همسان باشد. بر این باور هستیم که در این کار موفق بوده‌ایم.»

مشکل اینجاست که این نگاه، یک شمشیر دو لبه است. از طرفی لازمه‌ی یک کار پژوهشی قوی این‌گونه کار کردن است و حقّاً هم خواننده اذعان می‌کند که کتاب خالی از ملاحظات و حذف‌کردن‌های بی‌دلیل است. اما مگر می‌شود «موقعیت کنونی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» را درنظر نگرفت؟! یک فرد غیر سیاسی، مثلاً یک جانباز فداکار که الان هم در عرصه‌ی سیاست نیست، اگر بخواهد زندگی‌اش چاپ شود، یک یا چندبار قبل از چاپ، کتاب را با در نظر گرفتن ملاحظات شخصی مرور می‌کند؛ همان کتابی که از مصاحبه‌های خودش و با علم به کتاب شدن آنها نگاشته شده. قطعاً حدّ و گستردگی این ملاحظات، با توجه به جایگاه رفیع و حساس کنونی معظم‌له، خیلی بیشتر از یک فرد عادی است. خصوصاً که خاطرات بیان شده از ناحیه‌ی ایشان، در یک جمع مطمئن و خصوصی و با علم به محفوظ بودن آنها صورت گرفته و به‌همین جهت است که اتفاقات گوناگون با اسم افراد و حالات شخصی، بی‌پرده بیان شده است.

بیان قضاوت‌های گوناگون در مورد افراد، از افراد به‌نامی همچون آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله میلانی گرفته تا هم‌رزمانی همچون شهید بهشتی. و بیان احساسات و عواطف شخصی، آنجا که عاملی می‌شود برای قضاوت اشتباه در مورد معظم‌له، به‌عنوان مثال رأفت و دل‌نازکی نسبت به زنان و کودکان[1]، یا تعریف‌های خودستایی گونه در مورد برتری‌های شعری و کلامی خویش[2]، یا اعتقاد به استخاره گرفتن، تا جایی که برای یک‌کار دو استخاره‌ی متضاد پیش می‌آید[3] و موارد مختلفی از این دست که تشخیص آن از صلاحیت ما خارج است.

سبک خاص مبارزات آیت‌الله خامنه‌ای، همراه با تقیه، به همان معنای خاص و اصیل اسلامی است، که هیچ ارتباطی به ترس و سکون و معانیِ منفعلِ مرسوم از تقیه ندارد. این تقیه به معنای مبارزه‌ی تمام‌عیار است، به‌شکلی که دشمن متوجه این مبارزه نشود. این روش مبارزه، به‌روشنی در سیر کتاب مشخص است. اگر در بازجویی‌ها، عقب‌نشینی‌های ظاهری دیده می‌شود، این همراه است با حملات شدید و عمیقِ پیش و پس از بازداشت؛ و هدف، گمراه کردن ذهن دشمن است، تا آنجا که دستگاه‌های امنیتی طاغوت نیز کم‌وبیش با این سبک پیچیده‌ی مبارزه آشنا شده‌اند و به‌دنبال بهانه‌ای می‌گردند تا این «ماهی لیز» را به تور بیندازند و محکوم کنند. «ماهی لیز» اصطلاحی است که «منوچهری»، بازجو و شکنجه‌گر مشهور و قسی‌القلب ساواک، استفاده کرده است، خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای: «تو همان کسی هستی که مثل ماهی، لیز می‌خوری و از دست بازجو خارج می‌شوی. کارهای تو، تک‌تک، چیزی نیست، اما جمع که می‌زنی، خدا می‌داند چیست!»[4].

درست است که خواننده، مستقیم[5] و غیر مستقیم، بارها متوجه این موضوع می‌شود که مبارزه با تقیه همراه است اما بازهم انتقال بی‌پروا و مستقیم بعضی اسناد ساواک، مثل متن بازجویی‌ها، مشروط به اذن است. بازجویی‌هایی که در آنها: نفی هرگونه ارادت خاص به حضرت امام و پیروی از ایشان، در موارد متعدد؛ به‌کار بردن لفظ «معظم‌له» برای شاه و اینکه اعلی‌حضرت به بندگی خدا افتخار می‌کنند![6]، دادن پیشنهاداتی برای بهتر شدن انقلاب سفید شاه که در صورت تمایل به سمع مقامات برسد![7] و مواردی از این دست دیده می‌شود. بیان این اسناد که یکی از نقاط قوت کتاب به حساب می‌آید، چون مأذون نیست؛ می‌شود نقاط ضعف.

در تحلیل شخصیت‌ها، همه‌ی جوانب دیده شده و کمتر جای قضاوت می‌گذارد. اگر فلان نکات منفی از فلان عالم گفته شده، نکات مثبت و زحماتی هم که کشیده در جای خود منعکس شده. در بیان احساسات و عواطف هم، قبل و بعد از کلام زمینه‌سازی شده.

همان‌طور که یک شخص مغرض و بیمار، آیه‌ای از قرآن را بدون بیان آیات قبل و بعد برمی‌دارد و فتنه‌انگیزی می‌کند، اینجا هم می‌تواند از این دست اسناد استفاده‌ی سوء بکند، اما اسناد بما هو مشکلی ندارند و فقط نیازمند اذن و ملاحظات معظم‌له می‌باشد.

3) اسناد مشکل‌دار و مشکل‌ساز: این دسته از اسناد، اطلاعاتی است که بیان آنها هیچ نکته‌ی مثبتی ندارد و عدم بیان آنها هم ذره‌ای به وجاهت تاریخی و پژوهشی این کتاب آسیب نمی‌زند. آیا ما به بهانه‌ی امانت‌دار تاریخ بودن مجاز به بیان اینها هستیم؟

اینها مواردی از این‌گونه مطالب است: داستان نخستین منبر و بیان احکام زنان[8] ، استعمال تفکّه‌آمیز سیگار[9]، تأکید بر فقر شدید معظم‌له در مقاطع مختلف؛ مسلم است که فقر شدید خود نشان‌دهنده‌ی اوج سختی در مبارزه و ابتلای پروردگار و عظمت ایشان بوده، اما راه‌‌هایی که برای حل این مشکل اتخاذ می‌شده مدّنظر است. تلاش برای گرفتن شهریه‌ی همه مراجع و شرکت در امتحان سطح پایین آیت‌الله بروجردی برای گرفتن شهریه‌ی ایشان[10]، قرض گرفتن زیاد از افراد مختلف و بیان مقروض بودن به همه در جاهای مختلف کتاب[11] (البته حکایت‌های بی‌پولی مثل آبگوشت علی‌نقی، صبح بی‌صبحانه و ظهر بی‌ناهار و امثالهم را هم شاید بتوان از نوع اسناد «به شرط اذن» به حساب آورد). نگرانی از واجب شدن غسل و نداشتن پول حمام[12]، عکس معظم‌له بعد از تراشیدن اجباری محاسن مبارک[13]. اینکه برای خوارکردن و توهین به حضرت ایشان، مبادرت به تراشیدن محاسن نمودند و ایشان در اوج عزت و با کیاست مثال‌زدنی خود می‌خندند و می فرمایند: «الحمدلله، چانه را ندیده بودم، دیدم»[14]، خاطره‌ای مهم است و دانستن آن واجب؛ اما آیا عکس این خاطره را نیز باید نشان داد؟ مثل شکنجه‌های جسمی تحقیرآمیزی که بعضی مبارزین، در راه خدا می‌شدند و دانستن آنها واجب، ولی نشان دادن صحنه‌های آن، کاری اشتباه و خلاف شأن آن بزرگواران است.

می‌شود حدس زد که این اطلاعات فقط موجب گزک‌دادن به دست مخالفین و معاندین و به استهزاء کشیدن آن عظمت‌ها و بزرگی‌هاست. چنانچه ساعاتی بعد از انتشار کتاب بازتاب‌های ناشایستی از عکس مذکور در سطح اینترنت شروع شد و همچنان ادامه دارد.

 

ب) اعتبار اسناد:

1) اسناد ساواک: مهم‌ترین سؤالی که ممکن است در استفاده از منبع بزرگ اسناد ساواک به ذهن خطور کند، این است که مگر اینها ثقه و مورد اعتماد هستند که ما پایه را بر آنها بگذاریم؟ چنانچه در بعضی بازجویی‌ها حتی با در نظر گرفتن تقیه، بعضی اتفاقات منصوب به معظم‌له، قویاً توسط ایشان تکذیب می‌شود. نویسنده خیلی ماهرانه و مسلط، توانسته از پس این موضوع بر بیاید به‌طوری که خواننده در اثنای مطالعه‌ی کتاب اذعان می‌کند که نویسنده حقاً سندشناس بوده و بلد است با اسناد چگونه کار کند. آن دسته از وقایع که شاهدی بر صحت آنها وجود دارد، یا دلیلی بر عدم صحت آنها وجود ندارد، به‌طوری عادی نقل شده و آن دسته از گزارش‌ها و عباراتی که به‌نحوی ممکن است در آن افراط، تفریط و غرض وجود داشته باشد، با عبارت‌هایی نظیر: «گزارش‌گر ساواک می‌نویسد»، «در گزارش ساواک چنین آمده» و... بیان شده. حتی در بعضی موارد که اسناد ساواک به‌طور جهت‌داری خواسته‌اند اتفاق یا اعتقادی مثل وصل بودن به مجاهدین خلق را به ایشان منصوب کنند، نویسنده ساواک را به سخره گرفته است.[15]

2) مصاحبه‌ها: مصاحبه‌هایی که با حروف پُررنگ آمده، برای فهم بهتر و روان شدن، دست‌خوش تغییرات زیادی شده که بعضآً به صدمه‌ی شدید می‌ماند تا ویرایش. و این قابل قبول نیست. به وفور دیده می‌شود که یک خاطره‌ی دو، سه خطی، ده‌ها "..." و چندین [] دارد.

 

ج) جامعیت اسناد:

نویسنده‌ای که نگذاشته یک قطره آب بی‌دلیل روی زمین ریخته شود و حتی نکات ریز و خاطرات جزئی را سر جای خودش نشانده، به حجم قابل توجهی از اسناد دسترسی نداشته؛ مثل صوت جلسات «طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن»، صوت جلسات سخنرانی متفاوت در مشهد، صوت یا متن بیاناتی که در آنها معظم‌له به مناسبتی خاطره‌ای را نقل کرده‌اند و... جای خالی این اسناد در کتاب مشهود است.

استفاده از بعضی موضع‌گیری‌های عادی و قابل دسترس، همچون حجم عظیمی از روزنامه‌ها و مجلات و مصاحبه‌هایی که از معظم‌له منتشر شده نیز می‌تواند به غنای بیشتر کتاب کمک کند. احساس می‌شود تأکید، بیشتر بر اسناد مکتوم بوده.

 

ویژگی‌های ممتاز:

جدای از نکات مثبتی که در قبل به آن اشاره شد، بعضی از موارد را می‌توان به‌عنوان ویژگی‌های ممتاز و برکات این اثر یاد کرد.

1) قطعاً «شرح اسم» یک اثر فاخر پژوهشی است و فضای جذاب ادبی و داستانی آن هم، سوار بر پایه‌ی پژوهشی بودن است. تسلط بر تاریخ معاصر که منجر به رصد تیزبینانه‌ی وقایع در حجم انبوهی از اسناد متفرق و بعضاً متعارض می‌شود، پرهیز از هرگونه تخیل، سنددار بودن هر آن چیزی که گفته شده، تاریخی بودن سیر کتاب با وجود جابجایی‌های زمانی‌ای که در اسناد صورت گرفته و موارد متعدد دیگر، شاهدی است بر ادعای فوق.

2) دقت بالای تاریخی در ترسیم خط سیر. این دقت در سال‌ها، روزها و حتی ساعت‌ها و دقیقه‌ها هم لحاظ شده. گاهی خواننده احساس می‌کند اتفاقات در همین چند سال اخیر افتاده که این‌قدر دقیق است.

3) این اثر همچون نخ تسبیحی است که تمام شنیده‌های مخاطبین عام، از دوران قبل از انقلاب را ساماندهی می‌کند و در جای خود قرار می‌دهد. خاطره‌هایی که به‌صورت مقطّع و در قالب یک حکایت آموزنده در کتاب‌ها و نقل قول‌ها آمده. همین خاطرات وقتی در فضای زمانی متعلق به خودش و اقتضائات مربوط به آن دوره می‌نشیند، تازه فهم می‌شود و نسبتِ آن خاطره با رشته‌ی‌ پیوسته و پر فراز و نشیب این زندگی معلوم می‌شود. همچنین است در مورد تحلیل معظم‌له درباره افراد، اتفاقات خاص و... .

4) جنبه‌ی رسمی پیدا کردن خیلی از اتفاقات غیبی و شهودی مثل خواب‌ها و فرو نشستن سیل در ایرانشهر[16].

5) بیان کاملاً مستند و ارایه‌ی تصویری مختصر از ابعاد وجودی مختلف معظم‌له. نخبگی علمی و اجتهاد در شانزده‌سالگی، خاندان مطهر، شجاعت، چیره‌دستی در عالم هنر و شعر، اشراف بر تاریخ و جریان‌های روشنفکری، آگاهی از اوضاع جهان، مبارزه و قیام، زندگی جهادی، تحمل انواع سختی‌های جسمی و روحی در راه خدا، مشی مبارزاتی منطبق بر نگاه امام، زیرکی و کیاست، عمق بینش‌ها و باورهای اعتقادی برخاسته از قرآن، سعه‌ی صدر و جذب حداکثری، خُلقیات دینی، وقف اسلام بودن، خدمت به محرومین و مستضعفین، حرکتِ در سایه و گم‌نامی، انسان‌سازی و تربیت نیرو و...

پس از مطالعه‌ی کتاب، بیان این ابعاد که به گوشه‌ی کوچکی از آنها اشاره شد، توسط یک دوست‌دار و عاشق ولایت، مبتنی بر ظن و گمان و شنیده‌های درست یا نادرست نیست و با استناد به یک منبع متقن است. همچنین است موضوعاتی چون نقش بی بدیل همسر رهبر انقلاب در زندگی ایشان که معمولاً در زندگی مجاهدان، یادی از آن نمی‌شود.

6) تلاش حداکثری برای جلوگیری از کج‌فهمی و قضاوت اشتباه؛ حتی در مواردی جزئی مثل شیطنت‌های کودکانه، بلافاصله از تعلقات و تلاش‌های مذهبی این کودک سخن به میان می‌آید تا مخاطب، کودک را خلاصه در آن شرارت‌ها و شیطنت‌ها نبیند. این نوع زمینه‌سازی و چینش در اکثر کتاب به چشم می‌خورد.

7) درست است که خط سیر کتاب، زندگی آیت‌اله خامنه‌ای است، اما مخاطب در اثنای مطالعه، مواجهه‌ی جدیدی با تاریخ نهضت و خصوصاً شخص حضرت امامرضوان‌الله‌تعالی‌علیه پیدا می‌کند.

8) دقت به ریزه‌کاری‌های عجیب، مثل نوشتن نامه‌ی اعتراضی به رئیس ساواک در جهت عمود بر خط‌های کاغذ، برای زندانی به نظر آمدن کلمات![17]. در حالی‌که کتاب به کلیات و تحلیل‌ها می‌پردازد از این ریزه‌کاری‌ها که در کتاب موج می‌زند، غافل نمانده.

 

توقعات مخاطب:

خواننده‌ی این کتاب می‌داند که این کتاب، همچون بعضی از زندگی‌نامه‌ها نیست که با انقلاب اسلامی تمام شود؛ او می‌فهمد که این تازه شروعی است برای این چشمه‌ی جاری. اگر مردی با این همه عظمت توانسته در دوران خفقان مطلق و در سایه‌ی تعقیب و گریز و تقیه، این‌چنین پیش برود، پس آن زمانی که کار دست خودش بوده و خود، متولی امور بوده چه کرده؟ و این یعنی برهوت معرفت و شناخت از نائب الامام. حالا مخاطب مرزی برای خود نمی‌بیند، دوست دارد همه چیز را بداند؛ می‌خواهد، مستند و روشن، آنچه را که سال‌ها از آن بی‌خبر بوده بداند. حالت مخاطب، حالت کسی است که در داستان‌ها شنیده دفینه‌های ارزشمندی در زمین وجود دارد و حالا که یکی از آنها را با همه‌ی نقصان‌ها و کاستی‌های احتمالی‌اش دیده، برای رسیدن به بقیه‌اش بی‌تاب و بی‌قرار می‌شود.

این در بُعد ادامه‌ی راه؛ اما در همین مقطع نیز مخاطب، بیشتر، اسناد و تحلیل‌های مبتنی بر اسناد را دیده و از روح بعضی اتفاقات غافل است؟ سیر تفسیر قرآن‌ها و جلسات نهج‌البلاغه چه بوده؟ چه سوره‌هایی با چه نگاهی به چه کسانی آموزش داده می‌شده؟ «طرح کلی اندیشه اسلامی» که یک صفحه به آن اختصاص داده شده چیست؟ این چه طرحی است که رهبر معظم پس از سال‌ها در مورد آن می‌فرمایند: ذهن همان ذهن است. و موضوعات مهمی از این دست، که باید به جان تشنه‌ی مخاطب رساند.

البته توقعات دیگری هم ممکن است به‌وجود بیاید که پاسخ‌گویی به آنها فقط در حیطه‌ی مرجع مربوطه است. دسترسی به صوت‌‌ها، فیلم‌ها و عکس‌هایی که حضرت آقا در خلال تعریف خاطره می‌فرمایند: موجود است. چاپ اصلی ترجمه‌ی «المستقبل لهذا الاسلام» که از آن این همه سخن گفته شده. متن کامل گزارش‌های ساواک از جلسات درس‌های قرآن و نهج‌البلاغه که در کتاب فقط به نکات تحریک‌ برانگیز آن برای دستگاه طاغوت سخن به میان آمده. متن بازجویی زندان ششم که فقط کلیاتی از آن گفته شده و علت عدم درج آن در کتاب و...

به امید چاپ و عرضه‌ی مجدد این کتاب و آثاری همچون آن و چه‌بسا قوی‌تر، که جان‌های مشتاق و تشنه را سیراب کند.


 
بصیرت افزایی
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بصیرت یعنی تشخیص خط درگیری با دشمن

عبرت‌های عاشورا | ترس

 

یکى از مسائل مهم، مسئله‌ى بصیرت است. من به شما عرض بکنم؛ بصیرت در این دوران و در همه‌ى دورانها به معناى این است که شما خط درگیرى با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیرى است؟ بعضى‌ها نقطه‌ى درگیرى را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانه‌ى خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطه‌اى که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضى‌ها رقیب انتخاباتى خودشان را «شیطان اکبر» به حساب مى‌آورند! شیطان اکبر آمریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحى که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتى که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى که زید و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگیرى با دشمن را مشخص کنیم. گاهى هست که یک نفرى در لباس خودى است، اما حنجره‌ى او سخن دشمن را تکرار میکند! خب، او را باید نصیحت کرد؛ اگر با نصیحت عمل نکرد، انسان با او باید حد و مرز تعریف کند: خط فاصل. جدا میشویم. اگر بناست شما با همان احساساتى که رژیم صهیونیستى نسبت به جمهورى اسلامى دارد - ولو با یک ادبیات دیگرى - بخواهى در مقابل جمهورى اسلامى بایستى و حرف بزنى، خب با رژیم صهیونیستى چه فرقى دارى؟ اگر با همان منطقى که آمریکا در مقابل جمهورى اسلامى عمل میکند، شما بخواهى با آن منطق با جمهورى اسلامى تعامل کنى، خب شما با آمریکا فرقى ندارى. این مسئله جداست. اما یک وقت هست که نه، اینجورى نیست. ممکن است اختلافات، اختلافات عمیقى هم باشد، اختلافات بزرگى هم باشد، اما انسان دشمن را با غیردشمن نباید اشتباه کند؛ دشمن حساب دیگرى دارد، غیردشمن حساب دیگرى دارد. خط درگیرى با دشمن را باید ترسیم کرد، مشخص کرد؛ این بصیرت میخواهد. بصیرتى که ما عرض میکنیم، این است.
یک عدهاى از آن طرف مىافتند، یک عدهاى از این طرف مىافتند. یک عدهاى با دشمن هم معاملهى دوست میکنند، فریاد دشمن را هم نمیشناسند، چون از حنجرهى دیگرى در مىآید؛ یک عده هم از این طرف، هرکسى که اندک اختلاف سلیقهاى با آنها دارد، به حساب دشمن میگذارند! بصیرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif بصیرت مردم موجب ثبات سیاسی مستمر کشور
تلاش ملت عزیز ما و هوشمندى و آگاهى و بصیرت مردم عزیز ما در این استان و در سرتاسر کشور، موجب شده است که کشور ما از یک ثبات سیاسى مستمرى برخوردار باشد؛ این نعمت بزرگى است. قدرتمندان زورگو و تجاوزگر، یکى از سلاحهاشان این است که در کشورهائى بى‌ثباتى ایجاد کنند، که نمونه‌ى آن را شما مشاهده میکنید؛ هم در منطقه‌ى خودمان، و هم در مناطق دیگر این دنیاى بزرگ. مى‌بینید که قدرتمندان هر جا توانسته‌اند، هر جا در کشورى طمعى ورزیده‌اند، براى اینکه سلطه‌ى خود را در آن کشورها و در آن مناطق مستقر کنند، بین مردم آن کشور یا مردم آن کشور با کشور همسایه، بى‌ثباتى ایجاد کردند؛ ایجاد اختلاف کردند، ایجاد درگیرى کردند، تا بى‌ثباتى در نظامها به وجود بیاید؛ از این بى‌ثباتى، کارخانجات اسلحه‌سازى استفاده کنند، کارتلها و تراستها و بنگاه‌هاى بزرگ اقتصادىِ حاکم بر دستگاه سیاسى غرب استفاده کنند. امروز یکى از سیاستهاى دستگاه‌هاى استکبار، ایجاد بى‌ثباتى است. آن وقت در یک چنین شرائطى، نظام جمهورى اسلامى به برکت ایمان شما مردم، به برکت بصیرتى که به فضل الهى در ملت ما وجود دارد، توانسته است به کورى چشم دشمنان، یک کشور با ثبات و استقرار به وجود بیاورد.
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif بصیرت مردم ما مثال‌زدنی است
مردم واقعاً هوشیار و بصیرند. انسان چه بگوید در قبال این هوشیارى و بصیرت مردم؟ عامه‌ى مردم همیشه به مصالح کشور با نظر درستى نگاه کرده‌اند؛ این تجربه‌ى ماست. در طول این سه دهه، هر جا مسئولیتى متوجه مردم بوده است، به بهترین وجه آن را انجام داده‌اند. دشمنان خواستند مردم را از میدانهاى لازم‌الحضورِ خودشان دور کنند، نتوانستند؛ خواستند مردم را دچار تشتت آراء کنند، اختلاف کنند، که گریبان یکدیگر را بگیرند، از مصالح کشور و پیشرفت کشور غافل شوند، نتوانستند. مردم از خودشان بصیرت نشان دادند. حقاً و انصافاً بصیرت مردم مثال‌زدنى است؛ این هم کار خداست. دلها دست خداست، اراده‌ها مقهور اراده‌ى الهى است. مردم مؤمنند، متوجه به حقایقند؛ سفارش ما بیشتر به مسئولین است، به سیاستمداران است، به مدیران گوناگون است؛ مراقب باشند دشمن نتواند این آرامش و استقرار و طمأنینه‌اى را که به فضل الهى در کشور وجود دارد و دشمن سعى کرده این را به هم بزند و نتوانسته، به هم بزند؛ سعى کنند این آرامش و استقرار را حفظ کنند؛ نگذارند تلاطم به وجود بیاید. گاهى یک حرف، گاهى یک عمل نسنجیده، گاهى یک اقدام نابجا، موجب تلاطم در محیط سیاسى میشود؛ باید خیلى مراقب باشند.
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif اراده و بصیرت؛ کلید پیروزی در جنگ اراده‌ها
بحمداللّه با لطف الهى، مردم ایران سرزنده و سرحال و بانشاط و در صحنهاند؛ حضور آنها یک حضور همراه با بصیرت و توأم با عزم و ارادهى راسخ است. دشمنان سعى میکنند مردم ایران را خسته و ملول و نومید نشان دهند. مردم با حرکاتِ خودشان دارند نشان میدهند که دشمن دروغ میگوید؛ دشمن مغرضانه قضاوت میکند.
کشور ما، ملت ما در یک عرصه‌ى رویاروئى بزرگى با موانع حضور دارد و در این عرصه‌ى رویاروئى، کشور احساس ضعف نمیکند. ما احساس ناتوانى نمیکنیم؛ احساس قدرت و توانائى میکنیم؛ میدانیم که با تلاش میتوان همه‌ى این موانع را از بین برد. برخى از موانع، موانع طبیعى است؛ با این موانع طبیعى به شکلى باید برخورد کرد و با آنها زورآزمائى کرد. بعضى از موانع، موانع تحمیلى است، موانع سیاسى است، مشکلاتى است که دشمنان پیشرفت این کشور در برابر راه این مردم به صورت مانع ایجاد میکنند؛ با اینها به شکل دیگرى باید برخورد کرد.
در این عرصه‌ى رویاروئى و رزم انسانى و جنگ اراده‌ها، آنچه که میتواند تعیین‌کننده باشد، عبارت است از تصمیم و اراده و بصیرت و روشن‌بینى شما مردم عزیز. وحدت ملت ایران، اتحاد کلمه‌ى مسئولان کشور، همکارى دستگاه‌هاى مختلف، وظیفه‌شناسى و مسئولیت‌شناسى آحاد مردم میتواند ما را به پیشرفتهاى بیشترى برساند؛ میتواند آن چهره‌اى را که متناسب با این کشور و این ملت عزیز و بااستعداد است، براى ما به وجود بیاورد
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif بصیرت در برابر غفلت‌زایی دشمن
یکى از خصوصیاتى که در مورد اسفراین نظر بنده را جلب کرد، شرکت بالاى این مردم عزیز در انتخاباتهاى گوناگون است؛ این خیلى مهم است. استان خراسان شمالى یکى از رتبه‌هاى بالاى شرکت در انتخابات را دارد؛ آن وقت در استان خراسان شمالى، شهر اول در این منطقه، اسفراین است. حضور در انتخابات، آگاهى است؛ بصیرت است. حضور در پاى صندوق رأى، یک کارى از سر بیکارى نیست؛ یک عمل است؛ یک عمل صالح است ...
خود اینکه یک مردمى، یک مجموعه‌اى در یک شهر، در یک استان و در کل کشور نسبت به آینده احساس وظیفه کند، نسبت به مدیریت کشور احساس وظیفه کند و بخواهد در آن دخالت کند و ورود در صحنه پیدا کند، چیز ارزشمندى است؛ این ضد آن غفلتى است که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند. این روحیه را باید حفظ کرد؛ روحیه‌ى حضور را، روحیه‌ى شرکت را، روحیه‌ى همکارى و تعاون را، به مناسبت مسائل اقتصاد، روحیه‌ى مصرف داخلى را؛ که این هم یکى از مقولات مهمى است که در اینجا وارد آن مقوله نمیشوم .
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نخبگان مردم را آگاه کنند
هدف، پیشرفت است؛ منتها رصد کردن مرحله به مرحله هم لازم است، که این کارِ نخبگان است. امروز شرائط ما چگونه است، موانع ما چیست، نقاط قوّت ما کدام است، نقاط ضعف ما کدام است، فرصتهامان کدام است، تهدیدها چیست، چه کار باید بکنیم، براى بهره‌مندى از فرصتها و جلوگیرى از خطر تهدیدها چگونه برنامه‌ریزى کنیم؛ اینها کارهائى است که باید نخبگان در هر مرحله‌اى انجام دهند؛ هم در برنامه‌ریزى‌ها آن را به کار ببرند، و هم مردم را آگاه کنند؛ چون مردم میخواهند با چشم باز و با بصیرت حرکت کنند، بدانند چه میکنند، بدانند کجا میروند. وقتى اینجور شد، مردم با همه‌ى وجود وارد میدانهاى دشوار خواهند شد.
 


 
تلاش بی حاصل برای از بین بردن ارزش‎ها و میراث اسلامی
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

 

آمریکا به دنبال

از بین بردن ارزش های اسلامی است

 

آمریکا و متحدانش با تمام قدرت در حال تلاش برای از بین بردن ارزشهای اسلامی و میراث های اسلامی هستند.  

این کوردلان به ظاهر آزادی خواه  نمی دانند که مسلمانان همیشه مطیع امر رهبرشان ( امام خامنه ای  ) بوده و هستند و در جهت خنثی کردن این توطئه ی تنفر آمیز دانش آموزان و فرهنگیان آموزش و پرورش منطقه ی 14 تهران در روز پنجشنبه در میدان 13 آبان ندای لبیک یا رسول الله سر می دهند تا آمریکا و اربابش اسرائیل از این عمل ننگین که سبب تنفر جهانیان گردیده  خود را در سیاه چاه های تاریخ مبحوس نمایند


 
بار دیگر دشمنان در مقابل اقتدار و عظمت اسلام کم آوردند
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

 

دشمن پیامبر اسلام ، همان دشمن خداست

جهان اسلام و پیامبر گرامی اسلام(ص) همیشه درس مهربانی، رأفت، برادری، همدلی و راهنمایی و هدایت به سمت خداوند را به بشریت داده است، مسلمانان نیز پیرو همین پیامبر اسلام(ص(هستند که همیشه با فکر و تعقل مردم را به سوی خدا و پاکی و پاک اندیشی هدایت و راهنمایی می‌کرد.

مقابله با پیامبر خداوند، مقابله با خداوند است، همانگونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرمایند؛ "اطاعت از پیامبر، اطاعت از خداوند است"، پس مقابل پیامبر خدا قرار گرفتن، ایستادن در مقابل خداوند است و بدون تردید هر که مقابل خدا و پیامبرش بیایستد، نابود خواهد شد.
دشمنان کور دل و نادان فکر می‌کنند با این اهانت‌ها، از شأن پیامبر گرامی اسلام(ص) و دین مبین اسلام کاسته می‌شود، اما نمی‌دانند که با این کار، به اتحاد و همدلی مردم مسلمان افزوده خواهد شد و مشرکین و کفار به سرعت شکست خواهد خورد.
به ساحت پاک‌ترین انسان روی زمین و پاک‌ترین خلق خدا و مهربانترین پیامبر خداوند جسارت شده است و مردم مسلمان جهان از این جسارت به خشم آمده‌اند و قلب آنها جریحه دار است.

خشم مسلمان و مردم ایران آنقدر زیاد است که آمادگی دارند دشمنان اسلام را نابود و تکه پاره‌ کنند.


 
جرعه ای از معرفت حضرت آقا بنوشیم
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

 

پیام مقام معظم رهبری )اروحنا فداء) در پی اهانت نفرت‌انگیز دشمنان اسلام

به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله

در پی اهانت نفرت‌انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم، حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه‌ی این حرکت شرارت‌بار را سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم، آمریکا و دیگر سران استکبار جهانی خواندند. ایشان با تشریح دلایل کینه‌ورزی صهیونیست‌ها نسبت به اسلام و قرآن، تأکید کردند: سیاستمداران آمریکا اگر در ادعای دخالت‌نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملت‌های مسلمان را به درد آورده‌اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللهِ بِأفواهِهِم و اللهُ مُتِمُّ نورِه وَ لو کَرِهَ الکافِرون(1)

ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم کینه‌ی عمیق خود را آشکار ساخت و با اقدامی جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز، خشم مجموعه‌های خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان کنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ، همین بس که مقدس‌ترین و نورانی‌ترین چهره‌ میان مقدسات عالم را آماج یاوه‌های مشمئزکننده‌ی خویش ساخته‌اند.
پشت صحنه‌ی این حرکت شرارت‌بار، سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم و امریکا و دیگر سران استکبار جهانی است که به خیال باطل خود می‌خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل‌های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند. اگر از حلقه‌های قبلی این زنجیره‌ی پلید، یعنی سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و کشیش‌های امریکایی آتش‌زننده‌ی قرآن حمایت نمی‌کردند و ده‌ها فیلم ضد اسلام را در بنگاه‌های وابسته به سرمایه‌داران صهیونیست سفارش نمی‌دادند، امروز کار به این گناه عظیم و غیر قابل بخشش نمی‌رسید.
متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریکا است. سیاستمداران امریکا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملت‌های مسلمان را به درد آورده‌اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند که این حرکات مذبوحانه‌ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه‌ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است. و الله غالبٌ علی أمرِهِ(2)


 
قدمی مطلوب در تحول اجتماعی پایدار
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

اولین قدم ( شناخت آسیب های اجتماعی ):

به هرنوع عمل فردی و اجتماعی اطلاق می گردد که در چار چوب اصول اخلاقی و قواعد عام نباشد .

آسیب های اجتماعی شامل پدیده هایی متنوع - نسبی و متغیری از قبیل پرخاشگری جنایت - خودکشی - اعتیاد - قاچاق - روسپیگری - جرایم مالی اقتصادی و ... را می توان بیان نمود. 

                                                                                                     ادامه دارد


 
امام خمینی ( ره ) قلب تپنده ی انقلاب اسلامی
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

 

امام خمینی و معجزه انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیام های الهی و معنوی امام خمینی در سراسر جهان طنین انداز شد.ایشان با تاسی به آموزه های اسلام ناب محمدی بسیاری از روابط اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی رامتحول ساخت و نظام های رایج دنیا را به چالش فراخواند و الگوی تازه ای ارائه کرد و میلیون ها انسان سرگشته در برهوت الحاد و بی دینی و گرفتار در دام جاهلیت عصر مدرن را با دعوت به ارزش های وجودی خویش ودین ومعنویت ،رهایی بخشید.

در تبیین و تفسیر حقیقت “ انقلاب امام خمینی” باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی در ایران دنیا شاهد رخداد یک معجزه عظیم الهی بود و این واقعیتی است که بارها پیرو مرادمان برآن تاکید نمودند:

یک تحول روحی در جامعه پیدا شد که من غیر از آنکه بگویم یک معجزه بود، یک اراده الهی بود ،نمی توانم اسم دیگری رویش بگذارم .” و باز می فرمایند: “ اینجا حساب الهی است ، اینجا دست خداست. اشخاص نمی توانند یک همچو قدرتی ایجاد کنند... این اراده الهی است که تمام حساب های حسابگران مادی را باطل کرد.”

بسیاری از شخصیت های غیرمسلمان نیز با تائید عدم گنجایش جریان انقلاب اسلامی در چارچوب محاسبات مادی بر اعجاز انقلاب اسلامی صحه می گذارند. رابرت کالستون دانشمند کانادایی در این باره می گوید: از نظر من که یک غربی و فرد غیرمسلمان هستم این معجزه است که یک انقلاب مکتبی و الهی بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا کرده ودر جهت استقرار عدالت پیش برود. این انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمایت می شود...”

امام و انقلاب و قدرت نمایی خیره کننده اسلام

انقلاب اسلامی دریکی از حساس ترین نقاط جهان هم چون زلزله ای غیرمترقبه اردوگاه آرام و بی دغدغه استکبار عالمی را به شدت به لرزه درآورد. با وقوع انقلاب اسلامی برای اولین بار یک کشور مسلمان به طور موفقیت آمیزی قدرت های بزرگ غربی را به مبارزه طلبید. آنان را تحقیر کرد و به منافع مادیشان حسادت وارد کرد. (روزنامه تایمز لندن ژوئیه ۱۹۸۲) و چون صاعقه ای عظیم آسمان جهل وغفلت وعناد را شکافید. (از نظر سمبلیک انقلاب ایران نخستین پیروزی مسلمین بر غرب از قرن ۱۶ به این طرف محسوب می شود .نکته اینجاست که اسلام عامل هدایت کننده این انقلاب بوده و هیچ یک از ایسم های غربی ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند.

امام وانقلاب دو پدیده انفکاک ناپذیر

انقلاب اسلامی ایران از آنجا که بر اساس افکار بلند واندیشه متعالی حضرت امام تکوین یافته است: همواره در عوامل پیدایش و طرح شعارهای محوری وتعیین اهداف و آرمان های بلندو راهکارهای وصول به آن با باورها ، اعتقادها و آرما ن های آن شخصیت ملکوتی پیوندی ناگسستنی داشته است از این رو مقام معظم رهبری با انگشت نهادن بر این مهم همگان را متذکر گردیده اندکه: ( انقلاب وامام خمینی دو پدیده انفکاک ناپذیرند ،تحلیل انقلاب اسلامی ایران بدون شناخت شخصیت رهبر بزرگ آن ... ممکن نیست.

تحلیلگران تحولات سیاسی واجتماعی جهان که مسائل انقلاب اسلامی را دائما تعقیب می نمایند به واقعیت فوق به انحاء مختلف اعتراف نموده اند . مثلا روزنامه انگلیسی گاردین طی تحلیلی درباره انقلاب اسلامی نوشت : “ نقش آیت الله خمینی در انقلاب عظیمی که در ایران رخ داد بی اندازه مرکزی ومهم بود و تردیدی نیست که آ یت الله، سنگ بنای اصل این انقلاب بوده است.”

اندیشه امام (ره) مولد انقلابی استثنایی

اساسا ریشه این واقعیت مهم راکه (انقلاب اسلامی ایران در ذات خود هیچ شباهتی با انقلاب های دیگری که در قرن حاضر به وقوع پیوسته نداشته است) باید در پیوند انفکاک ناپذیر انقلاب اسلامی وحضرت امام خمینی(ره) جستجو نمود .از رهگذر پیوند تنگاتنگ انقلاب اسلامی با اندیشه و شخصیت جامع امام تمایز غیرقابل انکار انقلاب اسلامی از سایرانقلاب های بزرگ جهان در قرن بیستم شکل پذیرفت.

دکترین سیاسی امام بر پایه مبانی ثابت واستوار وخدشه ناپذیری چون اعتقاد عمیق به غیب وامدادهای غیبی به ایمان خللی ناپذیر به تعالیم اسلام و وحی ، اتکا و توکل راسخ بر قدرت لایزال الهی ، تکلیف مداری مطلق و ... قرار داشت . دکترین سیاسی که ( به اعتراف غربیان ،غرب از شناخت آن عاجز مانده است .)

به تعبیردقیق تر اندیشه سیاسی امام (ره) که پایه اصلی و عنصر حیاتی شروع و استمرار جریان انقلاب اسلامی بوده است نتیجه منطقی تفسیر عرفانی ایشان از هستی ومعنی وجودی انسان و...می باشد.

حضرت امام بر مبنای این اندیشه بزرگ ترین انقلاب اجتماعی قرن بیستم را که در نظر تحلیلگران بین المللی درچارچوب معیارهای سنجش سایر انقلاب های بزرگ جهان نمی گنجد به حرکت در آورد.

چنانچه میشل فوکو اندیشمند وجامعه شناس برجسته فرانسوی در نوشته های خود با اشاره به سفری که در کوران حوادث انقلاب سال ۵۷ به ایران داشته و با اشاره به نظریات برخی از تحلیلگران غربی که جریان انقلاب ایران را عبور جامعه ایران از غیرمدرن وسنتی به مدرنیته تفسیر می کردند با معیار قرار دادن وقایع عینی و تحولات جاری که از نزدیک مشاهده نمود می نویسد: “ من قبول دارم که از قرن هجدهم به بعد هر تحول اجتماعی اتفاق افتاده بسط مدرنیته بوده اما انقلاب ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد . “در واقع فوکو می پذیرد که انقلاب اسلامی ایران دو سده اقتدار یک اندیشه سیاسی را با همه سوابق چند صد ساله اش به چالش کشانده ... و این انقلاب حرف تازه ای دارد و ویژگی بارز اندیشه سیاسی حضرت امام هم همین است


 
شهید مطهری و موج بیداری
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بیداری اسلامی متاثر از اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری

امام خمینی (ره:( مطهری آثارش بدون استثناء خوب است

خدمتی که مرحوم مطهری به نسل جوان و دیگران کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بی استثناء، همه ی آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم: «بی استثناء آثارش خوب است». ایشان بی استثناء آثارش خوب است، انسان ساز است، برای کشور خدمت کرده است. در آن حال خفقان خدمت‌ها‌ی بزرگ کرده است این مرد عالیقدر.
خداوند به حق رسول اکرم (ص)، او را با رسول اکرم (ص) محشور بفرماید.

امام خامنه ای :

من خودم را شاگرد آقای مطهری می دانم ،البته بنده پیش استادمطهری درس نخوانده ام ،اما یکی از عناصری که فکر اسلامی من را پایه گذاری کرده است،سخنرانی های بیست سال پیش آقای مطهری است.

 

آیه الله خامنه ای درباره مطالعه آثار ایشان می فرمایند:

توصیه مى‌کنم کار را جدى بگیرید و دنبال کنید. مرحوم شهید مطهرى مرد بسیار عمیق و با فکر و پُر مغزى بود؛ ایشان از دانشهاى لازم براى این تحقیقات برخوردار بود؛ فلسفه مى‌دانست، کلام مى‌دانست، فقه مى‌دانست، تاریخ مى‌دانست. ایشان در هر بحثى وارد مى‌شد، زوایاى آن را کاوش مى‌کرد؛ بنابراین آثار ایشان خیلى با ارزش است. من یک وقت به دوستان طلبه مى‌گفتم: اگر کسى فقط آثار ایشان را از اول تا آخر با دقت بخواند، کافى است که او را به یک سطح راقى از معارف عمیق اسلامى برساند. شما که اینها را تلخیص کرده‌اید و برنامه‌ریزى شده و شکل داده شده ارائه مى‌دهید، خوب و بسیار با ارزش است

 



  هنر شهیدمطهری(ره)
هنر  شاخص شهید مطهری (ره)
... ما همیشه به شهید مطهری نیاز داریم. در شخص شهید مطهری نمی شود متوقف شد. بر پایه پیشرفتهای فکری و نوآوری های او باید جامعه و مجموعه فکری اسلامی ما به نوآوری های دیگری دست پیدا کند. ما احتیاج داریم مطهری هایی برای دهه ی 80و 90داشته باشیم؛ چون نیازهای فکری روزبه روز و نوبه نو وجود دارد. درباره هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری و نقشی که این مرد بزرگ در زمان خود ایفا کرد، به نظر من تاکنون تعریف جامعی ارائه نشده است. البته روی کتابهای ایشان کار شده- کارهای شایسته ای هم انجام گرفته- لیکن باید کاری را که مرحوم شهید مطهری در سالهای دهه40و 50 در محیط فکری این کشور انجام داد، شناخت.
 

اجتهاد و اعتماد به نفس

ایشان به قوت فکری و اندیشه قوی و صائب خود وارد میدان هایی شد که تا آن وقت هیچ کس در زمینه مسائل اسلامی وارد این میدان ها نشده بود؛ و با تفکراتی که آن روز در کشور رایج شده بود- افکار وارداتی ترجمه ای غربی و شرقی- یا می رفت رایج شود، خود را وارد یک چالش علمی عمیق و وسیع و تمام نشدنی کرد. ایشان، هم در جبهه مقابله با مارکسیست ها به یک جهاد بسیار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه مقابله با تفکرات غربی و لیبرالیست ها وارد میدان شد. این نقش، بسیار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفس لازم می خواهد، هم قدرت فکری و اجتهاد در زمینه های گوناگون را لازم دارد، هم یقین و ایمان قاطع می خواهد؛ این مرد بزرگ همه اینها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسیار مؤمن بود، هم به ایمان خود یقین داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ اینها لازم است. در سابقه تاریخی ما افکار وارداتی وجود دارد؛ منتها نه با این وسعت، با این شیوع و با این امکان تأثیرگذاری. تاریخ ما از این گونه رگه های فکری ناسالمی که وارد تفکرات علمی ما شده- چه در فقه ما، چه در فلسفه ما، چه در کلام ما- پر است؛ لیکن در دوره جدید که ارتباطات گسترش پیدا کرد، حرفهای نوبه نو- با جاذبه هایی که به طور طبیعی دارد- مرتباً وارد فضای فکری جامعه شد و به یک مواجهه صحیح و علمی ایجاد نیاز کرد.
ما در میدان بودیم و می دیدیم؛ بعضی از مواجهه هایی که آن وقت صورت می گرفت، علمی نبود؛ مقابله متعصبانه و از روی اعتقاد بود؛ اما نخوانده و نفهمیده، حرفی را رد می کردند؛ نمی دانستند چیست؛ گوشه ای از یک حرف وسیع را می گرفتند و آن را مشمول جنگ خودشان قرار می دادند و با آن درمی افتادند و مقابله می کردند. این، تحجر و توقف و مقابله غیرعلمی را تداعی می کرد. یک عده تحت تأثیر جاذبه های افکار نو و وارداتی، مجذوب اینها می شدند و سعی می کردند اسلام و فکر اسلامی و دین را با اینها تطبیق کنند؛ منتی هم سر دین می گذاشتند که ما اسلام را جوان پسند و مردمی و قابل قبول کرده ایم! گاهی اوقات کاسه از آش داغ تر هم می شدند و چند قدم هم جلوتر از صاحبان این فکرها پیش می رفتند، برای این که نبادا متهم به مرتجع بودن و این حرفها شوند که این را هم ما در مواردی دیدیم. نبوت و توحید و معاد و مباحث امامت و مباحث فقهی و مباحث اجتماعی و سیاسی اسلام را به سمت مشابهات خودش در مکاتب بیگانه از اسلام و احیاناً الحادی و بکلی بیگانه از دین کشاندند و منت هم سر اسلام می گذاشتند که ما آمدیم اسلام را همه کس فهم و همه کس پسند و در چشمها شیرین کردیم! این هم یک انحراف دیگر بود؛ هر دوی اینها انحراف بود. هنر شهید مطهری در آن دوران این بود که با قدرت اجتهاد و با انصاف و ادب علمی- چه در زمینه علوم نقلی، چه در زمینه علوم عقلی- وسط میدان ایستاد و با این افکار گلاویز شد و آنچه را که تفکر اسلامی بود، روشن، ناب و بی شائبه وسط گذاشت.

 جریان فکری اسلامی انقلاب

علیه او خیلی هم حرف زدند و خیلی هم کار کردند؛ اما ایشان این کار را انجام داد. در جریان روشنفکری، این نقش بسیار مهمی است؛ و این شد پایه تفکرات بعدی جامعه ما. بنده اعتقاد راسخ دارم و بارها هم گفته ام که جریان فکری اسلامی انقلاب و نظام اسلامی ما در بخش عمده ای متکی به تفکرات شهید مطهری است؛ یعنی آنها پایه ها و مایه های اسلامی ای است که ما در تفکرات اسلامی از آنها بهره بردیم و به نظام اسلامی منتهی شد؛ لذا در همان روزگار هم افکار شهید مطهری جایگاه امنی بود برای جوانهای طالب و عاشق فکر اسلامی که در زیر بمباران شدید تفکرات بیگانه قرار می گرفتند؛ مارکسیست ها یک طور، غربگراها یک طور؛ هم در دانشگاه ها وجود داشت، هم در محیط بیرون از دانشگاه ها، و هم حتی در حوزه های علمیه، شهید مطهری یک سنگر و یک مأمن برای این افراد شد تا بتوانند خود را زیر سایه این تفکر عمیق و مستحکم حفظ کنند؛ هم دین خود را حفظ کنند، هم بتوانند دفاع کنند و حرف نو داشته باشند.

 نیازمند مطهری های جدید هستیم

نکته دوم که خوب است روی آن فکر شود، تداوم این جریان است. ما که نمی توانیم در شهید مطهری متوقف شویم. درست است که الان هم بعد از بیست وچند سال از شهادت این مرد، کتابهای او جزو پرفروش ترین و جذاب ترین و مطلوب ترین کتابها برای نسلهای جویای فکر متین و منطقی اسلام است و الان هم ما واقعاً بدیل و عدیلی برای مجموعه کتابهای شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) نداریم و با این که کارهای خوبی هم شده، بلاشک از لحاظ اهمیت و تأثیرگذاری و جذابیت و اتقان، هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارد؛ لیکن جریان ورود در عرصه چالش با افکاری که وارد می شود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آنها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آنها و تبیین فکر اسلامی در زمینه آنها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد. همان طور که عرض کردم، ما به مطهری هایی در دهه های آینده احتیاج داریم. بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، فکر اسلامی مورد چالش جدی قرارگرفته است؛ بعد از این هم بلاشک چالشهای جدیدی را روزبه روز برای آن به وجود می آورند؛ رها که نمی کنند. ما باید در این جا خود را آماده کنیم و می توانیم. سرمایه غنی و تمام نشدنی که امروز از فرهنگ اسلامی در اختیار ماست، در این مصاف امکانات خیلی فراوانی در اختیار ما می گذارد؛ اگر ما اهل استفاده از اینها باشیم حقیقتاً یک زرادخانه عظیم فکری و فرهنگی در اختیار ماست؛ اگر بتوانیم از آن درست استفاده کنیم.
امروز از دوره فعالیت مرحوم شهید مطهری- یعنی سالهای دهه 40و 50- نیاز ما بمراتب بیشتر است. آن روز نیاز ما یک طور بود، امروز نیاز ما بسیار وسیع تر و عمیق تر است و لازم است این جریان ادامه پیدا کند. گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمت ها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدانها شوند و برای مواجهه با امواج تبلیغاتی جدید وارداتی در همه زمینه ها آماده شوند؛ در زمینه فلسفه، در زمینه کلام، در زمینه مسائل گوناگون کشور که با مباحث اسلامی سروکار دارد.

کتاب های استاد در حوزه

امیدواریم خدای متعال همه ما را موفق بدارد تا حق عظیم این شهید بزرگوار را بجا بیاوریم. من یک وقت دیگر هم شاید به عزیزان خانواده مکرم ایشان گفتم ترتیبی داده شود که کتابهای ایشان مثل کتابهای سطح در حوزه ها علمیه، حتماً خوانده شود. بنده از چیزهایی که برای صاحبان فکر و کسانی که می خواهند افکار اسلامی را برای مردم بیان کنند- مبلغان دینی، اهل منبر، سخنگویان دینی- واقعاً لازم می دانم، این است که یک دوره کتابهای مرحوم مطهری را بخوانند. شیوه ای پیدا کنید که این کتابها خوانده شود؛ هم در کتابهای درسی بیاید، هم در دانشگاه ها بیاید. خوشبختانه کتابهای ایشان سهل التناول است؛ یعنی نگارش خیلی شیرین و خوبی دارد. قلم ایشان از بیانشان خیلی بهتر بود. ایشان می گفتند من از شنیدن سخنرانیهای خودم اصلا خوشم نمی آید؛ اما نوشته های خودم را که می خوانم، خوشم می آید. بنده هم البته در این زمینه، حق را به ایشان می دادم؛ نوشته های ایشان حقیقتاً خیلی شیرین، روان و شیواست؛ لذا هر چه بیشتر اینها باید گسترش پیدا کند. علما و فضلا و جوانها- بخصوص طلاب جوان ما- باید یک دوره کتابهای شهید مطهری(ره) را خوانده باشند؛ که اگر می خواهند کاری بکنند، «من بنی فوق بناء السلفی» باشد؛ یعنی بر اساس آن فکر و روی شانه های شهید مطهری بروند ان شاءالله قله های بالاتری را فتح کنند و پرچم فکر اسلامی را به آن جاها بزنند.

.


 
آغاز هفته وحدت گرامی باد
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی


گرامی باد هفته ی وحدت، که درآن میثاق ها تحکیم می شود

پیمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد

چهره ها بر یکدیگر لبخند پیروزی و صفا می زند

امت، یکپارچه و منسجم است و شیعه و سنی

به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام

با هم و در کنار هم، در یک راه و به سوی

                           یک هدف سرود وحدت می خوانند

دهه فجرمبارک

 

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی

که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای

‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان

               سینه‏ هارهایی یافت .

 

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی

مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته

را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی

دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده

و بی مانند بشمارمیرود دهه فجر آئینه ای است که خورشید

                 اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد .

 

برخیز که فجر انقلاب است امروز

بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

از لطف خدا نقش بر آب است امروز



 
خواندنی ها ی حجاب
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

چادر حصار مزرعه ی نجابت و حفاظ بوته های نورس عفت است.

*     *     *     *     *

چادر ! بزرگترین دارائی، زیباترین و رساترین فریاد آزادگی است.

*     *     *     *     *

چادر!هاله ای نورانی به دور گلهای زمینی است وپرچم مبارزه با تهاجم فرهنگی است.

*     *     *     *     *

چادر ! مقیم شدن در حرم امن الهی است.

*     *     *     *     *

زن بد حجاب ، نمایشگاه سیار دیگران است.

*     *     *     *     *


 
حجاب و عفاف ( 2 )
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

نقش حجاب در تکامل زن از منظر آیت الله العظمی خامنه ای

مقاله حاضر، با تأسی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب و عفاف تهیه گردیده است. تمامی نقل قول ها با ذکر شماره صفحه در پرانتز از کتاب «زن از دیدگاه مقام معظم رهبری» نشر نوادر، 1380 - استخراج گردیده است.
رعایت حجاب و حفظ عفاف به عنوان یک امر ارزشی در مکتب مقدس اسلام، مورد توجه قرار گرفته است. زن می تواند جایگاه و شأن واقعی خود را در پناه عفاف بیابد و درجات متعالی را بپیماید. اهمیت عفاف و حجاب به مثابه ارزش و شأن حقیقی زن می باشد. رهبر معظم انقلاب در اهمیت عفاف چنین می فرمایند: هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام می گیرد، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد. نباید بگذارند عفت زن - که مهمترین عنصر برای شخصیت است - مورد بی اعتنایی قرار بگیرد. (95) حجاب، مقدمه ی حفظ عفاف می باشد. ایشان در مفهوم و اهمیت حجاب چنین می فرمایند:
باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ی ما احیاء بشود. مسأله ی حجاب مسأله یی است که اگر چه مقدمه یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله ی ارزشی است. (29) در اسلام حجابی بین زن و مرد وجود دارد؛ این را نمی شود منکر شد. این حجاب هست؛ این هم طبق حکمتی است که واقعاً صحیح این حجاب باشد. این که بگویند چنانچه زن و مرد در اتاقی هستند که پرده کشیده و در بسته است، این حرام است؛ یک معنای عمیق و حکیمانه دارد این درست است. همه به عنوان یک مرد و یک زن، به خودشان که مراجعه کنند، تصدیق می کنند که این حکم، حکم درستی است. کسی نمی تواند انکار بکند و بگوید این حکم، حکم درستی نیست. اینکه می گویند زن آرایش کرده و با زینت جلوی مردها و در مجامع مردها ظاهر نشود، حکم درستی است. ( 115)اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا - در خیابان ، در اداره، در تجارتخانه - داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی تعیین شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست . این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند وهم زن باید رعایت کند. (63 )مسأله ی حجاب، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است این اختلاط، به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است .(9)

 

عفاف عامل تکامل زن

شناخت عفاف و حجاب با توجه به کارکردها و آثار آن امکان پذیر می باشد. با توجه به این که زن در سه حوزه می تواند حضور یابد و راه تکاملی خویش را بپیماید، حجاب در تکامل بخشی زن مؤثر است. بنابراین حجاب در سه قلمرو دارای کارکرد مثبت می باشد. اینها عبارتند از : 1- تکامل انسانی 2- تکامل اجتماعی 3- تکامل خانوادگی.

 1-قلمرو تکامل انسانی

ایشان در مورد تکامل انسانی انسان، با توجه به هدف آفرینش و فضائل انسانی چنین می گویند:
هدف از آفرینش هر فرد انسان، عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است؛ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی که یک انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود. فرقی هم بین زن و مرد نیست. (6) باید گوهر انسانی در زن و مرد رشد پیدا کند؛ این مسأله ی ارزشی است. (29)
(
در خصوص) قلمرو تکامل انسانی؛ نظر اسلام این است که «ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافطین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات - ده صفت اساسی مرد و زن، بدون هیچ گونه تمایزی - اعدالله لهم مغفره و اجرا عظیما». فرض کنید در این زمینه، نظر اسلام را بجوییم و تبیین کنیم . (47)هویت اسلامی این است که زن در عین این که هویت و خصوصیت زنانه ی خود را حفظ می کند - که طبیعت و فطرت است و برای هر جنسی خصوصیات آن جنس ارزشی است - یعنی آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن مهر و محبت را، آن رقت را، آن صفا و درخشندگی زنانه را، برای خود حفظ می کند، در عین حال، هم باید در میدان ارزش های معنوی - مثل علم، مثل عبادت، مثل تقرب به خدا، مثل معرفت الهی و سیر وادی های عرفانی - پیشروی کند. (175)حال که روشن شد رشد فضائل انسانی و ارزش های معنوی، یکی از محورهای مهم تکامل زن می باشد و شأن حقیقی زن را نشان می دهد، لازم است به نقش حجاب در تقویت تکامل انسانی زن گوشزد نمائیم.
زن ، به واسطه حجاب می تواند عفت و پاکدامنی خود را حفظ نماید و با تقویت عفت و پاکدامنی، با نفسانیت خود مبارزه نماید و اراده خود را در راه کسب علم و تقوی و معرفت الهی به کار گیرد و در پی انجام عبادت و تقرب به خداوند باشد. در واقع با حفظ حجاب و حریم ها - که صورت ظاهری است - نفس خود را - که صورت باطنی دارد - تمرین می دهد تا در پی ارزش های معنوی و الهی باشد و نهاد فطری خود را پرورش دهد و غریزه جنسی خود را - که بعد حیوانی دارد - تا حدی و در جایی میدان می دهد که ابعاد انسانی او رونق یابد. بی توجهی به عفاف و حجاب، باعث عنان گسیختگی نفس و آلودگی های آن می گردد، چرا که نفس سرکشی و طاغی، فقط به دنبال اشباع امیال خود می باشد و امکان و اراده برای سیر الی الله و کسب فضائل اخلاقی و تکامل روحی و فکری از بین می رود.
رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
ما که روی حجاب این قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاه های بسیار لغزنده یی که سر راهش قرار داده اند، نشود. (29)

 2- قلمرو و تکامل اجتماعی

رهبر معظم انقلاب، قلمرو دوم حضور زن را حضور اجتماعی بیان می کنند که در واقع باعث تکامل زن در بعد اجتماعی می شود. ایشان در این زمینه چنین می فرمایند:
قلمرو دوم حضور اجتماعی زن - فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظیر آن - یعنی حضور زن در جامعه است، در این زمینه ، هم نظر اسلام را تبیین کنیم. ((47
ایشان در خصوص اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن چنین می فرمایند: این که می فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست، زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه ی مسایلی که در دنیا می گذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه ی اسلامی است. ((65
ایشان در تأیید حضور اجتماعی زن، به تکه های تاریخی صدر اسلام اشاره می کنند:
خود الگوی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها(که چه در دوران کودکی، چه بعد از هجرت پیغمبر به مدینه، در داخل مدینه، در همه ی قضایای عمومی آن روز پدرش که مرکز همه ی حوادث سیاسی اجتماعی بود، حضور داشت، نشان دهنده ی نقش زن در نظام اسلامی است. البته فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قله ی این فضائل است. زنان برجسته ی دیگری هم در صدر اسلام بودند؛ با معرفت، با خرد، با علم، حاضر در میدان ها حتی حاضر در میدان های جنگ؛ حتی تعدادی که نیروی بدنی داشتند، حاضر در میدان دلاوری در جنگ؛ شمشیر زنی و سربازی، (172) در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده زنان بود - حتی گاهی با نقال ، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر هم می زد.((72
همچنین ایشان در مورد اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن در عرصه انقلاب اسلامی چنین می فرمایند
:
امام خمینی (ره) فرمودند، درست هم فرمودند: اگر زنان در این نهضت همکاری نمی کردند، انقلاب هم پیروز نمی شد. (173) ما در جریان انقلاب شاهد بودیم که زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زن ها با انقلاب سازگار نبودند و این انقلاب را نمی پذیرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئناً این انقلاب واقع نمی شد ((10
در جای دیگر می فرمایند:
عرصه ی دوم، عرصه ی فعالیت های اجتماعی است؛ اعم از فعالیت های اقتصادی، فعالیت سیاسی، فعالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه ی میدان های زندگی در صحن جامعه. (62) در عرصه ی مسائل اجتماعی و سیاسی و ایستادگی و صبر و مقاومت حضور سیاسی و خواست سیاسی و درک و هوش سیاسی، شناخت کشور خود، شناخت آینده ی خود، شناخت هدف های ملی و بزرگ و اهداف اسلامی دشمن ، شناخت روش های دشمن باید روز به روز پیشرفت کند. (175) در میدان های سیاسی نیز، ما خانم هایی را دیده ایم و می بینیم که دارای قدرت تحلیل و سخنوری هستند و برای پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی آماده اند. (11)
رهبر معظم انقلاب ، با تأسی از دیدگاه اسلام و تکیه بر مصادیق صدر اسلام، حضور اجتماعی زن را منوط و مشروط به حفظ حجاب و عفاف می دانند:
در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده ی زنان بود - حتی گاهی با نقاب، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر می زد. در عین حال در داخل خانه، فرزندان خود را هم در آغوش می گرفت، تربیت اسلامی هم می کرد، حجاب خود را هم حفظ می کرد؛ چون این ها منافاتی با هم ندارند. (72) خواهر و همسر بعضی از ائمه ، یا همسران پیغمبر، در میدان های گوناگونی عملی ، فرهنگی ، سیاسی ، مبارزاتی ، انقلابی و نظامی وارد شدند. توجه کردید! هیچ مانع از حضور در هیچ یک از این میدان ها نیست ؛ اما حجاب وجود دارد . آن را رعایت کنید و وارد این میدان مبارزات بشوید. (117) فعالیت زنان در عرصه ی اجتماع، فعالیتی کاملاً مباح و روا و مطلوب و مجاز است که با حفظ حدود اسلامی ، این ها را انجام بدهند و نیمی از نیروی فعال جامعه را به جامعه تقدیم کند. (65) به شرط رعایت عفت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. (64) (باید توجه داشت) حجاب، به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت های سیاسی و اجتماعی و علمی نیست ((9
ایشان به چند مورد از دلایل و حکمت های اهمیت و ضرورت حجاب و عفاف اشاره می کنند:

الف- حفظ تعالی و تکریم شخصیت زن از چشم دیگران:

عفت در زن، وسیله یی برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتی در چشم خود مردان شهوتران و بی بند و بار است . عفت زن، مایه احترام و شخصیت اوست. ((95

ب- حفظ عفاف زن:

این مسأله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه ی این ها به خاطر آن است که این قضیه ی عفاف در این بین سالم نگه داشته بشود.
اسلام به مسأله ی عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند؛ منتها چون در جامعه مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی، می تواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، لذا روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است.
شما الآن هم که در دنیا نگاه کنید، می بینید که یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، به خصوص در کشور ایالات متحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان به عفت زن تعدی و تجاوز می کنند، آمار منتشر شده ی از سوی مقامات رسمی خود امریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری آمریکا، و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت می گیرد! ببینید چه قدر مسأله ی عفت مهم است. وقتی بی اعتنایی کردند، قضیه به کجا می رسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! بر خلاف تمایل زن، مرد زورگو، ظالم، بی بند و بار، بی عفت بتواند به حریم عفت زن تعدی و تجاوز بکند. اسلام اینها را ملاحظه می کند. این مسأله ی حجاب که این همه مورد توجه اسلام است، به خاطر اینهاست.

ج- حفظ امنیت اجتماعی برای زنان و مردان به منظور انجام مسئولیت های اجتماعی آنها:

با حجاب زن مسلمان، هم خود زن مسلمان امنیت پیدا می کند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا می کنند. آن جایی که حجاب را از زنان دور می کنند، آن جایی که زن را به عریانی و برهنگی نزدیک می کنند، در درجه ی اول، امنیت از خود زن و درجه ی بعد ، از مردان و جوان گرفته خواهد شد. برای این که محیط سالم و دارای امنیت باشد، زن بتواند کار خود را در جامعه انجام بدهد، مرد هم بتواند مسئولیت های خود را انجام بدهد، اسلام حجاب را معین کرده است. ((64


 1-
تکامل خانواده
زن علاوه بر حضور در عرصه های اجتماعی، در خانواده ی خود نیز نقش تربیتی و سازنده ای را ایفا می کند که این حضور اهمیت ویژه ای دارد. زن در این جایگاه می تواند الفبای عفاف را به فرزندان خود برای حضور سالم در فعالیت های اجتماعی آموزش دهد و با رفتار اجتماعی خود، الگوی صحیحی از عفاف را به اعضای خانواده ارائه نماید. زن با حفظ حجاب و عفاف در محیط جامعه می تواند راه رشد و پیشرفت را در ابعاد انسانی و اجتماعی طی کند و به عنوان یک عنصر مفید و مثبت در تربیت خانواده نقش آفرینی کند. زن عفیف و نجیب می تواند فرزندان شایسته و سالم تربیت کند. زن با حفظ حدود شرعی ، جلوگیری از بی بند و باری و عنان گسیختگی نفس و تکریم شخصیت اجتماعی خود می تواند فضای سالم را در خانواده به وجود آورد و عزت نفس و کرامت انسانی را به فرزندانشان القاء نماید.
رهبر معظم انقلاب در زمینه نقش مؤثر و مفید زن در خانواده بسیار تأکید دارند و آن را مقدمه ی پویایی جامعه می دانند:
قلمرو سوم، نقش زن در عایله - در خانواده - است. نظر اسلام را در این مورد نیز تبیین بکنیم . ((47
از همه ی کارهای زن مهم تر ، تربیت فرزندان و تقویت روحی شوهران برای ورود در میدان های بزرگ است. ((73 زن در زمینه ی ایجاد عدل و انصاف و محیط آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت کند. ((175
از جمله نقش سازنده زن را در تربیت و تشجیع همسر و فرزندان خود برای میدان جنگ و جهاد در دفاع مقدس هشت ساله می دانند:
مادران در دوران انقلاب و در جنگ تحمیلی، فرزندان خود را به سربازان جانباز و شجاع در راه اسلام و مسلمین تبدیل کردند و همسران در دوران انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ، شوهران خود را به انسان های مقاوم و مستحکم مبدل ساختند. (73) اگر مادران شهدا و همسران شهدا بی صبری نشان می دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها می خشکید؛ این جور نمی جوشید؛ این جور به جامعه طراوت نمی داد. ((173
با توجه به نقش زن در تربیت و تکامل خانواده لازم است زن (و حتی مرد) به منظور استحکام خانواده، به حدود شرعی پایبند باشد. رهبر معظم انقلاب چنین می فرمایند:
مردی که می تواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت بکند، زنی که می تواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، این ها در خانواده ، نه یک شوهر خوب و نه یک همسر خوب و زن خوب خواهند بود؛ لذا بساط خانواده متلاشی شد. ( 86 )
فرهنگ غربی در مورد زن و بی بند و باری و به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق موجب شده است که خانواده سست بشود؛ بنیان خانواده متزلزل بشود؛ زن و مرد در داخل خانواده خیانت به یکدیگر برایشان خیلی مهم شمرده نشود. ((174

 

حسن ختام

یکی از نشانه های مرد سالاری غربی ها همین است که زن را برای مرد می خواهند؛ لذا می گویند زن آرایش کند، تا مرد التذاذ ببرد! این مردسالاری است، این آزادی زن نیست؛ این در حقیقت آزادی مرد است می خواهند مرد آزاد باشد، حتی برای التذاذ بصری؛ لذا زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرج در مقابل مرد تشویق می کنند. (93)

آنچه که در ایران اسلامی در مقایسه با فرهنگ غرب مورد توجه قرار گرفته است، مقابله با ابتذال و بی بند و باری است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
زن های ایرانی، بخصوص کسانی که در رشته های گوناگون دانش و در چارچوب اسلام و احکام اسلامی و مهم تر از همه، مسأله حجاب، توانسته اند حرکت بکنند، بایستی به زنان و دختران و دانشجویان زن دنیا عملاً تفهیم کنند که علم به معنای بی بند و باری نیست و لازمه ی تحصیل علم، بی قیدی نسبت به موازین اخلاقی در مورد معاشرت زن و مرد نیست؛ بلکه می توان با رعایت کامل این موازین، علم را هم تحصیل کرد و به جاهای بالایی رسید و وجود شما می تواند به عنوان یک نمونه از پیام جهانی اسلام نشان داده بشود. (13 و 12)بدیهی است درد زنان جامعه ی ما، کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست. با توجه به این که بی بند و باری خود مانع ظهور شخصیت حقیقی، کرامت انسانی و شکوفایی استعدادهای زنان می باشد. - بلکه باید موانع و محدودیت های دیگری را که بعد فرهنگی و اجتماعی دارد، جستجو نمود. ایشان در این باره چنین می فرمایند:
زن در همه جوامع - از جمله در جامعه ما - دچار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می شود؛ اما این کمبود؛ کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست؛ این کمبود، کمبود میدان ها و فرصت ها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست؛ این را باید تأمین و جستجو کرد. (87)

بالاخره ایشان از یک سو در خصوص احتراز از ابتذال و بی بند و باری هشدار می دهند:
مبادا چنان که در افراد سطحی و غافل دیده شده است، نسل انقلابی و زنان مؤمن، دوباره روی به مصرف و تجملهای پوچ و گرایشهای غیر انقلابی بیاورند یا رسم جاهلی اختلاط بی پروا را دوباره زنده کنند .... (3)

از سوی دیگر بر احقاق حقوق انسانی، شکوفایی استعدادها و تکامل انسانی زنان در جامعه تأکید دارند:
زن در جامعه، اولاً به حق انسانی و حقیقی خود برسد، ثانیاً استعدادهای او شکوفا بشود و رشد حقیقی و انسانی پیدا کند و در نهایت به تکامل انسانی نایل بشود؛ زن در جامعه به صورت انسان کامل در بیاید؛ انسانی که می تواند به پیشرفت بشریت و جامعه ی خود کمک کند و در محدوده ی توانایی های خود، دنیا را به بهشت برین و زیبایی مبدل کند. (78)


 
حجاب و عفاف ( 1 )
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

حجاب در آموزه های قرآنی

 

حجاب که به معنای پرده و پوشش و حایل میان دو چیز است ، نوعی پوشش برای مردان و زنان مومن است . هر چند که این اصطلاح در عرف مردم تنها در زنان به کار می رود ولی تفاوتی در وجوب و لزوم اخلاقی ، شرعی و حقوقی آن نیست. آن چه پوشش مردان از زنان را متمایز   می سازد در مقدار و کیفیت پوشش     می باشد و اگر اندازه و چگونگی را در اصل صدق واژه وارد ندانیم بی گمان نمی بایست در مساله پوشش و حجاب برای هر دو گروه جنسیتی تفاوتی محسوسی را قایل شویم.
به نظر می رسد که حجاب و پوشش پیش از آن که امری شرعی و دستوری قانونی باشد ، مساله انسان است. در گزارش قرآن از برخورد و واکنش ابتدایی آدم و حوا در بهشت موقت به این مهم توجه می دهد که مساله پوشش گرایشی فطری است؛ زیرا آن دو پس از نزدیکی و یا خوردن از میوه درخت ممنوع به شکل و شمایلی در آمدند که برای آنان شگفت انگیز بود. قرآن از واژه سواة برای این شمایل جدید استفاده می کند.
         ( اعراف آیات 26 و 20 و 22 و 27 و طه آیه 121) سواة در اصطلاح قرآنی دست کم در دو معنای بدن و یا نقاط حساس و ناپسند بدن به کار رفته است. به این معنا که در آن مولفه های جسمانیت و نوعی کراهت و ناپسندگی را می توان ردگیری و شناسایی کرد. سوء هر کار ناپسند و زشتی است که به طور طبیعی انسان را ناخوش می آید. در داستان کشته شدن هابیل ، قرآن از جسد بی جان هابیل تعبیر به سوآه می کند.           (مائده آیه 5) بنابراین تن و جسم بی جان که از آن به جسد تعبیر می کنیم ، در کاربرد قرآنی سوآه خوانده شده است.
از این رو می توان با توجه به گزارش قرآن و واکنش شتاب آلود و تند آدم و حوا از پوشیدن برخی از اعضای بدن یا تمام آن با برگ های درختان این احتمال تقویت می شود که انسان به طور طبیعی از عریان و لخت بودن کراهت دارد. نکته ای که قابل تامل است آن که برخی این پوشش را تنها به بخش های حساس تن نسبت می دهند به این معنا که گفته اند آن دو برگ های برخی از درختان بهشتی را کنده و با دست آن برگ ها را نگه داشته اند و خود را بدین صورت از یک دیگر پوشانده اند؛ ولی سخن این است که در آیات قرآنی سخن از نگه داشتن برگ ها با دست نیامده است . به نظر این احتمال درست تر می اید که آنان با برخی از برگ های برخی از درختان که از پهنای کافی برخوردار بودند تن و بدن خود را پوشانده اند و آن را به شکل پوشش و لباس به تن کرده تا بدن آنان نمایان نباشد. بنابراین می توان گفت که این پوشش می توانست کامل و تمام باشد و تنها به نقاط حساس اختصاص نداشته باشد؛ زیرا اگر حوا می خواست حتی با دو دست برگ ها را نگه دارد می بایست دو دست دیگر نیز پیدا می کرد تا دو جای دیگر را نیز می پوشاند که آن دو نیز از حساسیت برخوردار بوده و نوعی شرمگاه به شمار می آمده است. از کاربرد سوآه در معنای بدن در آیه دیگر می توان این برداشت را تقویت کرد که آن دو تمام تن خویش را برگ های درختان پهن برگی پوشانیده اند که شباهت به برگ های درخت موزه داشت که نوعی برگ های بلند و سرتاسری هستند.
به هر حال انسان به طور فطری و طبیعی از لخت و عریان بودن گریزان است و هر انسان سالم شخصیتی و روانی خود را از دیگری می پوشاند.لباس در قرآن به عنوان پوشش تن و بدن ( سواه ) یاد شده است.( اعراف آیه 26) زشت و ناپسند دانستن نشان دادن شرمگاه و بی پوشش بودن آن بخش به نوع تربیت و یا اخلاق اجتماعی انسان بستگی ندارد. به این معنا که هر کس به طور فطری عدم پوشش بخش های خاص و شرمگاه را ناخوش و ناپسند می دارد و اگر تربیت اجتماعی و خانوادگی اثر و نقشی را در این حوزه بازی کند، در آموزش و تربیت ضد اخلاقی آن است؛ در حقیقت نوعی اجبار و تحمیل آموزشی و تربیتی موجب می شود تا انسان ها از حالت طبیعی و فطری خارج شوند؛ چنان که در باره دین این اتفاق افتاده است و مردمانی که به طور طبیعی گرایش به خدا و اسلام دارند به آیین و شرایع و ادیان دیگری مجبور می شوند و به تعبیر پیامبر (ص) با تربیت خانوادگی و آموزش های اجتماعی و تحمیل از فطرت اسلام دور شده و یهودی و مجوسی و مسیحی می شوند.
اسلام به عنوان دین فطرت مساله حجاب و پوشش مردان و زنان را لازم و واجب شمرده و مطابق فطرت دستورهای شرعی خود را صادر کرده است. اصول اخلاقی بشر نیز این اقتضا را دارد و تنها انسان ها بی تمدن از پوشش کامل برخوردار نمی باشند. هر انسان با شخصیت و سالم اجتماعی به طور طبیعی در هر پست و مقامی که باشد به پوشش گرایش داشته و آن را اخلاقی و هنجاری بر می شمارند و بر همین پایه و اساس است که قوانین بشری نیز چنین چیزی را پسندیده و تقویت می کند. در این نوشتار کوتاه و گذرا به اهمیت ، آثار ، فلسفه ، زمینه ، حجاب اشاره می شود.

 

اهمیت حجاب

 

در اهمیت حجاب در بینش و نگرش قرآنی می توان به آیاتی اشاره کرد که در آن حجاب و پوشش را نشانه ای از عفت و پاکدامنی دانسته است. خداوند در آیه 60 سوره نور می فرماید که حتی زنانی که امید ازدواج ندارند و به سنی رسیده اند که میل و رغبتی به جنس مخالف در آنان نیست و از شور و زندگی افتاده اند ، بهتر است که ایشان نیز پوشش را رعایت کنند و خود را چنان بپوشانند که مورد توجه قرار نگیرند و زینت های ذاتی و عرضی خود را نشان ندهند و ننمایانند. آن گاه در بیان فلسفی این دستور و ذکر حکمت آن می فرماید: اگر عفت را بجویند آن برایشان بهتر است. استعفاف و عفت جویی امری است که برای همگان مفید و نیک و پسندیده است چه این فرد پیری باشد که رغبتی به جنس مخالف نداشته باشد و یا جوانی که در اوج گرایش به جنس مخالف است. کسی که پوشش را مراعات می کند به نوعی امنیت روحی و روانی دست می یابد که مورد توجه همگان و خیر عمومی است؛ زیرا هنگامی که شخص خود را به گونه ای مناسب بپوشاند از نظر شخصیت خود را چنان می نمایاند که باید باشد. انسان ها به طور طبیعی از کسانی که از اصول اخلاقی دوری می کند ، کراهت می ورزند. در این مساله تفاوتی نیست که فرد پیر و یا جوان باشد؛ بلکه حساسیت نسبت به افراد پیر و سالخورده بیشتر است، زیرا از این دسته افراد این توقع نیست که بر خلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و هنجارهای شناخته شده عمل کنند. از این رو خیر ایشان است که خود نیز همانند دیگران پوشیده باشند و از حالت عمومی پوشش بیرون نروند.
قرآن پوشش را نشانه تقوا نیز بر می شمارد ؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی ها نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان بر پایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد. اگر کسی مسلمان است نشانه های خواهد داشت . برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که درجامعه پای بند قوانین آن باشد. کسی که پوشش را رعایت نمی کند در حقیقت می کوشد تا بنمایاند که بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. در مدارس برای هر گروه سنی و سطوح علمی لباس و پوشش های رنگی خاصی است که بیانگر و نشانگر گروه و سطح است . این نشانه ها کمک می کند تا بفهمد که این فرد کارگر نیست و یا دانشجویی است. پوشیدن لباس سفید در بیمارستان کمک می کند تا کادر بیمارستانی از دیگران شناخته شوند. چنان که نوع پوشش روحانی بیانگر وظیفه و کاری است که بر عهده او نهاده شده است. کسی که پوشش اسلامی را مراعات می کند با این شیوه بیان می کند که اهل تقواست و بر اصول اسلامی تاکید دارد. از این رو ، قرآن رعایت پوشش اسلامی را نشانه ای از تقوا دانسته است.    ( احزاب آیه 55)
قرآن در تبیین فلسفه و حکمت دستور پوشش اسلامی افزون بر گرایش فطری بشر به این نکته اشاره می کند که پوشش مناسب موجب می شود تا فرد در امنیت قرار گیرد و کسانی که بیمار دل هستند و از شخصیت سالم اجتماعی و روانی برخوردار نمی باشند ، متعرض آنان نمی شوند. ( احزاب آیه 59)
در توضیح این حکمت باید به این مساله اشاره کرد که انسان به طور طبیعی از هر چیزی که نسبت به آن جهل دارد می هراسد و از آن گریزان است. افرادی که در سایه زندگی می کنند و در روش و رفتار خود از نوعی عدم شفافیت بهره می جویند و به سخنی در زمینه خاکستری حرکت می کنند ، از نوعی ابهت برخوردار می شوند که دیگری به سادگی متعرض آنان نمی شوند. زنانی که با پوشش مناسب خود را می پوشانند به شکل در زمینه خاکستری قرار می گیرند و به شکلی برای دیگری مجهول و ناشناخته می گردند. همین مساله موجب می شود که دیگران با وی به آسانی نتوانند برخورد کنند و نوعی خطوط قرمز در اطراف وی پدیدار می شود که متعرضان را از تعرض به وی باز می دارد که نکند هر بیشه ای خالی باشد ؛ زیرا که شاید پلنگی خفته باشد و با تعرض به وی از بسیاری از حقوق اجتماعی و فردی خود محروم گردد. این گونه است که حجاب به عنوان عامل بازدارنده از تعرض دیگران عمل می کند و شخص با حجاب به حریم امنیت رانده می شود .

 

آثار حجاب

قرآن برای حجاب و پوشش مناسب اسلامی آثار معنوی و نقش اجتماعی خاصی را بیان می کند که نمونه آن در مساله امنیت و تقوا گفته شده است. در حقیقت با بیان فلسفه و اهمیت حجاب به برخی از آثار معنوی و اجتماعی نیز اشاره شده است. غیر از مصونیت از تعرض هوسرانان و کسب امنیت می توان به برخی از آثار دیگر حجاب نیز اشاره کرد که از آن جمله طهارت قلبی و پاکی درون مردان و زنان است. پوشش مناسب موجب می شود که هم مردان در هنگامه برخورد و مواجه با زنان گرفتار انحراف و پلیدی و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مردانی که تن خود را می پوشانند از امنیت و طهارت قلبی سود برند. هنگامی که مردی پوشش مناسب داشته باشد زنی که با وی سخن می گوید و یا وی را می بنید تحت تاثیر اندام وی قرار نمی گیرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمی رود ؛ چنان که پوشش مناسب زن نیز چنین فرصتی را برای مردان فراهم نمی آورد. در حقیقت این اثر حجاب به خود فرد باز نمی گردد بلکه به دیگری سود می رساند. به این معنا که حجاب و پوشش مناسب این فرصت را برای مردان و زنان فراهم می آورد تا از طهارت قلب برخوردار باشند و گرفتار ناپاکی دل نگردند. هر چند که می توان برای آن اثری در خود فرد نیز یافت که عبارت از امنیت فردی در برابر دیگری است و شخص با حجاب خود نمی گذارد که جنس مقابل تحریک شده و متعرض وی گردد.( احزاب آیه 53)
از آثار دیگر اجتماعی پوشش مناسب، شناخت زنان سالم و مومن جامعه از زنانی است که می توان از آنان به افراد بی شخصیت یاد کرد. در گذشته کنیزان در جامعه به عنوان افراد بی شخصیت قلمداد می شدند و برای کارهای پست و نیز ارضای شهوانی مورد بهره برداری جنسی قرار می گرفتند. این دسته از زنان بر خلاف زنان آزاده بودند که از نظر اجتماعی از شخصیت سالم برخوردار بوده و از جایگاه و ارزش ویژه ای برخوردار بودند. پوشش مناسب اسلامی دو دسته از زنان با شخصیت و بی شخصیت اجتماعی را از هم جدا و متمایز می کرد. زنان بی شخصیت به حجاب و نمادهای پوششی مناسب اعتنایی نمی کردند و در جامعه رها بودند و از آنان امید این نمی رفت تا خود را مناسب با ارزش های اجتماعی جامعه هماهنگ وهمراه سازند. از این رو در قرآن لزوم پوشش از آن رو برای زنان آزاده و با شخصیت خواسته شده بود تا زنان هرزه و بی شخصیت باز شناخته شوند. کسانی که با حجاب مناسب بودند این نشانه را با خود همراه داشتند که ایشان از شخصیت و جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردارند و کسی نمی تواند متعرض آنان شود( احزاب آیه 59)
از دیگر آثاری که قرآن برای پوشش یاد می کند ، اثر معنوی پوشش و دست یابی به رحمت و آمرزش الهی است. ( احزاب آیه 59) نکته جالب در این تعبیر قرآنی آن است که سخن از غفران به عنوان پاداش پوشش یاد شده است؛ زیرا غفران به معنای پوشاندن گناهان است. کسی که خود را از دیگری می پوشاند و حجاب را مراعات می کند به اسم غفران پناه برده و خداوند نیز او را از شر گناه و آسیب های احتمالی آن می پوشاند و گناهانش را بخشیده و بر آن پرده ای می نهد که دیگری از آن با خبر نمی شود ؛ چنان شخص با حجاب با پوشش خود مواضع ناخشنود و زشت خود را پوشیده است.
خلاصه آن که حجاب و پوشش در آموزه های قرآنی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و برای آن آثار اجتماعی و معنوی چندی است. آثاری که نه تنها موجب می شود انسان را به خدا نزدیک کند بلکه شخص را در امنیت و آرامش روحی و روانی و اجتماعی قرار دهد.


 
قدمی کوچک ولی اثربخش برای حمایت از مردم مظلوم بحرین
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

بازتاب نوشته های وبلاگنویسان درحمایت ازمردم بحر 

بسم الله الرحمن الرحیم؛
به لطف خدا کمافی السابق مطالب عزیزان وبلاگ نویس حامی مومنین در بحرین و نیز بیداری اسلامی را بازتاب داده و به عرض می رسانیم.

 

برای حمایت بیشتر به سایت ( andishe-basirat.ir) مراجعه و رای خود را برای دفاع از مرد مظلوم بحرین ثبت نمایید فعلا 45695 ثبت گردیده است تعداد رای موثر 1000000 یک میلیون رای است تاسازمان ملل به طور جدی پی گیری نماید .

به امید پیروزی حق


 
در بحرین شهر خون و حماسه چه می گذرد ؟
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

مهم ترین اخبار این روزهای بحرین مظلوم

بسم الله الرحمن الرحیم.
1.شنیده ایم رهبرشیعیان بحرین آیت الله شیخ عیسی قاسم که امامت جمعه شیعیان را برعهده دارندبرای دست برداشتن از مقاومت در مقابل ظلم آل خلیفه تهدیدبه قتل گردیده اند. اخبار رسیده حاکی است در روز گذشته ضمن حمله به مسجد "جامع الدراز" که محل اقامه نماز ایشان است بمب صوتی ای در محراب نماز ایشان کشف وخنثی شده است و پس از آن مزدوران آل خلیفه در نامه ای تهدید کرده اند که اگر از افشاگری ها دست برنداریدبار دیگر بمب حقیقی و انفجاری را در محراب نماز کار خواهیم گذاشت.
ناگفته نماند با رهبری این فقیه حکیم حکومت فاسد بحرین به بن بست رسیده است . در ابتدای قیام که هجوم بی سابقه ای به مردم  در میدان لولوه(الشهداء) صورت گرفت شعار معروف " لن نرکع الا لله" { بجز خدای متعال در مقابل هیچ کسی خضوع نمی کنیم}  وی که با شور و حرارت خاصی در خطبه های نماز ابراز شد به شعار عمومی مبارزان بحرینی تبدیل شده است.(در صورت امکان این فایل را آپلود نموده و در اینجا قرار خواهیم داد. انشاالله)



تصویر حمله به مسجد جامع شیعیان بحرین. آیت الله شیخ قاسم در تصویر دیده می شوند.

 

 

 

 

 

 


 
دفاع از مردم مسلمان بحرین
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

متن و حاشیه تجمع مقابل سفارت بحرین

دانشجویان دانشگاه‌های استان قزوین به همراه جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران در اعتراض به کشتار مردم بحرین توسط رژیم آل‌خلیفه و آل‌سعود مقابل سفارت‌خانه بحرین در تهران تجمع کردند.

دانشجویان دانشگاه‌های استان قزوین در اعتراض به جنایات آل‌خلیفه و آل‌سعود در مقابل سفارت بحرین در تهران تجمع کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، دانشجویان دانشگاه‌های استان قزوین به همراه جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران در اعتراض به کشتار مردم بحرین توسط رژیم آل‌خلیفه و آل‌سعود مقابل سفارت‌خانه بحرین در تهران تجمع کردند.

در این تجمع دانشجویان شعارهایی همچون "مرگ‌ بر آمریکا "، "مرگ بر اسرائیل "، "مسلمان می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد "، "نه سازش، نه تسلیم، نبرد با سعودی "، "مسلمان بحرینی، تو رهرو حسینی "، "سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن "، "اماما شاهد باش، ما اعتراض کردیم " و... سر دادند.

همچنین تجمع‌کنندگان تصاویری از شهدای انقلاب بحرین و دست‌نوشته‌هایی در محکومیت کشتار مردم بحرین توسط رژیم آل‌خلیفه و آل‌سعود و پرچم‌های "یا حسین(ع) " و "یازهرا(س) " در دست داشته و شعارهایی همچون "برادر مسلمان پس غیرتت کجا رفت "، "به گفته خمینی آمریکا دشمن ماست "، "زمین و خاک بحرین، جای سعودی‌ها نیست " و ... سر دادند.

* حضور دانشجویان خارجی در تجمع

در این تجمع جمعی از دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه‌های ایران از کشورهایی همچون بحرین، نیجریه، سوریه، افغانستان، عراق و ... نیز حضور داشتند.

* جهان‌بین: خاورمیانه اسلامی بدون حضور آمریکا، آل‌خلیفه و آل‌سعود در حال شکل‌گیری است

در ادامه تجمع مذکور، فرزاد جهان‌بین فعال دانشجویی و دانشجوی دانشگاه مفید قم گفت: آینده خاورمیانه، خاورمیانه اسلامی بدون آمریکا و بدون آل‌سعود و آل‌خلیفه است.

وی با یادآوری اینکه شاه در 15 خرداد سال 1342 مردم را به خاک و خون کشید و در سال 57 مفتضحانه توسط مردم از کشور اخراج شد، تصریح کرد: آل‌خلیفه نیز همین سرنوشت را در پیش خواهد داشت؛ وهابیت باید بداند امت حزب‌الله که پشتوانه‌اش مستضعفین جهان هستند، پیروز است.

جهان‌بین با اشاره به شراکت آل‌سعود در کشتار مردم بحرین گفت: پشت این برنامه آمریکا و اسرائیل قرار دارد و استکبار از بیداری مردم بحرین می‌ترسد؛ چون می داند از دل این قیام انقلاب اسلامی دیگری ظهور خواهد کرد و این قدرت شیعه است.

وی با تاکید بر اینکه وهابیت و آل سعود کوچکتر از این هستند که برای ایران تعیین تکلیف کنند، تاکید کرد: ما اهل ایجاد تنش نیستیم؛ اما اگر صحبت از حمله به جمهوری اسلامی ایران باشد، خاموش نخواهیم نشست.

این فعال دانشجویی با اشاره به بیان بحث‌هایی از سوی برخی‌ها مبنی بر اینکه ایران به دلیل شیعه بودن بحرینی‌ها از آنها حمایت کرد، ضمن رد این سخنان اظهار داشت: ایران بیشترین حمایت‌ها را از غزه و فلسطین انجام داد و این درحالی است که آنها سنی هستند.

جهان‌بین در پایان سخنان خود تصریح کرد که جنبش دانشجویی در کشور ما پیشتاز بوده و همیشه در برابر فتنه استکبار هوشیار و بیدار است و در گرداب نفاق دشمنان گرفتار نخواهد شد.

* دانشجوی بحرینی: شیعه و سنی در بحرین برای تحقق آینده‌ای روشن دست در دست هم داده‌اند

در ادامه تجمع مذکور، جعفر آشور دانشجوی بحرینی در حال تحصیل در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین، با حضور در تجمع دانشجویان طی سخنانی ضمن ابراز انزجار از جنایات آل خلیفه و آل سعود در کشورش، خواستار تلاش جدی و قاطع مجامع بین‌المللی در این زمینه شد.

وی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه آنچه در بحرین جریان دارد همان نهضت اسلامی بر علیه ظلم و جور است، اظهار داشت: آنچه که امروز در کشورهای اسلامی از جمله تونس، مصر، لیبی و یمن اتفاق افتاده است و آنچه که انقلاب‌ها در این کشورها را سبب شده است ظلم حاکم در این کشورهاست که ذلت و تحقیر و فقر را بر مردم این کشور تحمیل کرده است.

وی اضافه کرد: موضوعی که در کشور بحرین می‌تواند حائز اهمیت باشد و نسبت به قیام مردم در این کشورها تمایز ایجاد کند این است که حکومت بحرین در برابر این خواسته‌ها با شدت عمل و تهدید و ضرباتی از جنس آهن با مردم مقابله کرد؛ در نتیجه مردم بحرین نیز با عزم و صلابت و قدرت و اقتدار و شجاعت به مواجهه با آنها برخاستند.

آشور با تأکید بر مسالمت‌آمیز بودن و دوری از خشونت در انقلاب مردم بحرین تصریح کرد: مردم امتداد اراده‌ها و شجاعت‌های خود را در تظاهرات و تجمعات پرشور و پرقدرت استمرار بخشیدند و وقتی که حکومت در این مشکل بزرگ قرار گرفت و از متوقف کردن آن عاجز ماند از دولت‌های مجاوز درخواست کمک کرد.

این دانشجوی بحرینی با بیان اینکه این دولتها که در رأس آن عربستان سعودی همراه با امارات و کویت به اعزام ارتشیان به بحرین اصرار کردند، تصریح کرد: آنچه که امروز باعث جنایات عظیم در حق مردم بحرین شد این بود که آنها بدون هرگونه هرسلاحی با نیروهای به نام "ورع الجزیره " که اقدام به اشغال کشورشان کرده بودند مواجه شدند.

وی ادامه داد: اساتید و پزشکان را از کارهایشان اخراج کردند و جوانان و دانشمندان و علما را دستگیر کردند؛ علاوه بر آن به خانه‌ها شبیخون زده و اقدام به تخریب آن کرده و اموال آنها به غارت بردند و در اماکن مختلف و ورودی های شهرها و روستاها مراکز بازرسی خود را گسترش دادند و به فحاشی و تهمت زنی به خصوص به شیعیان زدند.

آشور با تأکید بر اینکه با رخ دادن این اتفاقات عظیم اقدامی از سازمان‌های حقوق بشر و در رأس آن سازمان ملل ندیدیم تصریح کرد: آنها به صورتی عمل کردند که گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ آمریکا و شبکه‌های عربی و غربی نیز در قبال این جنایات سکوت کرده‌اند.

این دانشجوی بحرینی با بیان اینکه اعتقاد داریم در رأس همه این امور و مدیریت کننده آن و طراحی کننده این حمله وحشیانه به مردم بحرین و هتک حرمت به مساجد و حسینه‌ها و تخریب آنها آمریکا قرار دارد خاطرنشان کرد: آنها باید بدانند که مردم با عزم و اقتدار و تقدیم خون و روح خود ایستاده‌اند و ترس از مرگ را از خود بیرون کردند؛ جوانان بسیاری امروز در بحرین در انتظار شهادت هستند که این سرمشق سالار شهیدان حضرت حسین (ع) است.

وی با تأکید بر اینکه انقلاب مردم بحرین تا تحقق اهداف ادامه خواهد داشت و تانکها و هلی کوپترها نمی‌تواند با ایجاد ترس جلوی آن را بگیرند، خاطرنشان کرد: مردم شیعه و سنی بحرین برای آنها دست در دست هم دادند و در انتظار پیروزی هستند و انشاءالله پیروز خواهیم شد.

وی در پایان سخنان خود از همه ملت‌های حامی مردم بحرین تشکر کرد.

براساس این گزارش، "پسر عموی " جعفر آشور دانشجوی بحرینی در حال تحصیل در ایران طی انقلاب مردم این کشور توسط نیروهای آل‌خلیفه و آل سعود به شهادت رسیده بود.

* کوشکی: آدم کشی در بحرین برای گرفتن انتقام‌ شکست در جنگ 33 و 22 روزه است

همچنین محمدصادق کوشکی کارشناس مسائل بین‌المللی با حضور در جمع دانشجویان تجمع‌کننده مقابل سفارتخانه بحرین در تهران طی سخنانی با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران صفحه تازه‌ای در تاریخ بشر ایجاد کرد، گفت: انقلاب اسلامی تحولی بزرگ در تاریخ جهان به وجود آورد.

وی با اشاره به انقلاب مردم کشورهای عربی و اسلامی خطاب به قدرت‌های استکباری گفت: اکنون شما صاحب اختیار کشورها نیستید بلکه جوانان بحرینی باید اجازه ماندن یا رفتن آل خلیفه را بدهند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی با تاکید بر اینکه آنهایی که امروز در بحرین آدم کشی می‌کنند، قصد دارند انتقام جنگ 33 روزه و22 روزه را بگیرند، تصریح کرد: مردم بحرین فدای کل جهان اسلام می‌شوند و امروز بحث مردم یک کشور و حتی یک منطقه نیست. بلکه بحث کل جهان اسلام است.

کوشکی با بیان اینکه هیهات که ما برادرانمان را در بحرین تنها بگذاریم، گفت: اتفاقاتی که اکنون در بحرین در حال رخ دادن است، آغاز راه است و اتفاقات جدی‌تری را در پیش رو خواهیم داشت.

وی همچنین در پایان سخنان خود ضمن ابراز حمایت از انقلاب مردم بحرین بر پیروز شدن این انقلاب تاکید کرد.

* رژیم بحرین به خواسته‌های مشروع و قانونی مردم تن دهد

بعد از سخنان کوشکی، بیانیه جمعی از اساتید دانشگاه‌های تهران شامل صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، تربیت معلم، شهید بهشتی، خواجه نصیرالدین طوسی، علم‌وصنعت و تربیت مدرس قرائت شد که متن کامل آن در ذیل می‌آید:
بسمه تعالی
مردم آزاده جهان
فرهیختگان دانشگاهی
رژیم‌های غیرمردمی حاکم بر کشورهای اسلامی به جای توجه به خواسته‌های به حق مردم کشورشان و سعی در رفع ظلم و ستم تاریخی اعمال شده بر آنان با حمایت کشورهای استکباری و در رأس آنها آمریکا و سکوت ننگین رسانه‌ها و مجامع بین‌المللی، دست به کشتار مردم زده و فشار استبدادی خود را با دستگیری و ضرب و شتم اقشار مختلف تشدید کرده‌اند.

در این میان اخراج ده‌ها استاد دانشگاهی در بحرین اوج بی‌خردی نظام غیرمردمی این کشورها را نشان می‌دهد که با یورش نظامی و به صورت وحشیانه در پیش چشم فرزندان و اقوام به بدترین وضع ممکن آنان را در خانه خود مورد ضرب وشتم قرار داده و با اتهامات واهی دستیگر و به نقاط نامعلومی منتقل کردند؛ که از آن جمله می‌توان به دکتر سیدمحمد یوسفی، دکتر عاصم احمد و دکتر مسعود جفر میرزا جهرمی اشاره نمود که در بند زندان رژیم سفاک بحرین گرفتار آمدند.

ما دانشگاهیان از رژیم بحرین می‌خواهیم که تن به خواسته‌های مشروع و قانونی مردم داده و کشتار، آزار، دستگیری و شکنجه‌ گروه‌های مختلف مردم و علی الخصوص دانشگاهیان را متوقف ساخته و هرچه زودتر اساتید دانشگاهی را آزاد نماید.

از جوامع جهانی به ویژه سازمان ملل، سازمان عفو بین الملل و کمیسیون حقوق بشر درخواست می‌شود هرچه زودتر رژیم حاکم بحرین را وادار نماید که جنایات خود را متوقف ساخته و دانشگاهیان در بند را آزاد نماید.

* پرچم آمریکا و اسرائیل در خشم انقلابی دانشگاهیان سوخت

همچنین دانشجویان پرچم‌های آمریکا و اسرائیل را در میان شعارهای "مرگ بر آمریکا " و "مرگ بر اسرائیل "‌به آتش کشیدند تا عامل اصلی جنایات دیکتاتورها در کشورهای عربی را محکوم کنند.

در پایان این تجمع بیانیه پایانی دانشجویان تجمع‌کننده قرائت شد.


 
فجر طلیعه ی تمدن اسلامی
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

انقلاب اسلامی - فتنه ها - بصیرت و حضور آگاهانه ی ملت

تقدیم به

ره جویان  بصیر حاضر در

صحنه ی نقش آفرینی اسلام

گوش کن!… صدای پای انقلاب اسلامی می آید. رابطه «انقلاب» با «اسلام»، همان رابطه «ولایت» است با «فقیه»، که انقلاب و ولایت، به خودی خود زیبا نیست. انقلاب اگر سبز باشد و اسلامی نباشد، ملت ها پسش می زنند. ولایت اگر ولایت فقیه نباشد که شعبه ای از ولایت رسول الله است، ملت ها دیر یا زود پسش می زنند. فرعون بیشتر از مبارک بر مصر حکومت کرد. مبارک بازیچه دست فراعنه است.

در مصر، دیدنی تر از اهرام ثلاثه، انتفاضه است. ما هنوز هم بهمن پنجاه و هفتی هستیم. «۹ دی ۸۸» بخشی مهم از یوم الله «۲۲ بهمن ۵۷» بود. ما نقطه عطف انقلاب اسلامی پدران مان هستیم. بهمن ۵۷ سی روز نبود. سیمرغ آتشفشان قاهره های دربند بود. فتنه ۸۸ کارش با سیدعلی بود یا بن عمر؟! چه می خواستند و چه شد! بنازم این جمله طنز را؛ «تونس، تونس اما سران فتنه نتونستن»! تونس اگر توانست، به خاطر ضد آمریکایی بودن جنبش بر حق شان بود.

در جمهوری اسلامی ایران هم، فتنه اگر نتوانست و بصیرت اگر توانست، به خاطر آمریکایی بودن سران فتنه و ضد آمریکایی بودن نظام مقدس ما بود. از این پس به جای فتنه ۸۸ بیشتر باید از بصیرت ۸۸ سخن گفت.

خاورمیانه، صدای بصیرت ما را شنید. مصری که روزگاری دولتش میزبان شاه فراری ما بود، حالا ملتش شاه خودش را برنمی تابد. مصر، موسی می خواهد، نه فرعون. مبارک، عزیز مصر نیست. مبارک زشت است، عزیز مصر زیبا بود. مبارک هم بازیچه دست آمریکاست. مستقل بودن از بازیچه بودن بهتر است.

سران فتنه چاپلوسی آمریکا و اسرائیل کردند. خاک بر سر متملقین! خاک بر سر هر چه ریاکار چاپلوس! خاک بر سر سران فتنه که به جای مدح ماه، دست بر گردن شب انداختند و خاک بر سر سالوس منافقی که با جرج سوروس، هم بستر فتنه شد! آمریکا و اسرائیل خواستند با کمک یک مشت بازیچه و چند عدد میکروب سیاسی، از جمهوری اسلامی کاریکاتور بکشند!

یک عده از خواص که نام فرزندشان حتی «عبدالله» نیست، این وسط اما خوش، خوشان شان شد و نامه سرگشاده نوشتند. «بازیچه» را «آقا» گفت. «میکروب سیاسی» را «آقا» گفت و هنوز هم حرف ما همان خطبه های نمازجمعه مولای مان است. اولا «رهبری» نه، و «رهبر انقلاب اسلامی».

نام بلند «علی» را درست باید گفت و ثانیا رهبر معظم انقلاب اسلامی، فقط از اوضاع جامعه خودمان باخبر نیست. خامنه ای از اوضاع جهان باخبر است. کسانی که از عهده تربیت بچه های خود برنیامدند، ما از اوضاع شان باخبریم. خمینی از اوضاع شما باخبر بود که فقط در خامنه ای، لیاقت رهبری دیده بود.

کسانی که بچه شان فرار می کند از خانه، چطور می خواهند جامعه را اداره کنند؟! مهدی هاشمی به این کشور برگردد، «رنج قانون» به استقبال او می رود، نه «گنج قارون». گذشت دوره ای که عده ای از سابقه خود چماق بر فرق ما بکوبند. ما همه سابقه داریم! راستی، کدام سابقه؟! ۱۸ تیر، سابقه شما بود که مردود شدید در آن.

زندگی شاهانه، سابقه شماست. ادعای تقلب سابقه شماست. فتنه ۸۸ در سابقه شماست. آشوب عاشورا سابقه شماست که در آن مردود شدید. ۹ دی سابقه شما بود که مردود شدید در آن. ۸ ماه جنگ تحلیلی، سابقه شماست. نامه بدون سلام سابقه شماست. اتفاقا ملاک اگر حال فعلی افراد نباشد و سابقه افراد باشد، عالیجناب راس فتنه باز هم متهم است.

حرف من هنوز هم همان حرف های نمازجمعه سیدعلی است. ولی امر مسلمین جهان، فقط رهبر ما نیست. خامنه ای، این خلف صالح خمینی، امید آنانی است که در تونس، «بن عمر» را نمی خواهند و در مصر، «مبارک» را، در شبه جزیره، «ملک عبدلی» را و در ایران، سران فتنه را. خامنه ای پاسدار رای همه ملت های منطقه است. این روزها در سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی، خاورمیانه چقدر دیدنی شده است. ملت ها همه هنرمند شده اند. کاریکاتوریست شده اند.

کاریکاتور، هنر مصری هاست. کاریکاتور، هنر تونسی هاست. کاریکاتور، هنر ماست و دوئل میان فتنه و بصیرت، به سکانس رویایی خود رسیده. این فقط «بن فتنه» نیست که در بهشت زهرا از ۷۲ تن اخراج می شود. «بن عمر» هم از تونس اخراج می شود و مصر، به جز روستایی کویری در دل ایران، نام کشوری آفریقایی است. به ایران گردان و جهان گردان می گویند توریست و به حامیان سران فتنه، به آمریکا و اسرائیل می گویند تروریست. توریست، نیل را از موسی و کویر را از رای پابرهنه ها بیشتر دوست دارد. تروریست، فتنه را از بصیرت بیشتر دوست دارد.

کاش همان گهواره که موسی را به نیل انداخت، صندوق رای مصری ها شود. من مصری نیستم اما مبارک را نمی خواهم. همچنان که مصری، ایرانی نبود و خمینی را می خواست. شاه را نمی خواست. تونس و مصر، پایین شهر این جهان اند. دنیا که فقط «منهتن» نیست. میزان رای مردم همه کشورهاست.

فتنه ۸۸ موزه عبرت توریست هاست، که یک تیر، چگونه برمی گردد به چشم تیرانداز. بن عمر هم مثل موسوی مثل خاتمی مثل کروبی مثل مبارک مثل آل سعود مثل شاه، فراری شده، سوار گاری شده. به به! چه سالگرد انقلاب اسلامی ای… این بانگ آزادی کز خاوران خیزد، فریاد انسان هاست کز نای جان خیزد؛ آتشفشان قهر ملت های دربند است، حبل المتین توده های آرزومند است.

*   *   *

اینجا خاورمیانه…

« موسی جلوداراست ونیل اندرمیان است ».

التماس دعا


 
عفاف در سیره ی بزرگ بانو ی اسلام حضرت زهرا ( س )
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی
عفاف ، عزتمندی وآراستگی

عفاف یک حالت روحی وفضیلت اخلاقی است که سبب می شود انسان اندام ظاهری خودراوسیله ی خودنمایی وجلب توجه دیگران قرارندهد واجازه ندهد ناپاکان ازاواستفاده کنند . انسان عفیف حیادارد وارزشهای والای اومی تواندتحسین واحترام دیگران رابرانگیزد .انسان عفیف ُ آراسته است اما آراستگی اوبه گونه ای است که جسم اووسیله ی جلب توجه دیگران قرار نمی گیرد .
عفاف خصلت هرانسان بافضیلتیُ اعم اززن ومرداست.آما وجودآن درزنان ودختران ارزش بیشتروبرتری دارد .زن مظهر جمال خلقت است واین زیبایی هم درباطن وهم در ظاهراومتجلی است .احساسات لطیف زن که بیانگرزیبایی های درونی وی می باشند وهمچون سایه ی رحمت الهی ُ آرامش بخش کانون گرم خانواده است ُبازیبایی ظاهر اوعجین شده است .
آراستگی همراه باعفت وحیا نشانه ی شخصیت روحی ودرک متعالی فرداززندگی است .

فلسفه ی پوشش زن مسلمان

زن مسلمان ُ تجسم حرمت وعفت درجامعه است . حفظ پوشش به نوعی احترام گذاردن به زن ومحفوظ نگه داشتن وی از نگاه های شهوانی  است .
چنانچه زن حدود رارعایت ننمایدهربیماردلی به او طمع نموده وبانگاه آلوده اش حریم زن را
  می شکند. آن شخصیتی که بایدسالم بماند ونسل سالم تربیت کندُ تحت تاثیر دیده های آلوده به گناه به طرف شهوات سوق داده شده ودرنتیجه هویت واقعی اش رافراموش کرده درچنگال بیماردلان وهوسبازان گرفتار می آید وازمنش انسانیش سقوط کرده وبه غرقاب حیوانیت می رود .
میل به خودنمای وجلوه گری به مصالحی درسرشت زن نهفته است که بایددرمسیر درست وهدفی والا به کار گرفته شود ُ ثمرات مطلوبی خواهدداشت ودرجهت کمال اوکارآمد خواهدبودودرمسیر فراهم آوردن محیطی مناسب همراه بازندگیش ُ سودمند خواهد شد .
درکلام امام علی (ع) است : «زکات زیبایی ُ عفاف است . »
زیبایی برای زن ُ سرمایه است اما باید بجا مصرف شود وزکات جمال زن ُ حفظ عفاف وپوشش است .

سخنان حضرت فاطمه (س)

از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد.

فااطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

الگوی زنان عالم

زیبا ترین غزل ناب هستی
رحمت خاص حق تعالی در این جهان ظلمانی مادی با خلق فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این غربت لامکان،نزول اجلال نمود و بدین ترتیب بوی بهشت در این جهان مادی قابل استشمام شد.
حضرت فاطمه سلام الله علیها در همه ابعاد گوناگون زن بودن،نمونه بود.مظهر یک دختر در برابر پدرش،مظهر یک همسر در برابر شوهرش،مظهر یک مادر در برابر فرزندانش و مظهر یک زن مبارز مسئول دربرابر زمان و جامعه اش.

حجاب وجذابیت زن

حضرت فاطمه (س) الگوی برتر بانوان در حجاب و عفاف است . 
حضرت زهرا (س) سر مشق و الگوی جهانیان در عبودیت به درگاه خداوند متعال، ایثار و گذشت معرفت، بصیرت، ساده‌زیستی، همسرداری و الگوی همیشگی ولایت‌مداری است.

حضرت فاطمه (س) جامع‌ترین الگوی رفتاری در حوزه حجاب و عفاف است و زنان مسلمان وظیفه دارند برای حضور در تمامی سطوح جامعه آن حضرت را الگوی خود قرار دهند.

تقید زنان به حجاب و پوشیدگی در خارج از محیط خانواده باعث افزایش میزان جذابیت آنان بویژه برای همسرانشان می گردد.
حضرت علی علیه السلام در تمثیل زیبایی زن را به شاخه گلی تشبیه فرمودند: "المرأة ریحانة" یک معنای این تشبیه این است که همان سان که گل تا زمانی که در پوششی چون کاسبرگ از انظار رهگذران مستور است،از دستبرد گل چینان و سایر حوادث نیز محفوظ می ماند و بعلاوه طراوت و شادابی خویش را حفظ می کند.ولی هرگاه از این پوشش به درآمد و در رهگذار عابرین به خودنمایی پرداخت،در معرض انواع و اقسام حوادث و آفات و آسیب های طبیعی و غیرطبیعی قرار خواهد گرفت و دیری نمی پاید که طراوت و شادابی خویش را از کف داده و بر اثر دست به دست شدن و سایر عوامل،رو در پژمردگی و پرپر شدن نابهنگام می نهد.زن نیز موجودی است که آفریدگار حکیم لطافت ها،ظرافت ها و زیبایی های گل گونه را در او به ودیعت نهاده است.مادام که در پوشش حجاب قرار گیرد،طراوت و شادابی و طبعا جذابیت خویش را نیز پاس می دارد.اما آن گاه که این پوشش و محافظ را از خویشتن فرو نهد،دست های تجاوزگر بسوی این گل ها دراز می شود و چه بسا در عنفوان جوانی به پژمردگی و بی نشاطی بگراید
.

نقش حجاب بر زن مسلمان

حجاب به زن استقلال ، عزت نفس ، احساس بی نیازی ، آرامش خاطروامنیت می دهد .

حجاب فکرواندیشه زن راازاشتغال دائم به ظاهرسازی وجلوه گری درمحیط جامعه آزاد می کندوبه اواستقلال فکروعملی  می بخشد.حجاب بهترین   وسیله آسایش،آرامش وسعادت است وباعمل به قوانین الهی است که فرد وجامعه می توانندازمواهب زندگی به بهترین نحو ممکن بهره می گیرد .

حجاب حصارزیبایی است دراطراف توکه ازگزند حوادث مصونت می دارد .                      
حجاب حریم مقدخلق شده ، گل سرسبد عالم خلقت ازدامان توپابه عرصه ی وجود می گذارد .
          
توکشتزار انسانیتی س وقلعه آرامش توست .
تو انسان پروری ودروجودت عالی ترین عواطف وصفات متعالی انسانی وجوددارد .
جسم توتنهاملاک ارزش وشخصیت تونیست ، خالق هستی پس از آنکه همه خوبی ها رادرجان و
  جسم توقرارداد پوششی برای جسم وجانت نهاد تا گنج های وجود تو بدست نااهلان غارت نشود .
حجاب پوشش جسم توست ، چرا که پیامبراکرم (ص) بادست مبارکش آن رابرای تو به ارمغان آورد ،
 تابا استفاده از آن به امنیت برسی  وبا وقار وآزادی درجامعه ظاهر شوی وجذابیت وجودت سبب نشود سودجویان جامعه حقیقت وجود توراتهدید نموده وآن رابه تباهی بکشانید              

حجاب صدف است وگوهر گران بهای آن را می شناسد .
باحجاب شدن یعنی به نمایش گذاشتن شخصیت واقعی زن
حجاب حفاظی براسرارحقیقت ذات توست که آن راپاس می دارد .
گنج وجودت تازمانی که درپوشش زیبای حجاب باشد ارزشمند است وطالبان حقیقی سرمایه ارزشمند عمرخویش رابه پای آن نثار می کنند وآن راگرامی می دارند .
حجاب پوششی است برجسم ، آرامشی است برروح ، بینشی است درچشم ، قدرتی است دراراده ، همتی است عالی ، قلعه ای نفوذناپذیر ، حریمی است مقدس ، استوانه ای است پابرجا ، پناهگاهی است امن ، خاری است درچشم دشمن ، اندوهی
  برقلب شیطان ، سپری است دربرابر تیرهای بلا ، آبی است برآتش ، امنیتی است برجامعه ف تمرکزی است درحواس ، اعتمادی است درزوجین ومهیمن خشم الهی است .
زن مسلمان زنی است که عظمت وشکوه خودرا درهمسروفرزندانش جلوه گرمی سازد وحضورش درجامعه همراه با وقار و عفاف است .

 حضرت فاطمه زهرا (س) الگوی پوشیدگی

حجاب وعفاف کامل ، دستور وتوصیه ی خداوند مهربان به همه ی دختران وزنان باایمان است .

ای پیامبر ! به همسران ودخترانت وزنان مومنان بگو : جلباب های (روسری های بلند) خودرابرخویش فروافکنند  .این کاربرای این که شناخته شوند ومورد آزار قرار نگیرند بهتر است واگرتاکنون خطاوکوتاهی ازآن ها سرزده توبه کنند وخداوند همواره آمرزنده ی رحیم است .

دستور به حجاب وعفاف نه تنها یک ضرورت اجتماعی برای حفظ عفت جامعه است ، بلکه مهم ترین راه کار حفظ عفت ، کرامت وشخصیت انسانی زنان درعرصه های گوناگون می باشد .وپاره ی وجودرسول اکرم (ص) کامل ترین اسوه والگوی حیا ، عفت وحجاب است .

حضرت صدیقه طاهره درهمه ی صحنه های گوناگون اجتماعی حضور داشت ، اما باهمه ی این احوال ، عفاف وحجاب اودر اوج یگانگی وبی مثالی بود .

     چادر عــــــفتت از ، بــــــــــارقه ی نورخدا                   پرده ی عــــصمتت از ، اقمشه ی شهر قدم     

پـــاکی از پـــاکی تو آیه ی تطهیر تو بس             عــصمت ازعـــصمت تودست وبنانش به قلم   

 بهترین وسیله ، حجاب

حجاب یکی ازضروریات دین مقدس اسلام است . اگرکسی منکریکی ازضروریات دین شود درصورتی که انکار خداوند سبحان ورسول مکرم اسلام (ص) بازگرددمرتد وکافراست .آن چه درموردحجاب بایدمدنظرقرارگیرداین است که زن باپوشش ، هم خودراازخطرمصون می داردوهم جامعه راازفسادنجات می بخشد. زیرابی حجابی وبدحجابی باعث تحریک جوانان شده ، درنتیجه فجایع ناخوشایندی به وجود می آورد . پس زن ضمن حفظ حجاب ، باید ازهرگونه حرکت تحریک آمیز که موجب توجه بیگانه گردد ، اجتناب کند. بهترین وسیله برای پوشش ومستور بودن زن از نامحرم ، چادر است . رهبر معظم انقلاب فرمود : چادر بهترین نوع حجاب ، ونشانه ی ملی ماست .چادر لباس ملی واسلامی مورد علاقه زنان مسلمان ایران است.                                 

عفاف و حجاب از نظر حضرت فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) مظهر عفاف وتقوا، سرمشق وسرور تمامی زنان مسلمان است .

روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید : چه چیز برای زنان ازهمه بهتر است .

یاران ندانستند علی(ع)خدمت فاطمه(س) آمد.فاطمه(س) پاسخ داد:

ازهمه چیز بهتر این است که نه آن ها مردان راببینندونه مردان بیگانه آن هارا.

وچون علی (ع)بازگشت وپاسخ داد حضرت رسول (ص)فرمودند: چه کسی این پاسخ رابرای توبیان کرد؟ عرض کرد :فاطمه(س) وحضرت فرمود: او پاره تن من است .

زهرای اطهر این برترین الگوی زن وعالیترین چهره بشریت گو اینکه فریادگری علیه ظلم راپیشه داردو ستم بر امام خویش وجامعه رااز محدوده خانه پابه بیرون می نهد و در اجتماع حضور می یابد و بابلیغ ترین جمله هاازحق وحقیقت دفاع     می کند اما این همه درنهایت آزرم، حیا وعفاف است .


 
← صفحه بعد