حجاب و عفاف ( 1 )
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢ : توسط : وبلاگ نویس فرهنگی

حجاب در آموزه های قرآنی

 

حجاب که به معنای پرده و پوشش و حایل میان دو چیز است ، نوعی پوشش برای مردان و زنان مومن است . هر چند که این اصطلاح در عرف مردم تنها در زنان به کار می رود ولی تفاوتی در وجوب و لزوم اخلاقی ، شرعی و حقوقی آن نیست. آن چه پوشش مردان از زنان را متمایز   می سازد در مقدار و کیفیت پوشش     می باشد و اگر اندازه و چگونگی را در اصل صدق واژه وارد ندانیم بی گمان نمی بایست در مساله پوشش و حجاب برای هر دو گروه جنسیتی تفاوتی محسوسی را قایل شویم.
به نظر می رسد که حجاب و پوشش پیش از آن که امری شرعی و دستوری قانونی باشد ، مساله انسان است. در گزارش قرآن از برخورد و واکنش ابتدایی آدم و حوا در بهشت موقت به این مهم توجه می دهد که مساله پوشش گرایشی فطری است؛ زیرا آن دو پس از نزدیکی و یا خوردن از میوه درخت ممنوع به شکل و شمایلی در آمدند که برای آنان شگفت انگیز بود. قرآن از واژه سواة برای این شمایل جدید استفاده می کند.
         ( اعراف آیات 26 و 20 و 22 و 27 و طه آیه 121) سواة در اصطلاح قرآنی دست کم در دو معنای بدن و یا نقاط حساس و ناپسند بدن به کار رفته است. به این معنا که در آن مولفه های جسمانیت و نوعی کراهت و ناپسندگی را می توان ردگیری و شناسایی کرد. سوء هر کار ناپسند و زشتی است که به طور طبیعی انسان را ناخوش می آید. در داستان کشته شدن هابیل ، قرآن از جسد بی جان هابیل تعبیر به سوآه می کند.           (مائده آیه 5) بنابراین تن و جسم بی جان که از آن به جسد تعبیر می کنیم ، در کاربرد قرآنی سوآه خوانده شده است.
از این رو می توان با توجه به گزارش قرآن و واکنش شتاب آلود و تند آدم و حوا از پوشیدن برخی از اعضای بدن یا تمام آن با برگ های درختان این احتمال تقویت می شود که انسان به طور طبیعی از عریان و لخت بودن کراهت دارد. نکته ای که قابل تامل است آن که برخی این پوشش را تنها به بخش های حساس تن نسبت می دهند به این معنا که گفته اند آن دو برگ های برخی از درختان بهشتی را کنده و با دست آن برگ ها را نگه داشته اند و خود را بدین صورت از یک دیگر پوشانده اند؛ ولی سخن این است که در آیات قرآنی سخن از نگه داشتن برگ ها با دست نیامده است . به نظر این احتمال درست تر می اید که آنان با برخی از برگ های برخی از درختان که از پهنای کافی برخوردار بودند تن و بدن خود را پوشانده اند و آن را به شکل پوشش و لباس به تن کرده تا بدن آنان نمایان نباشد. بنابراین می توان گفت که این پوشش می توانست کامل و تمام باشد و تنها به نقاط حساس اختصاص نداشته باشد؛ زیرا اگر حوا می خواست حتی با دو دست برگ ها را نگه دارد می بایست دو دست دیگر نیز پیدا می کرد تا دو جای دیگر را نیز می پوشاند که آن دو نیز از حساسیت برخوردار بوده و نوعی شرمگاه به شمار می آمده است. از کاربرد سوآه در معنای بدن در آیه دیگر می توان این برداشت را تقویت کرد که آن دو تمام تن خویش را برگ های درختان پهن برگی پوشانیده اند که شباهت به برگ های درخت موزه داشت که نوعی برگ های بلند و سرتاسری هستند.
به هر حال انسان به طور فطری و طبیعی از لخت و عریان بودن گریزان است و هر انسان سالم شخصیتی و روانی خود را از دیگری می پوشاند.لباس در قرآن به عنوان پوشش تن و بدن ( سواه ) یاد شده است.( اعراف آیه 26) زشت و ناپسند دانستن نشان دادن شرمگاه و بی پوشش بودن آن بخش به نوع تربیت و یا اخلاق اجتماعی انسان بستگی ندارد. به این معنا که هر کس به طور فطری عدم پوشش بخش های خاص و شرمگاه را ناخوش و ناپسند می دارد و اگر تربیت اجتماعی و خانوادگی اثر و نقشی را در این حوزه بازی کند، در آموزش و تربیت ضد اخلاقی آن است؛ در حقیقت نوعی اجبار و تحمیل آموزشی و تربیتی موجب می شود تا انسان ها از حالت طبیعی و فطری خارج شوند؛ چنان که در باره دین این اتفاق افتاده است و مردمانی که به طور طبیعی گرایش به خدا و اسلام دارند به آیین و شرایع و ادیان دیگری مجبور می شوند و به تعبیر پیامبر (ص) با تربیت خانوادگی و آموزش های اجتماعی و تحمیل از فطرت اسلام دور شده و یهودی و مجوسی و مسیحی می شوند.
اسلام به عنوان دین فطرت مساله حجاب و پوشش مردان و زنان را لازم و واجب شمرده و مطابق فطرت دستورهای شرعی خود را صادر کرده است. اصول اخلاقی بشر نیز این اقتضا را دارد و تنها انسان ها بی تمدن از پوشش کامل برخوردار نمی باشند. هر انسان با شخصیت و سالم اجتماعی به طور طبیعی در هر پست و مقامی که باشد به پوشش گرایش داشته و آن را اخلاقی و هنجاری بر می شمارند و بر همین پایه و اساس است که قوانین بشری نیز چنین چیزی را پسندیده و تقویت می کند. در این نوشتار کوتاه و گذرا به اهمیت ، آثار ، فلسفه ، زمینه ، حجاب اشاره می شود.

 

اهمیت حجاب

 

در اهمیت حجاب در بینش و نگرش قرآنی می توان به آیاتی اشاره کرد که در آن حجاب و پوشش را نشانه ای از عفت و پاکدامنی دانسته است. خداوند در آیه 60 سوره نور می فرماید که حتی زنانی که امید ازدواج ندارند و به سنی رسیده اند که میل و رغبتی به جنس مخالف در آنان نیست و از شور و زندگی افتاده اند ، بهتر است که ایشان نیز پوشش را رعایت کنند و خود را چنان بپوشانند که مورد توجه قرار نگیرند و زینت های ذاتی و عرضی خود را نشان ندهند و ننمایانند. آن گاه در بیان فلسفی این دستور و ذکر حکمت آن می فرماید: اگر عفت را بجویند آن برایشان بهتر است. استعفاف و عفت جویی امری است که برای همگان مفید و نیک و پسندیده است چه این فرد پیری باشد که رغبتی به جنس مخالف نداشته باشد و یا جوانی که در اوج گرایش به جنس مخالف است. کسی که پوشش را مراعات می کند به نوعی امنیت روحی و روانی دست می یابد که مورد توجه همگان و خیر عمومی است؛ زیرا هنگامی که شخص خود را به گونه ای مناسب بپوشاند از نظر شخصیت خود را چنان می نمایاند که باید باشد. انسان ها به طور طبیعی از کسانی که از اصول اخلاقی دوری می کند ، کراهت می ورزند. در این مساله تفاوتی نیست که فرد پیر و یا جوان باشد؛ بلکه حساسیت نسبت به افراد پیر و سالخورده بیشتر است، زیرا از این دسته افراد این توقع نیست که بر خلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و هنجارهای شناخته شده عمل کنند. از این رو خیر ایشان است که خود نیز همانند دیگران پوشیده باشند و از حالت عمومی پوشش بیرون نروند.
قرآن پوشش را نشانه تقوا نیز بر می شمارد ؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی ها نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان بر پایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد. اگر کسی مسلمان است نشانه های خواهد داشت . برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که درجامعه پای بند قوانین آن باشد. کسی که پوشش را رعایت نمی کند در حقیقت می کوشد تا بنمایاند که بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. در مدارس برای هر گروه سنی و سطوح علمی لباس و پوشش های رنگی خاصی است که بیانگر و نشانگر گروه و سطح است . این نشانه ها کمک می کند تا بفهمد که این فرد کارگر نیست و یا دانشجویی است. پوشیدن لباس سفید در بیمارستان کمک می کند تا کادر بیمارستانی از دیگران شناخته شوند. چنان که نوع پوشش روحانی بیانگر وظیفه و کاری است که بر عهده او نهاده شده است. کسی که پوشش اسلامی را مراعات می کند با این شیوه بیان می کند که اهل تقواست و بر اصول اسلامی تاکید دارد. از این رو ، قرآن رعایت پوشش اسلامی را نشانه ای از تقوا دانسته است.    ( احزاب آیه 55)
قرآن در تبیین فلسفه و حکمت دستور پوشش اسلامی افزون بر گرایش فطری بشر به این نکته اشاره می کند که پوشش مناسب موجب می شود تا فرد در امنیت قرار گیرد و کسانی که بیمار دل هستند و از شخصیت سالم اجتماعی و روانی برخوردار نمی باشند ، متعرض آنان نمی شوند. ( احزاب آیه 59)
در توضیح این حکمت باید به این مساله اشاره کرد که انسان به طور طبیعی از هر چیزی که نسبت به آن جهل دارد می هراسد و از آن گریزان است. افرادی که در سایه زندگی می کنند و در روش و رفتار خود از نوعی عدم شفافیت بهره می جویند و به سخنی در زمینه خاکستری حرکت می کنند ، از نوعی ابهت برخوردار می شوند که دیگری به سادگی متعرض آنان نمی شوند. زنانی که با پوشش مناسب خود را می پوشانند به شکل در زمینه خاکستری قرار می گیرند و به شکلی برای دیگری مجهول و ناشناخته می گردند. همین مساله موجب می شود که دیگران با وی به آسانی نتوانند برخورد کنند و نوعی خطوط قرمز در اطراف وی پدیدار می شود که متعرضان را از تعرض به وی باز می دارد که نکند هر بیشه ای خالی باشد ؛ زیرا که شاید پلنگی خفته باشد و با تعرض به وی از بسیاری از حقوق اجتماعی و فردی خود محروم گردد. این گونه است که حجاب به عنوان عامل بازدارنده از تعرض دیگران عمل می کند و شخص با حجاب به حریم امنیت رانده می شود .

 

آثار حجاب

قرآن برای حجاب و پوشش مناسب اسلامی آثار معنوی و نقش اجتماعی خاصی را بیان می کند که نمونه آن در مساله امنیت و تقوا گفته شده است. در حقیقت با بیان فلسفه و اهمیت حجاب به برخی از آثار معنوی و اجتماعی نیز اشاره شده است. غیر از مصونیت از تعرض هوسرانان و کسب امنیت می توان به برخی از آثار دیگر حجاب نیز اشاره کرد که از آن جمله طهارت قلبی و پاکی درون مردان و زنان است. پوشش مناسب موجب می شود که هم مردان در هنگامه برخورد و مواجه با زنان گرفتار انحراف و پلیدی و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مردانی که تن خود را می پوشانند از امنیت و طهارت قلبی سود برند. هنگامی که مردی پوشش مناسب داشته باشد زنی که با وی سخن می گوید و یا وی را می بنید تحت تاثیر اندام وی قرار نمی گیرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمی رود ؛ چنان که پوشش مناسب زن نیز چنین فرصتی را برای مردان فراهم نمی آورد. در حقیقت این اثر حجاب به خود فرد باز نمی گردد بلکه به دیگری سود می رساند. به این معنا که حجاب و پوشش مناسب این فرصت را برای مردان و زنان فراهم می آورد تا از طهارت قلب برخوردار باشند و گرفتار ناپاکی دل نگردند. هر چند که می توان برای آن اثری در خود فرد نیز یافت که عبارت از امنیت فردی در برابر دیگری است و شخص با حجاب خود نمی گذارد که جنس مقابل تحریک شده و متعرض وی گردد.( احزاب آیه 53)
از آثار دیگر اجتماعی پوشش مناسب، شناخت زنان سالم و مومن جامعه از زنانی است که می توان از آنان به افراد بی شخصیت یاد کرد. در گذشته کنیزان در جامعه به عنوان افراد بی شخصیت قلمداد می شدند و برای کارهای پست و نیز ارضای شهوانی مورد بهره برداری جنسی قرار می گرفتند. این دسته از زنان بر خلاف زنان آزاده بودند که از نظر اجتماعی از شخصیت سالم برخوردار بوده و از جایگاه و ارزش ویژه ای برخوردار بودند. پوشش مناسب اسلامی دو دسته از زنان با شخصیت و بی شخصیت اجتماعی را از هم جدا و متمایز می کرد. زنان بی شخصیت به حجاب و نمادهای پوششی مناسب اعتنایی نمی کردند و در جامعه رها بودند و از آنان امید این نمی رفت تا خود را مناسب با ارزش های اجتماعی جامعه هماهنگ وهمراه سازند. از این رو در قرآن لزوم پوشش از آن رو برای زنان آزاده و با شخصیت خواسته شده بود تا زنان هرزه و بی شخصیت باز شناخته شوند. کسانی که با حجاب مناسب بودند این نشانه را با خود همراه داشتند که ایشان از شخصیت و جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردارند و کسی نمی تواند متعرض آنان شود( احزاب آیه 59)
از دیگر آثاری که قرآن برای پوشش یاد می کند ، اثر معنوی پوشش و دست یابی به رحمت و آمرزش الهی است. ( احزاب آیه 59) نکته جالب در این تعبیر قرآنی آن است که سخن از غفران به عنوان پاداش پوشش یاد شده است؛ زیرا غفران به معنای پوشاندن گناهان است. کسی که خود را از دیگری می پوشاند و حجاب را مراعات می کند به اسم غفران پناه برده و خداوند نیز او را از شر گناه و آسیب های احتمالی آن می پوشاند و گناهانش را بخشیده و بر آن پرده ای می نهد که دیگری از آن با خبر نمی شود ؛ چنان شخص با حجاب با پوشش خود مواضع ناخشنود و زشت خود را پوشیده است.
خلاصه آن که حجاب و پوشش در آموزه های قرآنی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و برای آن آثار اجتماعی و معنوی چندی است. آثاری که نه تنها موجب می شود انسان را به خدا نزدیک کند بلکه شخص را در امنیت و آرامش روحی و روانی و اجتماعی قرار دهد.